بوکسور تاریخساز تیمملی که نخستین مدال ایران در تاریخ رقابتهای جهانی را بهدست آورد، در گفتوگویی متفاوت، از زندگی سخت و مسیر دشوارش برای رسیدن به این موفقیت صحبت کرد. «دانیال شهبخش» گفت: کودکان ما با پای برهنه و بدون هیچ وسیلهای اعم از لوازمالتحریر، به مدرسه میروند و من هم یکی از بچههای محروم و فقیر سیستانوبلوچستان هستم.
در ابتدا از مسابقات جهانی بگویید
واقعیت این است که رقابتها از سطح بسیار بالایی برخوردار بود و نمیشد هیچ رقیبی را دستکم گرفت. من تقریبا سهماه پیش در المپیک حضور داشتم و از نزدیک لمس کردم که المپیک چه میدان بزرگ و دشواری است. در این مسابقات نیز بهواقع با گوشت، پوست و استخوان سختی را احساس کردم، همه قهرمانان المپیک در این مسابقات روی رینگ حاضر شدند تا نتیجه بگیرند.
آیا تاکنون به کسب مدال جهانی و طلسمشکنی برای بوکس ایران فکر کرده بودی؟
حقیقتا من همیشه به این مهم فکر میکردم. از وقتی که وارد بوکس شدم و فهمیدم بوکس چیست؟ همواره خودم را در بهترین شرایط و جایگاهها قرار داده و تصور میکردم. در درون خودم احساس میکردم میتوانم افتخارآفرین ورزش این مرز و بوم باشم که خوشبختانه الان به نقطهای که میخواستم رسیدم. من حتی در المپیک نیز احساس میکردم که بوکس ایران را به نخستین مدال المپیکی خواهم رساند، اما متاسفانه آسیبدیدگی که در مبارزه پیش آمد مانع از دستیابی به این افتخار بزرگ شد. برای مسابقات جهانی هم وقتی وارد صربستان شدم خودم را روی سکوی جهانی میدیدم. به خودم میگفتم دانیال تو باید روی رینگ این ضربات را بزنی، اینگونه جای خالی بدهی و... تا به برد برسی که خوشبختانه این اتفاق افتاد.
چگونه یک بوکسور از مناطق محروم سیستانوبلوچستان، چنین افتخار بزرگی را بهدست میآورد؟
بهتر است هواداران بدانند قهرمان کوچک آنها از چه جایگاهی به جایگاهی رسیده است تا امید خود را هرگز از دست ندهند. البته ادعایی ندارم و هنوز هم مسیر طولانی در پیش دارم که باید به نتیجه برسند. اما سوال این است که دانیال از کجا آمد؟ از دل فقر، نداری، محرومیت و منطقهای آکنده از درد. منطقهای که هیچ حرفی و هیچ چیزی برای مطرحکردن یا نشاندادن ندارد، اما مردمانی باقدرت و متعصب دارد که پشتکارشان مثالزدنی است. کودکان ما با پای برهنه و بدون هیچ وسیلهای اعم از لوازمالتحریر، یک کولهپشتی ارزانقیمت و... صبح به صبح به مدرسه میروند. اما باید همه بدانند که من یکی از همین بچههای محروم و فقیر سیستانو بلوچستان هستم که اکنون با آنها از اینجا صحبت میکنم.
آیا برای تامین هزینههای خود شغلی داشتی؟
من هیچ شغلی نداشتم و سرکار نمیرفتم، چرا که در استان ما محدودیت شغل وجود دارد. بدون هیچ اسپانسری و کمک مالی، تنها با کمک مربی عزیزم آقای محمود نهتانی توانستم طلسمشکنی کنم. من حتی گاها هزینه پول تو جیبی خودم را از او میگرفتم.
از کشورهای خارجی جهت تغییر ملیت و مبارزه برای آنها پیشنهاد داشتید؟
بله، بنده از چند کشور بهصورت خیلی جدی پیشنهاداتی جهت تغییر ملیت داشتم، اما من و مردم سیستان تعصب داریم. شخصا میخواهم تنها پرچم 3 رنگ ایران در زمان خواندن سرود ملی ایران روی دوشم باشد و زیر این پرچم 3 رنگ مبارزه کنم.