در جامعه ما بهدلیل معرفی نشدن صحیح ازدواج و ناآشنایی با مساله تشکیل خانواده، جوانان به سمت سقوط فرهنگی و اجتماعی پیش میروند و این موضوع را میتوان در افزایش آمار طلاق بهوضوح مشاهد کرد. بیشک این روند اگر همچنان ادامه داشته باشد عاقبت ناخوشایندی پیشرو خواهیم داشت و دیگر کسی جرات ازدواج بهخود نخواهد داد . اگر بخواهیم علت این موضوع را در این سطور بررسی کنیم، درخواهیم یافت که از طرفی رویاپردازی و در سوی دیگر که بیشتر به واقعیت شبیه است، فقر اقتصادی در میان جوانان ریشه دوانده و مانع ازدواج آنان گردیده است، حال این رویا پردازی از کجا سرچشمه میگیرد؟ متاسفانه این موضوع در دختران و زنان ما بیشتر نمود دارد، چراکه در این دوره و زمانه، دختران و زنان بهدنبال پیروی از افکار نافرجام «فمینیستی» شدهاند که منجر به تمایلات مردستیزانه میگردد. این افکار که از غرب سرچشمه میگیرد، باعث میشود که آنها نتوانند بهخوبی درباره ازدواج و واقعیات جامعهای که در آن زندگی میکنند، فکر کرده و تصمیم عاقلانهای بگیرند، چراکه دائم بهدنبال رویا پردازی و تصورات غیر واقعی هستند. در حقیقت دختران امروزی همان تصور گذشتگان را دارند و به دنبال شاهزادهای با اسب سفید میگردند تا آنها را با خود به قصر و سرزمین رویاها ببرد، در صورتیکه مردان و زنانیکه سالهاست با یکدیگر زندگی میکنند، درگیر هزار ویک مشکل هستند. زندگی یک واقعیت است و با رویاهای کودکی فاصله زیادی دارد. در این شرایط و براساس عوامل مذکور مانند ترویج اشتباه تفکرات فمینیستی، سبب شده که عواملی همچون ادامه تحصیل و اشتغال آنها جای ازدواج را در میان میلیونها دختر مجرد بگیرد و همین امر سبب شده که سن ازدواج آنها به مرحله 30 سال برسد. البته نگارنده، مخالف تحصیل، اشتغال و ترویج برابری جنسیتی در جامعه نیست و آن را حق همه زنان کشور میداند، اما نباید اینگونه عوامل سبب شود که از سن ازدواج جوانان بگذرد. در این شرایط عواقب عدم تمایل جوانان به موضوع ازدواج سبب افزایش ازدواجهای سفید، گسترش ناهنجاریهای رفتاری و در نهایت سقوط ارزشهای اجتماعی و انسانی میگردد. البته در این میان، آقایان نیز باید واقعیتها را بیشتر درک کنند و اگر چند سال از سن آنها بگذرد و افزایش سن ازدواج در کشور بالاتر برود، آنها باید در میانسالی ازدواج کنند که این موضوع میتواند بسیار خطرناک باشد. پس چه دختران و چه پسران هر دو در جهت سازندگی زندگی با هزار و یک مشکل گام بردارند. موضوع دوم، در رابطه با مشکلات اقتصادی مردان ایرانی آنهم در رکوردشکنیهای پشت سر هم تورم در کشور است و تا زمانیکه دولت با نگاه واقعبینانه این معضل جدی را برطرف نکند، وعده دادن زمین و پولهای مقطعی نمیتواند گره ازدواج و بهتبع آن فرزندآوری را باز نماید؛ چرا که اقتصاد از ارکان اصلی زندگی است و اگر انسان دچار فقر اقتصادی گردد، نمیتواند به ادامه زندگی بپردازد. بیشک حمایتهای اصولی و زیربنایی دولت در تامین مسکن و رفع مشکلات بیکار میتواند موثر باشد.