همه ما میدانستیم که دولت گذشته چه کارکرد مهمی برای اصولگرایان، به خصوص جریانات تندرویی که همه قدرت را امروز به دست گرفتهاند، داشت. دولت آقای روحانی برای جریانات تندرو در حقیقت حکم «گل گیر» اتومبیل را پیدا کرده بود که تمام گل و لای و تمام ناکامیها را تندروها بر سر دولت ایشان میریختند. حاشا و کلا که خواسته باشیم ضعفها و ندانم کاریهای دولت آقای روحانی را منکر شویم. بزرگترین اشکال آن دولت این بود که به بیست و چهار میلیون رای پشت کرد. اما این گفتمان که تندروها از همان ابتدای دولت دوم آقای روحانی شروع کردند که همه مصیبتها، همه تلخیها، همه ناکامیها، همه مشکلات اقتصاد، مفاسد، بیکاری، تورم و... ناشی از سوء مدیریت و سوء عملکرد دولت روحانی است، بعید به نظر میرسد که خودشان هم به گونهای جدی آن را باور داشتند. به هر حال اگر این گونه هم میبود و همه مصیبتها مملکت زیر سر دولت روحانی میبود، آن دولت دیگر الان نیست. در نتیجه کاستیها، ضعفها و مشکلات را نمیتوان دیگر بر سر دولت روحانی انداخت. قطعا اگر انتقادات حضرت آیتا... صافی گلپایگانی در زمان آقای روحانی انجام شده بود؛ تمام تریبونهای تندروها یک صدا بانگ بر میآوردند که سوءمدیریت دولت روحانی، بیکفایتیها و بیتدبیریهای دولت روحانی دیگر صدای مراجع را هم در آورده است، اما چون دولت روحانی نیست که مصیبتها را بر گردن آن بریزیم بنابراین مراجع، دیگران و هیچکس حق ندارد که بگوید مشکلات و مصائب وجود دارد. در حقیقت برخورد با جریانات تندرو با انتقادات حضرت آیت ا... صافی گلپایگانی نشان دهنده آن است که یک سبک و سیاق جدیدی از سوی تندروها اتخاذ شده است. این سبک و سیاق جدید عبارت است از اینکه کسی حق انتقاد ندارد. اگر کسی قبلا انتقاد می کرد؛ تندروها بلافاصله در پاسخ انتقادات، انگشت اتهام را به سوی روحانی میگرفتند. اما چون دولت روحانی نیست، چه بکنند؟ انگشت اتهام را به سمت کدام نهاد و شخصیت بگیرند؟ بگویند مشکل در دولت سیزدهم است، مشکل در وزرای رئیسی است. همان سناریو دولت روحانی را تکرار کنند که نمیشود! آن سناریو را فقط با مخالفشان که روحانی باشد به کار گرفتهاند، اما در مورد خودیها دیگر نمیتوانند بگویند که مشکل دولت روحانی است، بلکه مجبور هستند که بگویند اساسا مشکلی وجود ندارد. بنابراینباید جلوی انتقاد را به هر شکلی گرفت. این تدبیر جدید جریانات تندرو است.