بستن
کد خبر: ۱۰۲۵۲۲۳

به بهانه طفل گمشده‌ای به نام شادی

به بهانه طفل گمشده‌ای به نام شادی
آذر منصوری قائم‌مقام حزب اتحاد ملت
هالوویــن به معنــای عصــر قدیسان است. جشنی که در ۳۱اکتبر و در شامگاه عید مقدسان که یکی از آیین مسیحیت است، برگزار می‌شود. مناسبتی که در تقویم کلیسا برای بزرگداشت یاد درگذشتگان از جمله قدیسان، شهیدان مسیحی و دیگر مؤمنان در گذشته است. در طی سالیان این جشن ابعاد گسترده‌تری نیز به خود گرفته است و عمدتا جوانان برخی کشورها به بهانه این جشن دست به ابتکارهای جدید نیز می‌زنند و به بهانه این جشن و جشن‌هایی از این دست، دور هم جمع می‌شوند، شادی می‌کنند و هیجانات دوران جوانی و نوجوانی خود را نیز تخلیه می‌کنند. اما آنچه مرا به نگاشتن این سطور واداشت، توجه جوانان و نوجوانان ایرانی به این مناسبت‌هاست. از ولنتاین گرفته تا هالووین که امسال ابعاد گسترده‌تری نیز به خود گرفت. ۴۳سال است تمام دستگاه‌های فرهنگی کشور در اختیار دولت و حاکمیتی است که بنا داشته الگویی جدید از اداره کشور به دنیا عرضه کند. از دولت اسلامی گرفته تا جامعه اسلامی و در نهایت و در گام آخر هم لابد تمدن اسلامی! در همین ارتباط باید از هجوم جوانان ایرانی برای دیدن کنسرت‌های خوانندگانی که از ایران گریخته‌اند و ارزی که به کشورهای همسایه سرازیر می‌شود، سخن بسیار گفت که گویای خطاهای بزرگ سیاستگذاری‌های فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در این ۴۳سال است. اما روی این نوشتار جشن‌ها و مناسبت‌های غیر ایرانی و اسلامی است که سال به سال رواج بیشتری پیدا می‌کند و تنها راهکاری که ارائه می‌شود، پاک کردن صورت‌مسأله و برخوردهای قهری و پلیسی با این نوع رفتارهاست. البته در نهایت آنها که توان و بضاعت مالی داشته باشند، برای دسترسی به آنچه مطلوب و تقاضای فرهنگی خود می‌دانند، عطای وطن را به لقایش می‌بخشند و از ایران با همه آنچه که دارند، می‌روند! به‌راستی چرا چنین شد؟ آیا تاریخ کهن ایران مناسبتی برای شادی و شادمانی و تخلیه هیجانات جوانان و نوجوانان ایران ندارد؟ به جز اعیاد شعبان و عید مبعث و میلاد امامان و مفاخر تاریخ ایران و...، مناسبت‌های ایران باستان نیز بهانه‌ای است برای گرامیداشت پاسداشت گمشده‌ای به نام شادی. جشن‌هایی مانند نوروز، مهرگان، جشن‌های آتش، گاهنبار و جشن فروردگان تا گرامیداشت کوروش بزرگ، که هر یک از آنها مراسم و جشن‌های وابسته و متعددی نیز دارند. به رسمیت شناختن شادی به‌عنوان یکی از الزامات پویایی و امید اجتماعی در همه جوامع است و متحیرم که چرا و به چه دلیلی مناسبت‌های میلاد امامان غیرتعطیل اعلام شد و به ‌این ترتیب مناسک غم بر مناسک شادی حتی در این سطح هم غلبه پیدا کرد. در حالی‌که در تاریخ ایرانی و اسلامی ما مناسبت‌های بسیاری وجود دارد که به بهانه آن مردم این کشور به‌ویژه جوانان و نوجوانان می‌توانند شادی کنند و هیجانات خود را تخلیه کنند و‌ در کنار آن با تاریخ پیشینیان خود نیز آشنا شوند. از سوی دیگر ناگفته پیداست که در بسیاری از کشورها همین مناسبت‌ها و جشن‌ها بخش مهمی از اقتصاد و دیپلماسی آنها را که تکیه بر گردشگری و توریسم دارد، شامل می‌شود. باز شدن این دریچه همچنین می‌تواند چهره‌ای متفاوت و همه شمول از فرهنگ ایران به دنیا نیز عرضه کند. اما برای به رسمیت شناختن این شادی باید چشم‌ها را خوب شست و ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی و نیز جامعه امروز ایران و مختصات آن را آن طور که هست دید.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی