نمایشگاه مشق شب متعلق به آثار محمد احصایی هنرمند عرصه خوشنویسی و نقاشیخط ایران با کیوریتوری بهزاد حاتم از عصر چهاردهم آبان در گالری گلستان قابل تماشاست. شمار بزرگی از مشق شبهای احصائی در کتابی نفیس از سوی نشر نظر و گالری ۱۰ به چاپ رسیده که روز افتتاح نمایشگاه در گالری گلستان رونمایی شد. این کتاب که چهارمین کتاب از مجموعه دیدار هنرمند از بهزاد حاتم است. کتاب اخیر بسیار بزرگتر از سه کتاب پیشین است و برای آنکه مشقها در اندازه خودشان ارائه شوند قالب یک آلبوم نفیس و ماندگار گرفتهاند تا گوشهای از کار پرارزش خوشنویسی استاد بزرگ معاصر بازتاب یابد. بهزاد حاتم در بخشهایی از کتاب این مجموعه نوشته است: «این کتاب (و نمایشگاه) درباره خط و خوشنویسی نیست. درباره فروتنی و شیفتگی است .… اگر بخواهیم از میان استادان خوشنویس همه روزگارهای ایران به اندازه انگشتان دستانمان بهترینها را برگزینیم، محمد احصایی بیگمان در این شمار جای میگیرد. چون احصایی افزون بر بایستههای خوشنویسی، چیزی دارد که گذشتگان نمیتوانستند داشته باشند و اینک در روزگار ما هم خوشنویسی دیگر را با آن نمیشناسم». بهزاد حاتم توضیح میدهد: «آنچه در این
کتاب میبینید، یک دسته از سیاه مشقهایی است که از زمستان ۱۳۹۸ آغاز شده است. احصائی خود آنها را مشق شبهای کرونایی میخواند.» او در سراسر این رشته به سرشت مشق کردن پایبند بوده است. از اینکه این گروه از کارش چیزی جز این انگاشته شود بسیار دوری کرده است. برگهایی که بر آنها مشق کرده بسیار دم دستی و بیارزش اند. بسیاری از آنها برگهایی به کار رفتهاند، برگهایی که پیشتر رویشان نوشته شده است. بسیار فریبنده است که احصائی با گذاشتن لکههایی رنگ طلایی روی یکی دو برگی چنین، به آنها نمای یک خوشنویسی آرایش شده را داده است، لکههایی سردستی و ناآراسته، همچون خود برگها. بسیاری از برگها با چند قلم با اندازههای نا یکسان و با چند رنگ مرکب نوشته شده است. سیاه، سرخ، رنگ پوست گردو، نیز آمیزههایی از چند رنگ. برگهایی هست که بر آنها تنها یکی دو حرف یا واژه با قلم درشت نوشته شده، برگهایی هست که رویشان درست در راستای خودشان بخشی از کتابی نوشته شده است و شیرین آنجا که احصائی از خود چیزی را بازگو کرده است چون داستان همه گیریای که هم زمان با آغاز مشق کردن او آغاز شد. اینجا و آنجا نشانههایی از روزگار مشقها یا جای نوشته
شدنشان میبینیم، در کنار امضایش، چیزهایی چون «شبهای کرونا»، «در قرنطینه»… امان از این کاغذ بد قلق! . از اینها شیرینتر هم داریم. یکجا که بسیار کوچک در کنار یک ل زیبای درشت که از گوشهای از آن چیزی به اندازه یک نقطه بیرون زده، نوشته شده: اینجا سرفهام گرفت. و جایی که پیش از امضایش میخوانیم: سر دماغ نبودم. ولی آنچه در این گاه نگاری بیش از هرچه گویای زندگی هنرمندانه احصائی ست و به گمان من بیش از هرچه به یادگار خواهد ماند این است که در جایی آمده: در هشتاد سالگی چه انتظاری…