ادامه از صفحه اول/ هرچند استدلال اصلی این است که پول ندارند یعنی منابع کافی در دولت وجود ندارد و به همین دلیل مبادرت به انجام این کار کردند. درحالی که چون فساد وجود دارد، ما ناگزیر به تغییر هستیم درحالی که فساد همیشه هست و باید کانونهای فساد را خشکاند. اگر قرار باشد کانونهای عفونی در جامعه باقی بماند، اگر ارز 50 هزار تومان هم شود، باز جریانهای فاسد هستند که این مسائل را دنبال میکنند و پیش میبرند و نه منافع مردم. به همین دلیل آنها هستند که برنده میشوند و بازنده اصلی، باز دوباره مردم خواهند بود. از آن بدتر، اینکه دنبال این هستند بخشی از این را به صورت یارانه به مردم پرداخت کنند که اینهم یک فاجعه بزرگ دیگری است. دولت هنوز از بحران یازده سال پرداخت یارانه نقدی رها نشده و میخواهد باز یارانه را افزایش دهد یعنی منابعی که میتواند صرف سرمایه گذاری در کشور شود را دست عدهای قرار دهند تا از آن استفاده کنند. شیوه پرداخت یارانه نقدی کاملا شکست خورده و تجربهای جهانی است ضمن اینکه تجربه خودمان هم همین است. ما دومین کشور صاحب گاز در دنیا هستیم و چون طی یازده سال گذشته بهجای سرمایهگذاری در این حوزهها، منابع را در اختیار کسانی قرار دادیم که اصلا استحقاقش را نداشتند، امروز باید برای تامین نیاز مردم گاز وارد کنیم که یک فاجعه است و سوءمدیریت در کشور را نشان میدهد. مادامی که قرار باشد همین روشها تکرار شود، قطعا اوضاع بهبود پیدا نخواهد کرد. در جلسه روز سهشنبه هم جمعبندی آقای رئیسجمهور از مسئله حذف ارز 4200 تومانی عملا همین بود که فعلا متوقف کنند و در پایان هم رئیس بانک مرکزی هم نشانههای امیدبخشی از افزایش درآمدهای ارزی طی ماههای پیش رو را مطرح کرد که میتواند تا حدود زیادی امیدبخش باشد. بنابراین دولت واقعا عجله نکند هرچند جریاناتی در داخل مجلس تعجیلشان برای افزایش قیمت ارز بیشتر از دولت باشد گو اینکه دولت هم به دلیل همین مشکلات مالی به دنبال افزایش قیمت ارز هست. اما به هر صورت پیامدهای اجتماعی، سیاسی اجرای این طرح را هیچکسی منکر نیست و البته هیچکسی هم مسئولیت این کار را نخواهد پذیرفت. بنابراین اگر هر کسی مدعی این مسئله هست باید پیامدهای سیاسی، اجتماعی آن را هم متقبل شود و قطعا سیاستگذاران باید به این مسئله بهخصوص در شرایط خاص کنونی توجه جدی داشته باشند.