بستن
کد خبر: ۱۰۲۵۲۹۹

معادله پیچیده برجام از رُم تا رُم!

معادله پیچیده برجام از رُم تا رُم!
‎مهدی مطهرنیا ‎آینده پژوه سیاسی و اجتماعی


‎جهت تحلیل و بررسی آنچه در جریان نشست جاری جی ۲۰ در رُم ایتالیا اتفاق افتاده، باید اندکی به عقب رفت و به حضور ترامپ در نشست سران گروه جی ۷ در رم ایتالیا در نخستین سال ریاست‌جمهوری‌اش اشاره کرد. ترامپ در جریان نشست مذکور، در باب ایران و اعمال فشار بیشتر بر این کشور در چارچوب دکترینِ فشار حداکثری، در سایه دکترین فراتری با عنوان «محدود کردن همکاری‌های بین‌المللی با ایران و تنگ کردن محاصره منطقه‌ای علیه تهران» که در زمان اوباما آغاز شده بود، اعلام موضع کرد. در این زمان، ایالات‌متحده آمریکا نگران پیوستن اروپا و رقبای دیگر آمریکا در پرتو برجام به ایران بود. پس از پذیرش برجام، سیل ارتباطات گوناگون با تهران در جهت گسترش روابط اقتصادی به‌ویژه از سوی اروپایی‌ها آغاز شد و بالطبع اروپا و چین به مثابه رقبای استراتژیک آمریکا در سطح بین‌المللی در این‌باره رویکردی فعال را درپیش گرفته بودند. ترامپ جهت‌گیری معنا‌دار دکترین محدود کردن همکاری‌های بین‌المللی با ایران و تنگ کردن محاصره منطقه‌ای این کشور را در چارچوب دکترین سیاسی و امنیتی دوران ریاست‌جمهوری خود یعنی بازیگر دیوانه به سمت‌وسوی ایجاد فضایی برد که آمریکا بتواند در قالب آن از برجام خارج شود (امری که در کارزار انتخاباتی ترامپ نیز شدیدا مورد اشاره وی قرار داشت). در دوران اوباما به طور خاص جهت مهار و تحدید نفوذ و محاصره ایران، ایده ناتوی عربی علیه تهران مطرح شد. در واقع، این پازل در دوره ترامپ عملا تکمیل شد. در کنار اینها، قضیه «صلح ابراهیم» و تلاش دولت ترامپ جهت عادی‌سازی روابط اعراب و اسرائیل که درنهایت موجب عادی شدن روابط برخی دول عرب منطقه با تل‌آویو شد، به‌نوعی دستورکار دولت ترامپ در محاصره ایران را بیش‌ازپیش شدت بخشید. در سال ۲۰۱۸، آمریکا از دکترین محدود کردن همکاری‌های بین‌المللی ایران و همچنین تشکیل ائتلاف منطقه‌ای علیه آن، به سمت دکترین تبدیل چالش ایران به معرفی این کشور به‌مثابه تهدید کننده نظم منطقه‌ای و جهانی حرکت کرد. آمریکایی‌ها در این سال‌ها به این سمت حرکت کردند که بتوانند گروه‌ها و کشور‌های مختلف را جذب اعمال فشار بیشتر علیه ایران کنند. در این راستا حتی واشنگتن به جذب روسیه نیز در این دستورکار خود توجه ویژه‌ای داشت. در این رابطه من به طور خاص در سال ۲۰۱۸ گفته‌ام که رویکرد آمریکا از محدودسازی همکاری‌های بین‌المللی ایران و محاصره منطقه‌ای تهران به سمت دکترین تصویرسازی از تهران به مثابه تهدید و دشمنی برجسته در عرصه معادلات بین‌المللی تغییر کرده است. ترامپ در چارچوب دکترین «بازیگر دیوانه» تا می‌توانست فشار‌ها علیه ایران را افزایش داد. متعاقبا روی کار آمدن بایدن و پیروزی وی بر ترامپ تا حدودی برای کسانی که صحنه سیاست را تقلیل‌گرایانه و غیرواقعی می‌نگرند، زمینه‌هایی را فراهم کرد که برخی به این باور برسند که مساله تمام شده است و آمریکا ضعیف شده و بایدن تلاش خواهد کرد تا تحریم‌ها علیه تهران را برداشته و زمینه را برای احیای برجام و بازگشت ایران به توافق مذکور فراهم کند. با این حال، همان زمان عرض کردم که این امر امکان ندارد. بایدن تحریم‌ها را نگاه خواهد داشت و حتی بر آنها خواهد افزود با این حال، زبان مذاکره و همکاری را حتی با رقبای آمریکا در مورد موضوعات مختلف و مخصوصا مساله برجام، بار دیگر باز خواهد گشود. اگر ترامپ با رویکرد‌هایی نظیر مرد دیوانه و ایجاد آشوب و تنش و همچنین ابهام و پیچیدگی به مسائل بین‌المللی می‌نگریست، بایدن بیش از همه بر قدرت هوشمند آمریکا تاکید داشت. دکترین وی «بازیگر بالغ آمریکایی» است. از طرفی، سیاست کلان وی همراهی با متحدان همکاری با رقبا برای رسیدن به اهداف ملی آمریکاست. از این رو، راهبرد اصلی وی همکاری در پرتو مذاکره مثبت با رقبا و همراهی فزاینده با متحدین است. از این منظر، تاکتیک او استفاده از دیپلماسی و عمق استراتژیک بخشیدن به طرح‌های مربوط به ایران و دیگر کشور‌ها در چارچوب نوعی نو‌رئالیسم تدافعی در منطقه است. از این رو، باید گفت که نشست رُم که ترامپ در سال اول ریاست‌جمهوری خود در آن شرکت کرد (در قالب نشست جی ۷) تا نشست رم که اخیرا بایدن در آن شرکت کرده (در قالب گروه جی ۲۰)، عملا مکمل یکدیگر هستند (در رابطه با رویکرد‌ها نسبت به مساله ایران) و تلاش دارند تا حلقه محاصره علیه ایران را به سمتی پیش ببرند که ایران را از درون تضعیف و با همراهی متحدان و همکاری با رقبا، زمینه‌های فشار بیشتر بر ایران را به گونه‌ای فراهم کنند که ایران یا پای میز مذاکره حاضر شود و یا راه ایستادگی را در پیش گیرد و هدف طراحی‌های مختلف خصمانه کشور‌های غربی قرار گیرد. در مورد اول، آمریکا خود به طور مستقیم آنچه را که در مورد ایران در ذهن دارد، دنبال خواهد کرد و در صورت دوم، این اسرائیل است که مدیریت حرکت‌های منطقه‌ای علیه ایران را در قالب دکترین «مرگ با هزاران خنجر» دنبال می‌کند. این رویکرد‌ها در مجموع، تا حد زیادی معادله هسته‌ای ایران را پیچیده و اماواگر‌ها در مورد آینده آن را افزایش داده‌اند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی