برداشت شما از اتفاقات سال 58 چیست و چه ناگفتههایی از آن برهه تاریخی دارید؟
در سال 58 در وزارت امورخارجه مشغول به فعالیت بودم و جز اولین نفراتی بودم که در جریان این اتفاق قرار گرفتم. در آن برهه زمانی دکتر یزدی در سفر بود و جهت اقدامات بعدی در وزارت امور خارجه منتظر ماندیم تا ایشان از سفر بازگردد. به علت ارتباط فعالیت من با حوزه آمریکا، در دیدارهای نخست با کارمندان سفارت آمریکا حضور داشتم. دیدارهایی با بنی صدر، قطب زاده و سایر مسئولان صورت گرفت و تحولات این حوزه بررسی شد تا تصمیم گیری در ادامه بهتر شکل گیرد. فارغ از مسائل سیاسی من در آن برهه زمانی نیز تاکید داشتم که باید مسائل مربوط به حقوق بین الملل حفظ شود و رفتارهای دیپلماتیکی که مسئولان ایرانی از قدیم الایام مدنظر قرار میدادند، باید رعایت شود. با نگاهی به تاریخ مشاهده میکنیم که این ایران بوده که نخستین بار این اصول دیپلماتیک را 2 هزار سال پیش پایه گذاری کرده است و ضرورت داشت تا ما نیز این اصول را دقیقتر رعایت کنیم. من در آن برهه زمانی مطمئن بودم به علت اینکه برخی از همین اصول دیپلماتیک رعایت نشده است، تصرف سفارت آمریکا تبعاتی برای ایران خواهد داشت. که یکی از آن تبعات زیانهای اقتصادی بود که به ایران تحمل شد و همچنان نیز
تداوم دارد. میتوانستیم در آن برهه زمانی بهگونهای دیگر رفتار کنیم و با ذکاوت بیشتری پیش برویم. سفارت آمریکا همچون سفارتخانههای دیگر کشورها اطلاعاتی از داخل ایران جمعآوری میکردند تا بتوانند منافع سیاسی و اقتصادی بیشتری از ایران به دست آورند. مشخصا در کنار ماموران دیپلماتیک مامورین اطلاعاتی و نظامی نیز حضور دارند که ماموریتهای اطلاعاتی و نظامی دارند و معمولا مسئولیت آنها مجزا از سایر دیپلمات ها بود. در میان افراد حاضر در سفارت آمریکا، مامور سی آی ای نیز حضور داشته است اما به نظرم این صحبت دقیق نیست که آنها قصد کودتا علیه ایران را داشته اند.
به چه علت بر این باور هستید که آمریکا قصد کودتا علیه نظام را نداشته است؟
آمریکا پیش از وقوع انقلاب اسلامی تصمیم گرفته بود که دیگر محمدرضا شاه بر ایران حکومت نکند. آمریکا بر این باور بود که انقلاب این امر را میسر میکند و از آن جایی که روحانیت، ضد کمونیست است، خطر نفوذ شوروی در ایران از بین می رود. یکی از نگرانیهای جدی آمریکا در آن سالها این بود که نکند نفوذ کمونیست در ایران گسترش یابد. بر این باور هستیم برخی عوامل نفوذی با گرایش چپ و برخی که اصلا چپ گرا نبودند اما تحت تاثیر احساسات قرار گرفته بودند، اقداماتی انجام دادند که اشتباه بود. این که برخی میگویند، سفارت آمریکا را بهواسطه اقدام آنها در کودتای 28 مرداد علیه ملت ایران، تصرف کردیم، درست نیست. در آن زمان چنین چیزی مطرح نبود. در روز اول تصرف سفارت آمریکا، عنوان شد که علت این اقدام، اعتراض به پناه دادن به محمدرضا شاه بوده است. آمریکا نیز به همین علت او را از آمریکا خارج کرد تا چنین اقدامات دیگری انجام نشود و حرکت خاصی علیه آمریکا شکل نگیرد. هیچ گاه دلیل دیگری برای تصرف سفارت آمریکا مطرح نشد و امروز که شاه مرده است برخی به دنبال مطرح کردن دلایل دیگر برای تصرف سفارت آمریکا هستند. باید توجه داشت که نگه داشتن طولانی مدت
دیپلمات های آمریکایی هیچ توجیهی نداشت و هیچ دستآوردی برای ایران نداشت و صرفا تبعات اقتصادی آن هنوز علیه ایران وجود دارد.
آمریکا علاوه بر تحمیــل تحریم ها علیه ایران، چه اقدامات دیگری انجام داد که به اقتصاد ایران فشار وارد کرد؟
در اوایل دوران ریاست جمهوری بنی صدر، آمریکا یک ناو بزرگ خود را به خلیج فارس آورده بود تا ایران را تهدید کند. آنها قصد اقدام نظامی علیه ایران را داشتند که این اتفاق از سمت خلیج فارس در آن برهه زمانی رخ نداد و به جای آن 13 میلیارد دلار از دارایی ها ایران را مسدود و مصادره کردند. بعدها نیز در لاهه، آمریکا اقدامات حقوقی خود را دنبال کرد و توانست این 13 میلیارد دلار را به نفع خود مصادره کند که در آن برهه زمانی یک مبلغ بسیار بزرگ قلمداد می شد و کشور به شدت به آن پول نیاز داشت، زیرا جنگ صدام علیه ایران نیز آغاز شده بود. از همان سالها تجارت ایران دچار مشکلات عدیدهای شد و عملا ایران بسیاری از مسیرهایی را که بهواسطه آنها درآمد کسب می کرد، از دست داد. از سوی دیگر شاهد بودیم که دوستی آمریکا و اسرائیل پس از سال 58 به شدت بیشتر شد و به مرحلهای رسیدند که مشترکا علیه ایران اقدام میکردند. تمامی این اتفاقات به ضرر ایران و به نفع کشورهای منطقه تمام شد. یکی از کشورهایی که به شدت از این تنشها سود برد، ترکیه بود. ترکیه با یک سوم ظرفیت های ایران به درآمد سرانه سه برابری ایران دست پیدا کرده است و عملا در صنعت و تجارت
امروز حرف های زیادی در جهان برای گفتن دارد. امروز شاهد هستیم امارات، عمان و قطر که کشورهای بیابانی و فاقد توسعه بودند، به اقتصادهای مهم و معتبر جهان بدل شدهاند و به مراتب در اقتصاد از ایران پیشی گرفته اند. این پیشرفت و توسعه اقتصادی و تجاری می توانست در جانب ایران با اتخاذ سیاستی هوشمندانه تر در سالهای اخیر رخ دهد اما اینگونه نبود و شاهد هستیم که امارات به این مرحله رسیده و به رقابت با اقتصادهای بزرگی همچون هنک کنگ نیز فکر میکند.
به صــورت کلی ایــران در سیاست خارجی خود باید چه مواردی را مدنظر قرار دهـد تا اقتصاد و صنعت پویاتری داشته باشد؟
باید توجه داشت که در منطقه کشورهایی نیز بوده اند که هیچگاه منافع ملی خود را قربانی نکرده اند و از باورهایی که داشته اند، عقب ننشستهاند و امروز برخلاف ایران در مسیر توسعه صنعتی و اقتصادی قرار گرفتهاند. متاسفانه برخی سیاستها امروز برای ایران هزینه ساز بوده است و سبب شده تا این فرصت برای غربیها ایجاد شود که ایران را یک کشور ناسازگار معرفی کنند. اگر در تصمیم گیریهای خود در عرصه سیاست خارجی در سالهای گذشته به همه جوانب توجه میکردیم مشخصا امروز در این تنگنا قرار نگرفته بودیم. سیاست خارجی ما سبب شده تا به گفته مسئولان دستگاه دیپلماسی در اطراف خود یک دوست هم نداشته باشیم. مشخصا نمی توان همه کشورهای منطقه را بد دانست. ایران نیز مرتکب اشتباهاتی شده است که باید این اشتباهات در آینده اصلاح شود تا بار دیگر کار را برای ایران سخت نکند. امروز یکی از کشورهایی که در ظاهر روابط خوبی با ایران دارد، پاکستان است اما در عمل این کشور همسایه ایران در برخی موارد دچار اختلاف جدی است و ایران نتوانسته از ظرفیت بزرگ این کشور و بازار 200 میلیون نفری که دارد بهره ببرد. این بازار بزرگ پاکستان می توانست سبب شود تا ایران میلیاردها
دلار به این کشور صادرات داشته باشد و بسیاری از مشکلات اقتصادی ایران صرفا بهواسطه رابطه با پاکستان حل و فصل شود اما متاسفانه در این زمینه کوتاهی داشتهایم و تجارت ایران با پاکستان بسیار ناچیز است. دیگر همسایه شرقی ایران افغانستان است که بیشتر از آن که به ایران توجه داشته باشد به دنبال تجارت با چین است. این وضعیت مربوط به امروز نیست و در زمان دولت قبل نیز همین گونه بود و ما نتوانستیم روابط تجاری خوبی با افغانستان داشته باشیم و کار به جایی کشید که حتی آب را بر روی ایران می بستند. امروز روابط ایران با همسایگان شرقی خود در گیر و دار مسائل حاشیه ای است و عملا ایران از ظرفیت های زیاد آنها محروم است. در شمال شرقی نیز تقریبا با ترکمنستان رابطه خاصی نداریم. از سوی دیگر به تازگی نیز شاهد هستیم با جمهوری آذربایجان که خویشاوند ایران است و از نظر مذهبی، زبانی، فرهنگی کاملا همانند ایران هستند و همواره از آنها تحت عنوان ایرانی های جداافتاده یاد میشود، باز هم رابطه خوبی نداریم. امروز اگر جمهوری آذربایجان به سمت ارتباط با اسرائیل رفته است به این علت است که ایران رابطه خوبی با آن ها برقرار نکرده است و در قفقاز نیز کوتاهی
داشته ایم. این کوتاهی به قدری بوده است که میگویند برای تامین امنیت خود با اسرائیل رابطه برقرار کرده اند. این نشان میدهد که سیاست خارجی منفعل ایران سبب شده تا نزدیکترین دوستانش نیز مسیر دیگری را انتخاب کنند و از ایران فاصله گیرند. امروز عدم فعالیت ایران سبب شده تا ترسی در دل جمهوری آذربایجان ایجاد کنند که ایران قصد دارد در آن جا نفوذ کند. این ترس امروز در جمهوری آذربایجان وجود دارد که در مقابل ایران ایستاده است، راست و دروغ آن مسالهای را تغییر نمیدهد. امروز اگر ترکیه با ایران کج دار و مریض رابطه برقرار می کند و مسئولان دو کشور همواره با هم دیدار می کنند به این علت است که از جانب ایران سود می کند. در سالهای گذشته عملا ترکیه به یک کشور واسط برای ایران بدل شده است و از ایران منفعت کسب می کند و شاید حتی بتوان گفت که اقتصاد ترکیه بواسطه ایران رونق گرفته است. ترکیه این منافع اقتصادی را از ایران می برد اما به جز چند طرح محدود که در گذشته بوده، امروز از هرگونه همکاری و مشارکت با ایران خودداری میکند و صرفا به فکر سود خود است. امروز اگر چین در حال مراوده تجاری با ایران است به این علت است که انرژی خود را با
قیمت مناسبتری دریافت می کند و بهجای آن کالا می دهد که کاملا برای آنها صرفه اقتصادی دارد. همین چین در مناسبات با ایران سایر موارد را نیز مدنظر میگیرد و به نظر میرسد به تازگی مقدار کم تری نفت از ایران خریداری میکند. از طرف دیگر رابط ایران و روسیه تحت تاثیر رابطه خوب روسیه با اسرائیل قرار گرفته است و به همین علت شاهد هستیم که نمیتوان روی روسیه نیز حساب خاصی باز کرد. ایران صمیمیترین روابط را در سالهای اخیر با عراق داشته است که آن نیز تحت تاثیر تحریمها کاهش پیدا کرده است و از سوی دیگر عراق طی 3 سال اخیر به این سمت حرکت میکند تا توازن را در داخل کشور خود ایجاد کند و به همین علت از ایران فاصله گرفته است. امروز کشورهایی که در جنوب ایران قرار دارند، همگی هماهنگ با عربستان هستند و مشخصا هنوز روابط ایران و عربستان قطع است. قطر نیز که سیاستی متفاوت را در دستور کار قرار داده است، هماهنگ با ترکیه و جریان اخوان پیش می رود و اینگونه نیست که کاملا در جهت منافع ایران حرکت کند.
در راستای بهبود این شرایط چه باید کرد؟
باید در سیاست خارجی خود تجدیدنظر کنیم. مشخصا این به معنای شکست نیست بلکه به معنای این است که باید بر اساس قواعد صحیح بازی کنیم. ایران باید از حوادث گذشته عبرت گیرد. سیاست خارجی محل دخیل کردن احساسات نیست و نمیتوان با احساسات کشور را اداره کرد. زمان آن فرا رسیده است که منافع ملی ایران در اولویت همه امور قرار گیرد و در راستای تحقق منافع ملی ایران، هوشمندانه و طبق قوانین بین المللی عمل کنیم. ایران زمانی می تواند منافع ملی خود را به دست اورد که به منافع ملی سایر کشورها احترام بگذارد. امروز در برههای از زمان قرار گرفتهایم که باید تعامل با جهان در دستور کار قرار گیرد تا بتوانیم درهای تجارت را به روی کشور باز کنیم.