بگذارید بیمقدمــه، تعریفــی اجمالــی از « اهـل تفکر » ارائه دهم، مراد نگارنده عبارت است از فئه قلیلی که سوالات بنیادین خویش را به واسطه رجوع به منابع اندیشگی و با توسل به متفکران هم روزگار خویش تا سر حد امکان پیگیری کرده و میکنند؛ چنین فئه قلیلی در ایران امروز دچار غربت مضاعفی هستند، اولا هم دلسوز دولت و هم خیرخواه ملت هستند اما در میان هیچ کدام مخاطب خویش را نمییابند، و به دنبال نفع شخصی نیستند، ثانیا، درد توسعهنیافتگی تاریخی را فهم کردهاند و به صورت دو جانبه از سمت افراطیون سنتگرا و نوگرا رانده میشوند، ثالثا نمیتوانند به تندرویها و تعصبات غیراصیل رضایت دهند، و رابعا دچارند، به تفکر و تعقل حتی به نحو ناخواستهای دچارند یعنی نمیتوانند در این شرایط خطیر فرار را بر قرار ترجیح دهند. سخن آخر اینکه در اثبات مدعای خویش میتوانم سه گروه را مورد خطاب قرار دهم، دولت، ملت و روشنفکران! لابد خواهند گفت که این تمنا از حیطه این هر سه گروه بیرون است... بله، بیرون است، ملتی که به لحاظ تاریخی در عقبماندگی به سر میبرد عزمیتی به سمت اهل تفکر خویش نداشته باشد، و روشنفکری که شوربختانه با همان منطق نخ نمای پیشین از زمین و زمان گله دارد چرا نباید یک سوزن هم به خود بزند و به سمت اهل تفکر روی گردان شود؟!