هرگونه اتحادی که بر روی ضربه زدن به یک دشمن مشترک باشد، خیلی دوام نمیآورد. واقع مطلب این است که جریان منتسب به آقای رئیسی و مجلس آشنایی و دوستی آنها به واسطه ضربه زدن به روحانی بود. بنابراین با توجه به اینکه روحانی دیگر بر سر کار نیست و همه امور به دست دولت آقای رئیسی افتاده است و با توجه به اینکه نفوذ و قدرت آقای رئیسی به مراتب بیشتر از آقای روحانی است، بنابراین ازدواج مجلس انقلابی با دولت خیلی پایدار نمیماند. چون آنچه را که این دو را به هم نزدیک کرده بود بغض و کینه آنها نسبت به روحانی بود. فراموش نکردهایم که بهخصوص در دولت دوم آقای روحانی مسابقهای در گرفته بود میان اصولگرایان بهخصوص جریانات تندرو، جبهه پایداری، طرفداران آقای احمدینژاد و غیره برای زدن دولت روحانی با علم به اینکه خیلی از سیاستهای کلی و کلان کشور در بخشهای دیگر شکل میگیرد و اساسا ارتباطی به آقای روحانی ندارد با وجود این بهگونهای رفتار میکردند، به گونهای میگفتند، به گونهای می نوشتند که گویا تمام تصمیمات و سیاستهای کلان و اساسی کشور را این آقای روحانی است که تصمیم گیری میکند. الان نه مجلسیان و نه آقای روحانی میتوانند این داستان را تکرار بکنند. اگر آقای رئیسی بگوید مشکلات به خاطر اقدامات و تصمیمات دولت روحانی به وجود آمده است. پاسخی که به ایشان داده خواهد شد این است که بسیار خوب به همین خاطر مردم به شما رای دادهاند که جلوی آن ناملایمات و آن کارهایی که در دولت آقای روحانی انجام میشد، گرفته شود. بنابراین اینکه آقای رئیسی و مجلس بگوید که مقصر روحانی است دیگر سکهای است که رایج نیست و طشتی است که از بام افتاده است. روحانی بیش از سه ماه است که مسئولیتی ندارد. آنان که مقداری حواسشان بیشتر جمع است و به امور مملکت بیشتر وارد هستند، میدانند که آقای روحانی همان زمان هم که دولتش بر سر کار بود خیلی تصمیم گیر نهایی نبود. بنابراین از آن جایی که آن اشتراکی میان مجلس و مخالفان روحانی بیرون مجلس بود دیگر از میان رفته است بنابراین مجلسیان آرام آرام مجبور هستند که خرج خود را سوا کنند. به ویژه که از سال آینده که مسأله انتخابات مجلس دوازدهم مطرح میشود آن وقت بسیاری از نمایندگان با این مشکل مواجه میشوند که چگونه به حوزه انتخابی خود رجوع کنند و با توجه به پشتیبانی که در مجلس از دولت آقای رئیسی کردند و با توجه به این است که بسیاری از مشکلات و مسائل مانند گرانی، تورم، بیکاری و... باقی مانده به موکلین خود چه بگویند و از آنان انتظار داشته باشند که مجدا بیایند و به آنها رای بدهند.