پر بیراه نیست اگر غیر قابل پیش بینی، تحولات آنی یا سریع و ناپایدار بودن امور اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... را از برجستهترین ویژگیهای عرصه مدیریت کلان تلقی کنیم. یقینا میهن دوستان بسیاری دغدغه چاره اندیشی به منظور برون رفت از ناکارآمدی که تنها مسیر کم هزینه است، هستند. با طرح یک پرسش و تلاش برای پاسخ کلی و مختصر به آن، این موجز تلاش میکند تا روزنهای را برای برون رفت از شرایط و بدون چشمانداز ترسیم کند. مبحث توسعه ملی بسیار فراتر از توان و مجال این موجز میباشد. قطعا توسعه در عرصههای گوناگون فردی، گروهی، منطقهای، اجتماعی، ملی، بین المللی و امور اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، تجاری، صنعتی، علمی، دفاعی و... کاربرد دارد، اما در این موجز توسعه ملی مد نظر میباشد. بنابراین، تنها اشاراتی کلی و مختصر به برخی ملزومات توسعه ملی میشود. به منظور حصول درکی کاربردی از مبحث توسعه ملی، تاریخ و آیند در پرانتز قرار میگیرند. بهعبارتی به عوامل تاریخی، ایده آلیستی و آرمانگرایانه توسعه ملی پرداخته نمیشود و تنها به «چیستی و سازوکار» توسعه ملی اشاراتی کلی و مختصر میشود. مفهوم توسعه به چه معناست؟ انسانها (شهروندان) پيوسته در تلاش براي تسهيل زيست و امنيت پايدارتر بوده، هستند و خواهند بود. به عبارتي توسعه «حرکت» از نقطه «الف» به نقطه «ب» يا «حرکت» از يک شرايط نامطلوب بهسوي يک شرايط مطلوب است. البته حرکت شهروندان از شرايط نامطلوب بهسوي شرايط مطلوب، به منظور توسعه کمهزينه و قابلحصول به ضرورت بايد تحت هدايت يک مديريت انجام شود. بنابراين،«نظام سياسي ملي»، سازوکار مديريت اجرايي توسعه ملي به معني حرکت از «زيست نامطلوب» بهسوي «زيستي مطلوب و امن» میباشد. ملزومات توسعه ملی کدامند؟ بنا به تعریف کلی و مختصر از مفهوم توسعه، «نقطه ب» که شرایط مطلوب تلقی میشود، هدف توسعه ملی میباشد. بعد از اینکه هدف مشخص شد، جویندگان شرایط مطلوب شروع به تدوین یک راهبرد یا برنامه که شامل چگونگی تهیه و تامین امکانات و لوازم مادی، انسانی و مالی است، میکنند. بعد از فراهم کردن ملزومات تحقق هدف، وظیفه جویندگان توسعه، سازماندهی ملزومات به منظور «حرکت هدفمند و زمانبندی شده» به سوی تحقق هدف از پیش تعیین شده میباشد. نکته حائز اهمیت، اینکه، مدیریت کلان سیاسی(حاکمیت) به مثابه نمود و تبلور خرد و اراده ملی(جمعی) متولی «تدوین راهبرد» تحقق هدف (منافع ملی) و نه تدبیر خود «هدف یا اهداف» میباشد، چراکه توسعه به مثابه حرکت از شرایط زیست نامطلوب به سوی شرایط مطلوب نیاز و خواست، یکایک شهروندان جامعه خرد بنیاد است. بنابراین حاکمیت نه کاشف یا خالق اهداف ملی، بلکه صرفا متولی تدوین و مجری راهبرد کم هزینه برای تحقق شرایط زیست مطلوب(منافع ملی) است. یا به بیانی دیگر مدیریت کلان نمیتواند هدف یا آرمانی را که مغایر منافع ملی(زیست مطلوب) است اتخاذ و پیگیری کند. اینکه یکپارچگی، هماهنگی، اخلاق محوری، پویایی، کارآمدی، قانونمندی و... از برجستهترین نشانههای مدیریت کلان برآمده از اهداف ملی و دارای راهبرد مدون و شفاف به منظور تحقق توسعه ملی میباشد. شاید پاسخ پرسش، آیا توسعه ملی در ایران ممکن است؟ در پاسخ به یک پرسش دیگر نهفته باشد، آیا مدیریت کلان نمود خرد و اراده ملی(جمعی) است؟ یا اساسا هدف و برنامه مدون به منظور تحقق منافع ملی دارد؟ بهعنوان مثال، میلیونها شهروند چشم امید به «مذاکرات وین» دوختهاند، بیآنکه شناختی از اهداف راهبرد روابط خارجه داشته باشند. اگر تبیین کلی و مختصر از مفهوم توسعه به مثابه نیاز و خواست انسانها (شهروندان) به حرکت از شرایط نامطلوب به شرایط مطلوب را منطقی و کاربردی تلقی کنیم، آنگاه میتوان ادعا کرد که فرایند توسعه، دو حالت بیشتر ندارد. یا به سوی شرایط زیست مطلوب حرکت میکنیم یا از شرایط مطلوب دور میشویم یا عقب میمانیم. حالت ایستا یا انتظار برای ایجاد بسترهای مناسب توسعه در آینده وجود ندارد. به دلایل بیشمار، بهویژه مبتنی بر منطق حاکم بر روند امور روابط بین الملل، کشورهایی که فاقد مدیریت کلان برآمده از خرد و اراده ملی باشند، امکان توسعه نخواهند داشت، «نه امروز و نه فرداهای دور و نزدیک».