امارات از ورود به عرصه سوریه اهداف خاصی را دنبال میکند و توافق با سوریه چه پیامهایی را مخابره میکند؟
امارات بهدنبال این است تا سوریه را به جمع کشورهای عربی بازگرداند و از این اقدام چند هدف را دنبال میکند. نخست میخواهد به نحوی در میان کشورهای عربی بیشترین نفوذ را در سوریه داشته باشد. از سوی دیگر نیز باید توجه داشت که آنها از مواضع ضدسوری گذشته خود نیز عقب نشینی کردهاند هرچند احتمالا این رویکرد نمایشی باشد و در باطن با حکومت فعلی سوریه موافق نباشند اما به نظر میرسد که این سیاست را در ظاهر در پیش گرفتهاند و نمیخواهند اتحادیه کشورهای عربی خالی از اعضای عرب باشد. در گذشته ترکیبی از کشورهای عربی سوریه را طرد کردند تا این کشور بهواسطه انزوا، با تغییر حکومت مواجه شود و حکومت مدنظر عربستان و امارات در آنجا به حکومت برسد که این سیاست موفقیت آمیز نبود. در همین راستا تصمیم بر این شده است تا بار دیگر سوریه را در میان خود بپذیرند تا زمانی که به نام اتحادیه عرب صحبت میکنند جمع بیشتری از کشورها را شامل شود. امارات نگران این است که کشورهای عربی بیشتری از اتحادیه عرب کناره گیری کنند و به نحوی میخواهند این رویه را تغییر دهند.
نزدیک شدن امارات به سوریه ارتباطی با آغاز روابط امارات و اسرائیل دارد؟
مشخصا از زمانی که امارات روابط خود را با اسرائیل به صورت رسمی آغاز کرده است، امنیت امارات با چالشهای جدی مواجه شده است. امروز امارات نگران این است تا برخی گروهها علیه این کشور بهواسطه رابطهای که با اسرائیل دارد عملیاتهایی انجام دهند و به همین علت بود که ورود اتباع 13 کشور مسلمان به داخل خاک خود را ممنوع کرده بود و هنوز نیز محدودیتهایی را ایجاد کرده است. امارات میخواهد با حضور در کشورهایی که به جریان مقاومت نزدیک هستند از آغاز حرکت علیه خود جلوگیری کند. امارات حساب ویژهای روی تجارت و گردشگری و اقتصاد خود باز کرده است و مشخصا نمیخواهد فرصتهای این چنینی خود را بهواسطه برقراری ارتباط با اسرائیل از دست دهد و به همین علت نیز روابط خوبی با سوریه ایجاد میکند تا بگوید سیاست جدید آنها این است که با تمامی دولتهای جهان خوب باشند و این معطوف به اسرائیل نیست و با دشمن اسرائیل نیز رابطه خوبی دارد. امروز قسمتی از خاک اسرائیل که با نام بلندیهای جولان معروف شده است تحت اشغال اسرائیل است و سازمان ملل نیز عنوان کرده که آن ارتفاعات جزئی از خاک سوریه است و قطعنامه نیز در این خصوص ایجاد شده است. از 1967 تا به
امروز صلحی میان اسرائیل و سوریه بهوجود نیامده است و صرفا در وضعیت آتش بس هستند و این نشان میدهد که سوریه و اسرائیل دشمنی دارند. در همین راستا امارات این گونه با سوریه نیز ارتباط برقرار کرده است تا به صورت نمایشی سیاست موازنه خود را به سایر کشورها نشان دهند. امارات و بحرین به همراه آمریکا و اسرائیل در دریای سرخ یک رزمایش مشترک برگزار کردند که نشان میدهد امارات با کدام کشورها رابطه بهتری دارد و با کدام کشورها بهواسطه ظاهرسازی ارتباط برقرار میکند. مشخصا کشوری که در کنار ملت عرب است با اسرائیل رزمایش مشترک برگزار نمیکند و آنها در توافق با سوریه به نحوی میخواهند بر این رسواییها سرپوش گذارند. امارات یک سیاست توسعه طلبانه در دستور کار خود قرار داده است و در راستای این سیاست مجبور است از برخی مواضع اشتباه خود نیز عقب نشینی کند که یکی از آنها در قبال سوریه میتواند باشد. امارات هر اقدامی انجام میدهد صرفا در راستای منافع خود است و در حال تغییر سیاست به همین علت است.
یکی دیگر از کشورهایی که در خاورمیانه تحولات آن امروز بسیار تعیین کننده است، یمن است که در آخرین رویداد شاهد بودیم که دولت مرکزی یمن چند کارمند سفارت آمریکا در صنعا را بازداست کرده است، آیا گمانه زنیها در خصوص اینکه این اتفاقات به ایران ارتباط دارد، میتواند صحت داشته باشد؟
بازداست چند تبعه یمنی که کارمند سفارت آمریکا در صنعا بودهاند قطعا به ایران ارتباطی ندارد و این یک مساله داخلی یمن است. باید توجه داشت که این گونه دستگیریها زمانی رخ میدهد که یک اتفاق غیرقانونی از سوی کارکنان رخ دهد. مشخصا اقدامات خارج از عرف دیپلماتیک از سوی هیچ کشوری پذیرفته نیست و برای آن قوانینی خاص وضع شده است. ما بارها شاهد بودهایم که سفارتخانهها و کنسولگریهای آمریکا در کشورهای مختلف فعالیتهای غیرقانونی زیادی انجام میدهند و این نخستین بار نیست که عامل اقدامات غیرقانونی شناخته میشوند. در تحریکهای قومیتی و ایجاد اختلاف، در ارسال اسلحه برای گروههای آشوب طلب و سایر اقدامات غیرقانونی در کشورهای مختلف همواره آمریکا نقش آفرینی کرده است. امروز نیز اتفاقاتی که در یمن رخ داده مشخصا در همین راستا است و هیچ ارتباطی به مذاکرات ایران و طرفهای برجام ندارد. ایران به اندازه کافی اهرمهای فشار در اختیار دارد که دیگر وارد چنین مسائلی نمیشود. ایران به واسطه توانمندیهای هستهای که دارد به تنهایی آمریکا را مجبور کرده است که به پای میز مذاکره بیاید. ایران در داخل این اهرمها را دارد و نیازی نیست تا از
تواناییهای دیگر خود استفاده کند. جریانی نیز در کشورهای دیگر بهوجود آمده است که میخواهند ایران را بدنام کنند و به همین علت چنین اخبارهایی را منتشر میکنند تا چهره ایران را در جهان خدشهدار کنند. مشخصا آنچه در یمن رخ داده صرفا تصمیم دولت مرکزی یمن بوده و هیچ ارتباطی به ایران ندارد. درست است که ایران و دولت مرکزی یمن رابطه خوبی دارند اما این گونه نیست که در تصمیم گیریهای آنها دخالتی صورت گیرد. دستگیریها در یمن مشخصا به علت تخلف بوده و امروز ماهیت سرزمینی یمن نیز به علت تنشها و جنگهای زیادی که گرفتار آن است زمینه را برای تخلفات این چنینی باز کرده است که با برخورد قانونی دولت یمن مواجه شده است.
آیا تحولاتی که امروز در عراق در حال رخ دادن است منجر به فشار بیشتر علیه ایران میشود و آیا اساسا احزاب این کشور می توانند دولتی ائتلافی تشکیل دهند؟
دور جدیدی از گفت و گوها میان نخست وزیر عراق و گروههایی که بر این باور هستند که در انتخابات عراق تقلب صورت گرفته، آغاز شده است اما هنوز به جمع بندی و توافقی نرسیدهاند. مسائلی که پیرامون ترور الکاظمی رخ داد تنش در عراق را بیشتر کرد و هنوز نیز معترضین در خیابانها حضور دارند تا صندوقهای رای بازشماری شوند و رایزنیها منجر به توافق شود. مشخصا تا این بحث حل و فصل نشود، تشکیل دولت در عراق نیز به نتیجه نخواهد رسید. اینکه مصطفی الکاظمی بتواند مجددا به نخست وزیری عراق برسد در هالهای از ابهام قرار داد و بستگی به شرایط پس از تشکیل پارلمان عراق دارد و اینکه گروههای مختلف بر سر چه گزینهای به توافق برسند و آیا اساسا میتوانند ائتلاف تشکیل دهند یا خیر. هنوز مشخص نیست ائتلاف حداکثری در پارلمان عراق با حضور کدام گروهها تشکیل خواهد شد و همین کار را در عراق سخت کرده است زیرا هیچ کدام از احزاب عراقی موفق نشدهاند بیش از 50 درصد کرسیهای پارلمان عراق را به دست آورند. عراق با رسیدن به ثبات سیاسی در کشور خود فاصله زیادی دارد و حتی تشکیل دولت در این کشور با موانع زیادی رو به رو است. مشخصا بیثباتی در هر کدام از کشورهای
همسایه ایران نمیتواند به نفع ایران باشد و ایران نیز همواره تلاش کرده است تا آرامش بر کشورهای همسایهاش حکمفرما شود. مصطفی الکاظمی در ماههای اخیر تلاشهای زیادی کرده است تا به عنوان یکی از گزینههای نخست وزیری خود را مطرح کند و در همین راستا او رایزنیهایی با کشورهای غربی و برخی کشورهای عربی نیز داشته است تا رضایت آنها را نیز جلب کند. امروز طرفداران الکاظمی نیز در داخل عراق این حرکت را آغاز کردهاند تا بار دیگر او را نخست وزیر کنند. شرایط سیاسی عراق به گونهای است که مشخصا نخست وزیر بدون داشتن حمایت احزاب شیعی و جریانهای نزدیک به مقاوت نمیتواند به این منصب برسد و این نیز یک چالش جدی پیش روی مصطفی الکاظمی است و کار او را سخت کرده است. همه این عوامل دست به دست هم داده است تا آینده سیاسی عراق با چالشهای زیادی همراه شود.
ایران در قبال تنشها و تحولات پیرامونی خود چگونه باید در حوزه سیاست خارجی عمل کند؟
امروز خاورمیانه دستخوش تنشها و تحولات زیادی است که به برخی از آنها اشاره شد اما تعداد زیادی تنش دیگر نیز رخ داده است که نمونهای از آن را امروز در سودان در حال مشاهده هستیم. باید توجه داشت به صورت کلی این قبیل حوادث و تحولات به دو دسته تقسیم میشوند. نخست آنهایی هستند که بر ایران تاثیر میگذارند و ژئوپلیتیک منطقه را دگرگون میکند و برخی از این حوادث نیز تاثیری بر ایران ندارند. ایران در قبال همین دسته بندی باید اولویتهای خود را در عرصه بین الملل مشخص کند و هوشمندانه در قبال آنها تصمیم گیری کند و به گونهای نباشد که توازن را نتواند ایجاد کند. امروز در عراق و سوریه تحولات به گونه ای نیست که کار را برای ایران سخت کند و آرامش نسبی بر این دو کشور حکمفرماست. بسیاری تلاش کردند در ماههای اخیر تا امنیت عراق را برهم بزنند که با شکست مواجه شدند و امروز از نظر امنیتی عراق با چالش جدی مواجه نیست که بر امنیت ایران تاثیر منفی گذارد. سیاست خارجی ایران در ماههای اخیر به یک توازن خوبی رسیده است و علاوه بر رایزنی با شرق و غرب، حلقه مفقوده آن یعنی ارتباط با همسایگان نیز در این مسیر قرار گرفته است و دولت به خوبی
رایزنیهای خود را پیش میبرد و این امیدواری را به وجود آورده است که شاید بتوان بهزودی نتایج مثبت این تعامل با کشورهای منطقه را نیز مشاهده کرد. امروز ایران 15 همسایه دارد که اگر بتواند روابط خود را با آنها ترمیم کند میتواند بر بسیاری از مشکلات غلبه کند. ما در گذشته در سیاست خارجی خود مرتکب اشتباهاتی شدیم که یک دلار نیز برای ایران حاصل نداشت. ما نباید از ظرفیت همسایگان و کشورهای غیرمتعهد غافل شویم. این یک اشتباه بزرگ بود که در گذشته رخ داد و امروز دیگر نباید این اشتباه را تکرار کرد. باید توجه داشت که درست است که ایران بهواسطه تحریمها در تنگنا قرار گرفته است اما غربیها نیز منتظر رفع تحریمها هستند تا از ظرفیت اقتصادی و تجاری ایران استفاده کنند. امروز فرانسه برای رفع تحریمهای ایران لحظه شماری میکند تا محصولات خود را به ایران بفروشد. بنابراین نباید از این جنبه نیز غافل ماند. خود انگلیس نیز امروز به دنبال فرصتی است تا تحریمها را لغو کند و تجارت خود با ایران را آغاز کند. منابع انرژی ایران و بازار گستردهای که ایران دارد این ظرفیت را ایجاد کرده است که کشورهای بزرگ را مشتاق رابطه با ایران کند. ایران نباید
این ظرفیت خود را همچون گذشتگان به ارزانی از دست دهد و از آن غافل شود. توجه صرف به غرب یک اشتباه است که دیگر نباید تکرار شود و امروز باید با همه کشورها رابطه داشته باشیم.