بحث تغییرات اقیلمی و محیط زیست در عرصه حکمرانی ملی و هم در عرصه بینالمللی یکی از جدیترین مباحث است. بهعنوان یک متخصص دیپلماسی، روابط بین الملل و سیاستگذاری عمومی معتقد هستم که شاید در کشور اولین و اصلیترین چالش مسائل زیست محیطی است که حکمرانی ملی باید به آن دقت کند. در بعد بینالمللی مسائل زیست محیطی عمدتا با قراردادهای کیتو(کیتو-1 و کیتو-2) جلو رفت و در واقع یکی از دعواهای اصلی کنوانسیونها و قراردادهای بین المللی حتی در کنوانسیون پاریس که در مورد تغییرات اقلیمی است؛ دعوا بر سر غرامت(compensation) است. به عبارت دیگر کشورهای توسعه یافته شمال موضوع و دعوا را گردن کشورهای ضعیفتر میاندازند، یعنی معتقد هستند که تخریبهای عمده زیست محیطی را انجام دادند و به طور متقابل کشورهای جنوب کشورهای پول دار را - با دلایلی که نمی خواهم ذکر کنم و به کلیات بسنده میکنم- مقصر میدانند. دعوای عمده در تغییرات اقلیمی و زیست محیطی در اجلاس گلاسکوی اسکاتلند همین موضوع است که اگر لایه اوزون سوراخ شده است، بیابان زایی اتفاق افتاده است و یا با پدیده گرمایش زمین رو به رو هستیم، مقصر چه کسی است و چه کسی باید غرامت بپردازد. یکی از دلایل اصلی اختلافات بین المللی روی کنوانسیون پاریس و سایر معاهدات و پیمانهای مربوط به موضوعات زیست محیطی و تغییرات اقلیمی را مسائل مالی و غرامت تشکیل میدهد. تغییرات اقلیمی در مقیاس جهانی مشکلات عمدهای را به وجود آورده است. نیک میدانیم ابنای بشر همه ساکن این کره خاکی هستیم که مانند کشتی است و نمیتوانیم بگوییم که در این نقطه تخریب میکنیم و به دیگران ربطی ندارد؛ در موضوع تغییرات اقلیمی مفهوم مرز و حاکمیت های سرزمینی بی معنا است، به مانند کشتی است که همه سوار آن هستند و اگر سوراخی در آن ایجاد شود هر کس در آن نشسته است غرق میشود. بنابراین یک دغدغه جهانی هست که همه کشورها،NGO ها و همه جامعه مدنی جهانی نسبت به آن مسئولیت دارند. اثر مهم این تغییرات اقلیمی در مورد مهاجرتهای بینالمللی است در مقیاس ملی کشور ما درگیر آن است؛ خوزستانیها به خاطر تغییرات اقلیمی و تخریبهای زیست محیطی در معدن نفت و پتروشیمی هستند، اما گفته میشود که بالای 80% مردم ساکن در استان خوزستان خواستار مهاجرت به سایر مناطق کشور به خصوص استان های شمالی هستند که خود این امر پدیدههای زیادی را به وجود میآورد. به عنوان یک گیلانی ساکن شهر رشت پدیده مهاجر پذیری بارهای زیادی را بر استان گیلان تحمیل میکند که بدون حکمرانی و نظارت دقیق پیامدهایی خواهد داشت. در مقیاس جهانی به خاطر جنگل زدایی، بیابان زایی، استفاده غیرخردمندانه از منابع آبی، آلودگی هوا، سد سازیهای بیرویه و تفکر سازهای در مسائل زیست محیطی در سطح بین المللی هم بحران داریم. بحث این است که این اختلافات تبدیل به کنوانسیونهای حقوقی الزام آور بکنیم راه بسیار سختی است، چراکه متاسفانه دنیا، دنیای حقوق بین الملل نیست و دنیای قدرت، سیاست و زور است. البته اینکه کشورها دور هم جمع شدهاند باعث خوشحالی و به عنوان یک فرد دانشگاهی از این مسأله استقبال میکنیم و دولت ما هم بایستی درگیر این مذاکرات بکند و دغدغههای بین المللی را در مباحث تقنینی در داخل کشور بکند و راجع به آنها حرف داشته باشیم.