بستن
کد خبر: ۱۰۲۵۸۲۵

ماه عسل موقتی بین ایران و دولت بایدن زیاد طولانی نخواهد بود

ماه عسل موقتی بین ایران و دولت بایدن زیاد طولانی نخواهد بود
آرمان ملی - مهدی فقیه: در حالی که  با اعلام 8 آذر به عنوان تاریخ شروع  دور جدید مذاکرات هسته‌ای گمانه زنی در مورد کم و کیف مذاکرات بالا گرفته بود در تحولی تازه سخنگوی وزارت امور خارجه روز دوشنبه، در نشست هفتگی خود با خبرنگاران، در خصوص مسیر بازگشت آمریکا به برجام گفت: آنها باید بپذیرند که به عنوان مقصر اصلی وضعیت فعلی از مسیری که رفته‌اند باید برگردند. باید تحریم‌های ظالمانه‌ای که بعد از خروج آمریکا از برجام اعمال شده یکجا و به صورت موثر برداشته شود و این تضمین را بدهند که هیچ دولتی در آمریکا مجددا دنیا و حقوق بین‌الملل را به سخره نخواهد گرفت و آنها قانون را زیر پا نمی‌گذارند و شرایط کنونی تکرار نخواهد شد. در این راستا برای بررسی نوع مواجهه با تحریم‌ها و تحولات برجام «آرمان ملی» با مهدی مطهرنیا آینده پژوه سیاسی و اجتماعی و تحلیلگر مسائل بین‌الملل به گفت و گو پرداخته است که می‌خوانید.

شروط اعلام شده از سوی ایران برای بازگشت به مذاکرات هسته‌ای را تا چه اندازه عملی و مبتنی بر واقعیت می‌دانید؟
آنچه که دیده می‌شود آن است که جمهوری اسلامی ایران به مذاکره به عنوان یک تریبون برای اعلام مواضع خود می‌نگرد. مذاکره برای رسیدن به اهداف بر اساس میزان توانایی موجود در یک میدان انجام می‌شود. پیر بوردیو (Pierre Bourdieu) جامعه شناس معروف فرانسوی از ریختار و میدان سخن می‌گوید بر این باور است که میدان جایی است که در آن همه به دنبال دستیابی به منابع بیشتر و به تبع منافع فزون‌تر هستند. مذاکره یک میدان است که در آن طرف‌های گوناگون مذاکره وارد و برمبنای توانایی‌های مادی و غیر مادی مبتنی بر مدیریت و رهبری درستی که انجام می‌دهند می‌توانند به امتیازهای گوناگون در قالب منابع و منافع فزون‌تر دست پیدا کنند. لذا دستیابی طرف‌های مذاکره کننده به این منابع و منافع مبتنی بر ریختار قدرت آنان است. نمی‌توان با قدرت محدود و ریخت و شکل و هیبت کوچک منابع و منافع بزرگ در عرصه دیپلماسی و مذاکره و میدان گفت و گو برداشت. در این میدان هر کس به اندازه قدرت خود می‌تواند امتیازاتی را از طرف مقابل بگیرد و شروطی را برای طرف مقابل مشخص کند. اکنون وقت تعارف نیست؛ ایران می‌گوید آمریکا باید همه تحریم‌های مربوط به ایران از آغاز انقلاب تاکنون را در همه پرونده‌ها بر دارد، راستی آزمایی شود و سپس ایران بپذیرد که به برجام باز گردد. این منطق از سوی ایران مطرح می‌شود؛حال این منطق تا چه اندازه قابل قبول طرف مقابل است یا نیست مهم نیست، آنچه که مهم است آن است که آیا قدرت و توان پیاده سازی این منطق در میدان وجود دارد؟ آنچه که گفته می‌شود بسیار منطقی، قابل قبول و دارای جوهر و ماهیت بسیار مطلوب است اما وقتی وارد عرصه واقعیت و واقع امر می‌شود باید توانایی بسیار بلند بالا، پر پهنا و ژرفایی باشد که بتواند این منطق را پشت میز مذاکره بر طرف‌های مقابل تحمیل کند. چون آنها این منطق را پذیرا نیستند. پرسش این است که آیا ایالات متحده آمریکا می‌پذیرد که حتی برجام گذشته‌ای را که در سال 2015 امضاء شده است و ترامپ آن را پاره کرده، بایدن آن را بپذیرد؟ در وهله اول باید بگویم این احتمال بسیار پایینی دارد. دوم اینکه بایدن بپذیرد آیا کنگره ایالات متحده آمریکا تصویب می‌کند و توافقنامه احتمالی ایران با واشنگتن تبدیل به تعهدنامه می‌شود؟ این هم احتمال بسیار پایینی دارد. سوم اینکه آیا آمریکا می‌پذیرد تمام تحریم‌ها را در قبال بازگشت ایران به گام‌های پیش از پنج گام مطرح در باب کاهش تعهدات ایران در قالب برجام به انجام برساند؟ این هم امکان پذیر نیست و آمریکا همه تحریم‌ها را بر نخواهد داشت و بی تردید تحریم‌های موثر در ارتباط با ایران بر جای خواهد ماند. با توجه به موقعیت کنونی ایران، ورود ایران به یک منازعه شدید در ارتباط با رویارویی با مواضع ایالات متحده در نظم جهانی و نظام بین‌الملل به نظر نمی‌رسد در آغاز مذاکرات موضوعی را حل کند زیرا ایران و آمریکا از مواضع خود کوتاه نمی‌آیند، به عبارتی آمریکا به هیچ وجه تحریم‌ها را بر نمی‌دارد و ایران نمی‌تواند بدون برداشتن تحریم‌ها حیثیت ایدئولوژیک خود را در جامعه جهانی حفظ کند. اگر پارادوکس نه جنگ و نه مذاکره به یا جنگ یا مذاکره تبدیل شود مدیریت این پارادایم در حوزه دکترین آن به اسرائیل سپرده شده و تلاش دارد محاصره منطقه‌ای علیه ایران را دنبال کند و ایران باید یک نه بزرگ یا بله بزرگ در برابر آنچه در پرونده‌های موجود ایران در نظام بین الملل وجود دارد بیان کند که این تصمیم ساده‌ای نیست زیرا گفتن نه یا بله بزرگ در سال ۱۴۰۰ تبعات سختی را می‌تواند به دنبال داشته باشند.
نگاه آمریکایــی‌ها به تحریم‌های ایـران و لغو این تحریم‌ها چگونه است؟
آمریکایی‌ها تحریم‌ها را در سه لایه مد نظر دارند؛ تحریم‌های بلا اثر، تحریم‌هایی با اثر محدود در چارچوب با پرونده هسته‌ای و تحریم‌های موثر خارج از پرونده هسته‌ای آنها فقط می‌توانند تحریم‌های بلا اثر و در نهایت تحریم‌هایی با اثر محدود در چارچوب با پرونده هسته‌ای را کاهش دهند. این هم برای بایدن در آستانه انتخابات کنگره آمریکا که در آن به احتمال زیاد جمهوری خواهان دست بالا را خواهند داشت و اکنون نیز در سنا قدرت بیشتری را از آن خود کرده‌اند، احتمال بسیار پایینی خواهد داشت. بر اساس این مولفه‌ها و اینکه ایران این تصور را داشته باشد که به مذاکره می‌رود تا تحریم‌ها را بردارد تا حدودی پوششی برای بازگشت به مذاکرات وین و ادامه راه حسن روحانی در دوران رئیسی به گونه ای است که نه دولت متهم نئولیبرال حسن روحانی که دولت انقلابی جناب آقای رئیسی باید پای میز مذاکره حاضر شود. در حالی که اساسا مذاکره با غرب و به ویژه ایالات متحده آمریکا در منطق موجود دولت انقلابی قابل پذیرش نبوده است و همواره آن را رد می‌نموده است و نمونه ای از عقب نشینی و سازش از مواضع انقلابی بر می‌شمرده است. اکنون ایران در این بافت موقعیتی می‌خواهد به مذاکرات وین بازگردد، اگر برجام را آن گونه که آمریکایی‌ها می‌گویند بپذیرند این مقدمه‌ای بر پذیرش برجام‌های دیگر و برجام پلاس محسوب خواهد شد. چون آمریکایی ها هم خواهان تجدید نظر در برجام هستند و هم خواهان آن می‌باشند که بسیاری از بندهای برجام تغییر کرده و قید زمانی آنها برداشته شود. اکنون ایران پس از عبور از زمانی که تحریم‌های تسلیحاتی ایران در برجام مشخص شد هنوز نتوانسته است با کشورهای متفاوت توافقنامه‌ای را در جهت تسلیحات داشته باشد که به یک فرجام صحیح و قابل اتکا ختم شود، چراکه با وجود گذشتن از زمان تحریم‌های تسلیحاتی منطبق با برجام آمریکایی‌ها آن را نمی‌پذیرند و طرف‌های مقابل به واسطه تحریم‌های ایالات متحده آمریکا از فعل و انفعالات خرید و فروش تسلیحات با تهران دوری می‌جویند. از این منظر باید گفت که گذاشتن شروط از منظر تبلیغاتی می‌تواند تا حدودی قابل قبول باشد اما از منظر اثر گذاشتن بر مذاکرات بسیار نخ نما شده است و لذا ایران باید بپذیرد یا کاملا مذاکره کرده و برجام را گسترش داده و تن به برجام پلاس دهد یا از برجام خود را خارج و پیامدهای ناشی از آن را پذیرا باشد. بله می‌تواند یک ماه عسل موقتی بین ایران و دولت بایدن به وجود آید ولی این ماه عسل زیاد طولانی نیست، چراکه به احتمال بالا با دست گرفتن کنگره آمریکا توسط جمهوری خواهان و یا دموکرات‌هایی که مخالف تحرکات صلح آمیز در چارچوب ارتباط با تهران هستند و در میان دموکرات‌ها هم نسبت به پرونده هسته‌ای ایران و برجام در مقام قیاس با پنج سال پیش رویکردهای منفی بیشتری تجلی پیدا کرده است می‌تواند تا حدود زیادی مسأله مذاکرات را با چالش بسیار جدی رو به رو سازد.
تغییر مواضع تروئیکای اروپایی و همچنین موضع گیری تند فرانسه علیه ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
همواره مواضع اروپاییان در زمانی که ایران رویکردهای انقلابی و مواضع نوانقلابی قوی تری را از خود نشان می‌دهد حتی از آمریکایی‌ها پیشی می‌گیرد. در بسیاری از مواقع دیده شده است که اروپایی‌ها در جهت فشار آوردن به ایران گام‌هایی جلوتر از آمریکا برداشته‌اند. چراکه آنها نیز ایران را تهدیدی در مسیر حرکت نظام بین‌الملل به نظم جدید جهانی می‌دانند و متحد ایالات متحده آمریکا محسوب می‌شوند. اتحاد به معنی این همانی و یکسان بودن کشورهای اروپایی با آمریکا نیست به هر تقدیر آنها همنشین یکدیگر هستند و در عین همکاری رقابت‌هایی را هم با یکدیگر دارند. اما در ارتباط با تهران و نوع مواضعی که در تهران اتخاذ می‌شود دارای وحدت نظر و وحدت عملی هستند که گاه و بیگاه اروپایی ها را مصرتر به نمایش می‌گذارد. در زمان اوباما هم ما شاهد آن بودیم که اروپایی‌ها بسیار قوی‌تر و جلوتر از آمریکایی‌ها حرکت می‌کردند. اکنون نیز بایدن با توجه به پارادایم قدرت هوشمندتر آمریکایی و ایجاد همگرایی با پایتخت کشورهای اروپایی، به ویژه کشورهای موثر اروپا، اکنون بعد استراتژیک تحریم‌های حداکثری بر ایران را افزایش می‌دهد و در صورت ادامه این روند می‌تواند موجب بازگشت تحریم‌های اروپا و ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت و قرار گرفتن این پرونده تحت فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد شود.
احتمــال اجرایــی شدن طــرحB را تــا چــه انــدازه محتمل می‌دانید؟
زمینه سازی برای طرحB در حال صورت پذیرفتن است. به موازات طرح A، طرحB از طرف آمریکایی‌ها دنبال و مدیریت آن به اسرائیلی‌ها سپرده شده است. دکترین مرگ تدریجی اسرائیلی‌ها تکمیل کننده دکترین 2018 آمریکایی‌ها است که من نام آن را دکترین تبدیل چالش ایران به تهدید نظم منطقه‌ای و امنیت بین الملل نام گذاشته‌ام. در سال 2018 آمریکایی‌ها در دوران دونالد ترامپ، رئیس جمهور پیشین ایالات متحده آمریکا، دیگر چالش ایران را به عنوان یک فرصت از متن به حاشیه راندند و تلاش کردند ایران را به عنوان تهدید نظم منطقه‌ای و امنیت بین المللی معرفی نمایند و به این ترتیب اجماع منطقه‌ای و جهانی علیه ایران را شدت بخشند. این اجماع در منطقه منجر به محاصره منطقه‌ای تهران با مدیریت اسرائیل و رهبری آمریکا صورت می‌پذیرد اگرچه دولت جو بایدن تلاش می‌کند تا راه مذاکره بسته نشود اما تحت فشار افکار عمومی آمریکایی‌ها به ویژه نئوکان‌ها به جایی رسیده است که خانم نیکی هیلی، نماینده اسبق آمریکا در سازمان ملل متحد، و از اعضای نئوکان حزب جمهوری خواه رسما به اسرائیل اعلام می‌کند که شما اقدامات خود را علیه ایران انجام بدهید و منتظر چراغ سبز دولت بایدن نباشید. لذا باید گفت در برابر دولت بایدن یک مجموعه حامی آغاز طرحB در حال شکل گرفتن است که نه در محافل خصوصی و در اندیشکده‌ها که در حوزه رسانه‌ای و خبری که اعلام شروع طرحB را در دستور کار قرار می‌دهد و با توجه به اینکه دولت بایدن یک دولت لغزان و در لبه تاریکی به سر می‌برد این احتمال وجود دارد که دولت او یک دوره‌ای باشد و بدین ترتیب روی کارآمدن مجدد جمهوری خواهان در کاخ سفید آن هم با رویکردهایی که در انتخابات سنای اخیر در بعضی از ایالات و نظرسنجی‌ها می‌توان دنبال کرد یک دولت پست نئوکان خواهد بود و به این ترتیب می‌توان گفت هرچه زمان می‌گذرد مسأله می‌تواند پیچیده‌تر شود و این بار قضایا برعکس شود. هرگاه در ایران یک دولت میانه رو و اصلاح‌طلب بر سر کار می‌آمده است یک دولت جمهوری خواه در آمریکا بر سر کار بوده است و یا بالعکس این بار به نظر می‌رسد اگر جمهوری خواهان در انتخابات میان دوره‌ای 2022 و ریاست جمهوری 2024 پیروز شوند تلاقی دو دولت محافظه کار افراطی در واشنگتن و تهران را شاهد خواهیم بود که می‌تواند منجر به ایجاد یک آری یا نه بزرگ در بین دو پایتخت و رساندن پرونده ایران به یک ایستگاه تصمیم گیری بزرگ شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی