بستن
کد خبر: ۱۰۲۵۶۵۲

توقف در ایستگاه خصوصی‌سازی؟

توقف در ایستگاه خصوصی‌سازی؟
امیرحسین خالقی کارشناس حوزه سیاست‌گذاری عمومی

حکــایت مسئـــولان و سیاست‌گــــذاران ما در زمینـه خصوصی‌سازی، حکـــایت کـــسی است که می‌خواست به بهشت برود اما نمی‌خواست بمیرد. طبیعی است که اقدامی به گستردگی و عمق خصوصی‌سازی در کشوری که اقتصاد آن به‌شدت دولتی بوده است بسیار آرام و بی سروصدا پیش نرود. با این حال به‌نظر می‌رسد سیاست‌گذار می‌خواهد همه خوبی‌های خصوصی‌سازی را داشته باشد و مدیریت کارآمد بخش خصوصی را تجربه کند و از آن سو هیچ اعتراض و پیامد منفی نیز وجود نداشته باشد. هر دوی اینها را کنار هم خواستن، دید نادرستی به مساله داشتن و نبود حمایت سیاسی موجب می‌شود روال خصوصی‌سازی همانی بشود که تاکنون دیده‌ایم. درباره واگذاری شرکت‌های دولتی و نیز عدم اعتماد به بخش خصوصی در مدیریت بنگاه‌های واگذار شده متأسفانه ذهنیت درستی وجود ندارد که چرا سراغ خصوصی‌سازی رفتیم. بنگاه‌های دولتی از عدم کارایی جدی رنج می‌بردند و این تصور وجود داشت که بخش خصوصی می‌تواند با مدیریت خود، این عدم کارایی را اصلاح کند. بدیهی است که اگر توانایی مدیریت کارا در بخش دولتی وجود داشت که باید روال پیشین ادامه می‌یافت و کسی به فکر واگذاری نمی‌افتاد؛ اما وقتی بدیهی است که چنین توانی در دولت‌ها وجود ندارد، باید به بخش خصوصی اعتماد کرد؛ البته این اعتماد برای بسیاری از اهالی سیاست در ایران دشوار و دردآور است. زمانی که یک شرکت دولتی داریم دست اهالی سیاست برای مداخله بازتر است و بسیاری از کارها با یک دستور یا یک تلفن قابل حل‌اند اما با خصوصی‌سازی به ویژه در صنایع بزرگ، موضوع بسیار متفاوت می‌شود و شاید بسیاری از سیاسیون فرمان نبرند. شرایط کنونی باید خصوصی‌سازی را در عمل تمام‌شده دانست یعنی دیگر تمایلی دست‌کم در سمت تقاضا برای آن وجود ندارد. سرنوشت بسیاری از موارد خصوصی‌سازی شده چیزی شد که من اسم آن را هپکوسازی می‌گذارم. هپکو با وجود مسیر پر پیچ و خم واگذاری، از مالکانی که به آنها واگذار شده بود پس گرفته شد اما باز هم هر روز می‌بینیم نارضایتی‌هایی درباره آن وجود دارد و بلاتکلیفی حاکم است؛ هم کارگر ناراضی است و هم تولیدی صورت نمی‌گیرد و همه منتظر الطاف دولتی هستند. بنابراین نه تنها هدف از خصوصی‌سازی محقق نشد بلکه هزینه‌های بیشتری به بار آمد. در مورد هفت‌تپه نیز روالی مشابهی را شاهدیم و می‌شود در مورد واگذاری هفت‌تپه به شرکت توسعه نیشکر و صنایع جانبی(هفت‌طرح) هم در آینده پروژه‌ای مشابه هپکوسازی را انتظار داشته باشیم. دلیل اینکه خصوصی‌سازی نتوانست در ایران رشد کند، نبودِ یک نظریه منسجم و دیدگاه مناسب نسبت به جوانب مختلف موضوع، نبودِ اجماع سیاسی درباره آن و نبودِ حمایت سیاسی از طرف ساختار اداره کشور است. نکته اساسی این است که باید با توجه به اتفاقاتی که تا کنون در فرآیند واگذاری‌ها رخ داده، خصوصی‌سازی را تمام‌شده تلقی کرد مگر اینکه یک تحول بزرگ در فضای سیاسی کشور، امیدها به از سرگیری خصوصی‌سازی شرکت‌های دولتی را زنده کند. دود پایان خصوصی‌سازی به چشم مردم خواهد رفت زیرا بسیاری از شرکت‌های دولتی به دلیل زیان‌ده بودن و مدیریت ناکارآمد دولتی، واگذار شده بودند و هزینه بازگرداندن آنها به دولت و ادامه فعالیتشان‌ را باید مردم پرداخت کنند. بنابراین به‌نظر می‌رسد پس از تجربه ناقص و پر اشکال خصوصی‌سازی، یک گام به سمت دولتی شدن پیش برویم و برای تغییر این وضعیت، باید یک تصمیم سخت سیاسی گرفت.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی