حمله سایبری به سامانه هوشمند سوخت ایران به یکی از پر چالشترین بحثهای روز بدل شده است. اگرچه ممکن است هریک از تحلیلها بابت این رخداد عظیم محل توجه و قرین حقیقت و واقعیت باشد اما با توجه به سابقه عملیاتهای خرابکارانه از سوی جریانهای معاند نظام به نظر میرسد که این رخداد که در قالب حمله سایبری بروز یافته است، نتیجه عملیات خرابکارانه همان گروههای خرابکارانه علیه نظام است. تجربههای اخیر کشورهای آمریکا، فرانسه، انگلیس، ونزوئلا، سوریه و لبنان همگی موید این واقعیت است که اگرچه بحرانهای افزایش نرخ حامل انرژی در این کشورها ربطی به حملات سابیری نداشته اما اهمال در خدمات انرژی و کاهش عرضه و افزایش نرخ آن میتواند به مثابه بازی با دم مار باشد. به این ترتیب، اختلال در سامانههای سوخت هوشمند را باید حاصل مهندسی و طراحی نقشههای گروههای معاند علیه نظام دانست. به ویژه آنکه گروه سایبری گنجشک درنده بعد از این حادثه مسئولیت این رخداد بحران زا را به عهده گرفته است. البته گروه سایبری گنجشک درنده در گذشته نیز و مشخصا با اختلال در زیرساختهای وزارت راه و سایت راه آهن دست به اقدام خرابکارانه زده بود و در این رخداد اخیرا نیز قویا اعلام کرده است که در این اقدام خرابکارانه میتوانست آسیبهای جدی تر و صدمات بیشتری به جایگاههای سوخت برساند اما تصمیمات خرابکارانه خود را به همین سطح و مقدار منحصر و محدود کرد. حال اگر ادعا های گروه سایبری گنجشک درنده معطوف به واقعیت و قرین راستی آزمایی باشد که به نظر می رسد درست و قابل راستی آزمایی است، باید گفت که هنوز و به رغم همه تلاشها، دستگاه اطلاعاتی و امنیتی با یک ضعف جدی روبهروست و با حفرهها و خلأهای امنیتی همراه است. در واقع، در شرایط ضعف اشراف اطلاعاتی و همچنین خلأها و حفرههای امنیتی است که حادثهای در این ابعاد به وقوع میپیوندد. البته وجود خلأها و حفرههای امنیتی نه عامدانه بلکه بیشتر به جهت همزمانی و کثرت مسئولیتهای اطلاعاتی در واپایش اطلاعات در حوزه امنیت و اطلاعات است. در شرایطی که مسئولیتهای مرتبط با حوزههای اطلاعاتی بر هم متراکم و بار شوند، طبیعی است که حوزههای دیگر مرتبط با مسئولیتهای امنیتی و اطلاعاتی، از روی مسامحه مورد غفلت قرار گیرد و لاجرم همین همزمانی و کثرت مسئولیتهای اطلاعاتی میتواند همانند پاشنه آشیل و یا چشم اسفندیار عمل کند. تحت این شرایط و به جهت آنکه مسألهای همچون بنزین میتواند موجب بحران اجتماعی و در نتیجه آنومیزه شدن جامعه شود، بهتر آن است که دستگاه امنیتی و اطلاعاتی با تدبیر در مدیریت بحران، نقاط ضعف را شناسایی و به غائلهای چون بحران سوخت و حاملهای انرژی پایان دهند. قطعا چنین حادثهای با این ابعاد و عظمت میتواند موجب تجدید نظر در کارویژهها و مسئولیتهای ذاتی دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی شود.