هالوویــن به معنــای عصــر قدیسان است. جشنی که در ۳۱اکتبر و در شامگاه عید مقدسان که یکی از آیین مسیحیت است، برگزار میشود. مناسبتی که در تقویم کلیسا برای بزرگداشت یاد درگذشتگان از جمله قدیسان، شهیدان مسیحی و دیگر مؤمنان در گذشته است. در طی سالیان این جشن ابعاد گستردهتری نیز به خود گرفته است و عمدتا جوانان برخی کشورها به بهانه این جشن دست به ابتکارهای جدید نیز میزنند و به بهانه این جشن و جشنهایی از این دست، دور هم جمع میشوند، شادی میکنند و هیجانات دوران جوانی و نوجوانی خود را نیز تخلیه میکنند. اما آنچه مرا به نگاشتن این سطور واداشت، توجه جوانان و نوجوانان ایرانی به این مناسبتهاست. از ولنتاین گرفته تا هالووین که امسال ابعاد گستردهتری نیز به خود گرفت. ۴۳سال است تمام دستگاههای فرهنگی کشور در اختیار دولت و حاکمیتی است که بنا داشته الگویی جدید از اداره کشور به دنیا عرضه کند. از دولت اسلامی گرفته تا جامعه اسلامی و در نهایت و در گام آخر هم لابد تمدن اسلامی! در همین ارتباط باید از هجوم جوانان ایرانی برای دیدن کنسرتهای خوانندگانی که از ایران گریختهاند و ارزی که به کشورهای همسایه سرازیر میشود، سخن بسیار
گفت که گویای خطاهای بزرگ سیاستگذاریهای فرهنگی و سیاسی و اجتماعی و اقتصادی در این ۴۳سال است. اما روی این نوشتار جشنها و مناسبتهای غیر ایرانی و اسلامی است که سال به سال رواج بیشتری پیدا میکند و تنها راهکاری که ارائه میشود، پاک کردن صورتمسأله و برخوردهای قهری و پلیسی با این نوع رفتارهاست. البته در نهایت آنها که توان و بضاعت مالی داشته باشند، برای دسترسی به آنچه مطلوب و تقاضای فرهنگی خود میدانند، عطای وطن را به لقایش میبخشند و از ایران با همه آنچه که دارند، میروند! بهراستی چرا چنین شد؟ آیا تاریخ کهن ایران مناسبتی برای شادی و شادمانی و تخلیه هیجانات جوانان و نوجوانان ایران ندارد؟ به جز اعیاد شعبان و عید مبعث و میلاد امامان و مفاخر تاریخ ایران و...، مناسبتهای ایران باستان نیز بهانهای است برای گرامیداشت پاسداشت گمشدهای به نام شادی. جشنهایی مانند نوروز، مهرگان، جشنهای آتش، گاهنبار و جشن فروردگان تا گرامیداشت کوروش بزرگ، که هر یک از آنها مراسم و جشنهای وابسته و متعددی نیز دارند. به رسمیت شناختن شادی بهعنوان یکی از الزامات پویایی و امید اجتماعی در همه جوامع است و متحیرم که چرا و به چه دلیلی
مناسبتهای میلاد امامان غیرتعطیل اعلام شد و به این ترتیب مناسک غم بر مناسک شادی حتی در این سطح هم غلبه پیدا کرد. در حالیکه در تاریخ ایرانی و اسلامی ما مناسبتهای بسیاری وجود دارد که به بهانه آن مردم این کشور بهویژه جوانان و نوجوانان میتوانند شادی کنند و هیجانات خود را تخلیه کنند و در کنار آن با تاریخ پیشینیان خود نیز آشنا شوند. از سوی دیگر ناگفته پیداست که در بسیاری از کشورها همین مناسبتها و جشنها بخش مهمی از اقتصاد و دیپلماسی آنها را که تکیه بر گردشگری و توریسم دارد، شامل میشود. باز شدن این دریچه همچنین میتواند چهرهای متفاوت و همه شمول از فرهنگ ایران به دنیا نیز عرضه کند. اما برای به رسمیت شناختن این شادی باید چشمها را خوب شست و ظرفیتهای فرهنگی و تاریخی و نیز جامعه امروز ایران و مختصات آن را آن طور که هست دید.