بستن
کد خبر: ۱۰۲۵۴۵۷

دانــستنی‌هـــا

دانــستنی‌هـــا

اضطراب؛ دروازه ورود به بیماری‌ها
احتمالا همه‌ ما شنیده‌ایم که افسردگی و اضطراب می‌تواند بر جسم ما تاثیر بگذارند یا روند بیماری‌های ما را تسریع کند. اما این ادعا چقدر صحت دارد؟ عجیب نیست که وقتی فردی دچار بیماری قلبی، سرطان یا سایر بیماری‌های جسمی‌ تهدیدکننده می‌شود همزمان دچار افسردگی و اضطراب شود. اما عکس آن نیز می‌تواند اتفاق بیفتد: اضطراب یا افسردگی بیش‌ازحد، می‌تواند باعث توسعه یک بیماری جسمی‌جدی شود و حتی توانایی تحمل یا بهبودی آن را نیز مختل کند. در بدن انسان چندان نمی‌توان بیماری‌های روحی و جسمی ‌را از یکدیگر جدا کرد. در حرفه‌ پزشکی بین بیماری جسمی ‌و روحی تمایز قائل می‌شوند اما واقعیت این است که بیماری‌های جسمی ‌به اختلالات روحی می‌انجامند و برعکس اخلالات روحی نیز پیامدهای جسمی‌ دارند. ذهن و بدن یک خیابان دوطرفه هستند. آنچه در ذهن یک فرد می‌گذرد می‌تواند آثار مخربی در سراسر بدن و همچنین برعکس داشته باشد. یک بیماری روانی درمان نشده می‌تواند خطر بیماری جسمی ‌را به میزان قابل‌توجهی افزایش دهد و اختلالات جسمی ‌ممکن است منجر به رفتارهایی شود که شرایط روحی را بدتر می‌کند. در مطالعاتی که وضعیت بیماران مبتلا به سرطان پستان را بررسی کردند، مشخص شد که زنانی که افسردگی‌شان رو به کاهش بود، بیشتر از آنهایی که افسردگیشان رو به وخامت بود زنده ماندند. بدن به استرس روانی واکنش نشان می‌دهد چنانکه گویی استرس جسمی ‌است. با وجود چنین شواهدی، ناراحتی‌های مزمن روانی اغلب توسط پزشکان نادیده گرفته می‌شوند. به‌طورمعمول، یک پزشک برای بیماری‌های جسمی‌ مانند بیماری‌های قلبی یا دیابت تجویز می‌کند، اما تعجب می‌کند که چرا برخی از بیماران به‌جای بهترشدن بدتر می‌شوند. بسیاری از مردم تمایلی به درمان بیماری‌های روانی خود ندارند. برخی از افراد مبتلا به اضطراب یا افسردگی ممکن است از انگ‌خوردن بترسند حتی اگر تشخیص دهند که یک مشکل روانی جدی دارند. بسیاری سعی می‌کنند با اتخاذ رفتارهایی مانند نوشیدن بیش‌ازحد یا سوءمصرف مواد، ناراحتی‌های احساسی خود را درمان کنند که فقط به آسیب قبلی آنها اضافه می‌شود. گاهی اوقات، خانواده و دوستان به‌طور ناخواسته ناراحتی روانی فرد را انکار می‌کنند؛ با عباراتی مانند «چیزیت نیست» و در عمل و هیچ کاری برای ترغیب آنها به درخواست کمک حرفه‌ای انجام نمی‌دهند.
افسردگی بدن را بیمارتر می‌کند
اختلالات اضطرابی تقریبا ۲۰ درصد از بزرگسالان آمریکایی را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. این بدان معناست که میلیون‌ها نفر در معرض خطر قرار دارند. وقتی استرس دارید، مغز با ترشح کورتیزول که نوعی سیستم هشداردهنده داخلی است، واکنش نشان می‌دهد. با افزایش تنفس، افزایش ضربان قلب و هدایت جریان خون از اندام‌های شکمی‌به ماهیچه‌هایی که در مقابله یا فرار از خطر کمک می‌کنند بدن آمادگی فرار یا دفاع پیدا می‌کند. این اقدامات محافظتی ناشی از انتقال‌دهنده‌های عصبی آدرنالین و نوراپی‌نفرین است که سیستم عصبی سمپاتیک را تحریک کرده و بدن را در حالت آماده‌باش بالا قرار می‌دهند. اما تحریک بیش از حد و مداوم ممکن است به بروز انواع بیماری‌های جسمی ‌منجر شود؛ از جمله علائم گوارشی مانند سوءهاضمه، گرفتگی عضلات، اسهال یا یبوست و افزایش خطر حمله قلبی یا سکته‌مغزی. افسردگی نیز می‌تواند تاثیرات مخرب‌تری بر سلامت جسمانی داشته باشد. در حالی‌که احساس افسردگی گاه‌به‌گاه طبیعی است اما بیش از ۶ درصد از بزرگسالان چنان احساس افسردگی مداومی ‌دارند که در نتیجه آن روابط شخصی خود را مختل می‌بینند. همچنین افسردگی مداوم می‌تواند درک فرد از درد را تشدیدکرده و شانس ابتلا به درد مزمن را افزایش دهد. افسردگی توانایی فرد را برای تجزیه و تحلیل و پاسخ منطقی به استرس کاهش می‌دهد. در نتیجه فرد افسرده در یک چرخه معیوب با ظرفیت محدود برای خروج از وضعیت روانی منفی قرار می‌گیرند. مطالعه‌ای بر روی ۱۲۰۴ زن و مرد سالخورده کره‌ای که ابتدا از نظر افسردگی و اضطراب مورد ارزیابی قرار گرفتند، نشان داد که دو سال بعد، این اختلالات عاطفی خطر ابتلا به اختلالات جسمی ‌و ناتوانی را در آنها افزایش می‌دهد. اضطراب به تنهایی با بیماری قلبی و افسردگی به‌تنهایی با آسم و هر دو این اختلالات با مشکلات بینایی، سرفه مداوم، آسم، فشارخون بالا، بیماری‌های قلبی و مشکلات گوارشی مرتبط بودند. اگرچه اضطراب و افسردگی مداوم با داروها، درمان شناختی رفتاری و گفت‌وگو درمانی قابل‌درمان هستند، اما بدون درمان این شرایط بدتر می‌شود. درمان زمانی بهتر عمل می‌کند که پزشکان فشارهایی را که بر رفتار بیماران تاثیر می‌گذارند و منجر به آسیب بالینی می‌شوند را درک کنند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی