علاقه به شعر وادبیات در خون اکثریت ایرانیها همواره در جوشش است و گاه یک قصیده یا شعر معنوی بیش از دهها ساعت سخن موثرتر و مفیدتر واقع گشته و کارآمدتر است. در دولت جدید نیز به جنبه ادبیات بیشتر از جوانب دیگر عنایت شده و میشود. از جمله شهردار محترم تهران که بهرغم داشتن محدودیتها در استخدام، که از سوی خودشان وضع شده در شروع کار اقدام به استخدام مشاور ادبی در زمینه شعر و فرهنگ زبان فارسی نموده است. البته با توجه به ظرفیتهای فیزیکی و امکانات فرهنگی تهران و با هدایت شهرداری، تهران میتواند به «دارالشعر ایران» تبدیل شده و الگوی مناسبی برای پرورش استعدادهای ادبی نوجوانان و جوانان شود و این فکر و ایده جای تقدیر وتشکر فراوان دارد؛ اما نکتهای در این رهگذر وجود دارد که باید توسط شهردار محترم و مشاوران ایشان به آن توجه شود، این است که آسیبهای اجتماعی در انواع مختلف و آمار تاسفاور این امر در اقصی نقاط تهران، با شعر و قصیده برطرف نمیشود و اگر مورد توجه و عمل قرار نگیرد، به اوج فاجعه نزدیک خواهد شد. حاشیهنشینی در این کلانشهر 13.5 میلیون نفری هر روز گسترش بیشتر و بستر اصلی ظهور آسیبهای اجتماعی است. در محلات حاشیهای پایتخت اقوام مختلف از تمام استانها و بعضی از کشورهای همسایه، حضور دارند که بهعلت رشد سرطانی اجارهبها بسیاری از افراد کم درآمد و باز نشسته از محلات مختلف تهران به حاشیه ها رانده شده و در کوچه و محله میتوان اقوام مختلف با گویشها، فرهنگها و باورهای متفاوت را مشاهده کرد. در اینگونه مناطق مبادله تجارب بزهکارانه کمترین تبادل خواهد بود. اکثریت دستفروشان و کودکان خیابانی ساکنان مناطق حاشیهای هستند که روزها به مرکز تهران آمده و عصرها به خانههایشان در حاشیه شهرها بازمیگردند. تولید و فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی، حرفه بخش قابل توجهی از این افراد است. متکدیان و بزهکاران خرد نیز در جمعیت حاشیه نشین دارای جمعیت قابل توجهی هستند. معتادان بیخانمان یا کارتن خوابها زنان و مردانی هستند که از ساکنان اصلی بافت فرسوده و خانههای نیمه مخروبه تهران به حساب میآیند که بعد از رفتن دکتر قالیباف (شهردار اسبق تهران) بلاتکلیف رها شده و در صورت بروز زلزله حتی در حد ۳ تا ۴ ریشتری شاهد قربانیان کثیری از ساکنان بافتهای فرسوده تهران خواهیم بود. کودکان کار و کودکان خیابانی خود حکایت مفصلی دارد که در این مجال نمیگنجد، اما در مورد مافیای گونی بهدست و زباله گرد که ۶۵ درصد آنها فرزندان غیر ایرانی هستند، مزدبگیر مافیای زباله در تهران به حساب میآیند و بیشک این مافیا از بدنه شهرداری است که باید هر چه زودتر شناسایی گردند. گرمخانهها نیز در شبهای سرد پناهگاه معتادان و بیخانهمانها است که در سازماندهی آنها باید تجدید نظر اساسی صورت گیرد. بساطگستران (دستفروشها) یکی از مشکلات معابر و پیادهروها هستند که با توجه به بالا بودن سطح بیکاری نمیشود با آنها برخورد سلبی نمود. در این میان، چهل سال تمام جوانی و عمرم را صرف آسیب شناسی اجتماعی نمودم، ولی افسوس فقط در یک دوره از شهرداری تهران کارهای دور از نمایش و تبلیغ صورت گرفت و بس. جناب زاکانی، کارگروه آسیب شناسی اجتماعی را سریعتر تشکیل داده و بدون حضور دلالان و نمایندههای رانتی راه اندازی شود، آنگاه تا قبل ازاینکه خیلی زود دیر شود، خواهید توانست به صاحبان اصلی انقلاب خدمت نمایید.