دوسال از درگذشت بزرگ بانوی امید، آگاهی و روشنگری، اعظم طالقانی میگذرد. او از نسل کوشندگان اجتماعی و سیاسی سده اخیر بود که در ایران امروز میزیست. او فرزند زمان خویشتن بود. اعظم طالقانی از نواندیشانی دینی ایران بود که دین باوری را با میهن دوستی درآمیخته بود. مطالعات و پژوهشهای دینی او قرآن محور بود. او تحولات سیاسی و اجتماعی ایران معاصر رابه خوبی میشناخت. دراین روزگار که جبر زمانه ایجاب می کند که هر کس دلمشغول و نگران آینده و سرنوشت خود باشد، اعظم طالقانی به خود فکر نمی کرد و نگران ایران بود ودر حفظ سرمایه های آن میکوشید. او درراه آزادی و مبارزات ضد استبدادی که بارها به دستگیری و حبس او انجامید- رنجها برد، سختیها کشید و محدودیتها را با صبوری تحمل کرد و پشت سر نهاد. اعظم طالقانی از دانش، بینش و اخلاق پدرش سید محمود طالقانی بسیار آموخته بود وبه نیکویی نزد پدر مشق سیاست ورزی کرده و آموخته بود. دین شناسی او نیز بر مدار قرآن، زیر تاثیر پدر - صاحب تفسیر «پرتوی از قرآن»بود، اما در طول زمان نشان داد که گرچه فرزند آن بزرگمرد است ودر دامان او پرورش یافته، اما خود دارای شخصیتی مستقل و ممتاز است. او را
«دخترطالقانی》ویا《فرزندطالقانی》به مانند دیگر فرزندان نمی خواندند. اورابه نام و عنوان خودش 《اعظم طالقانی 》میخواندند. افزون بر امید که در کلام و منش او موج میزد، انگیزهای مثال زدنی در کار و تلاش مداوم داشت. اعظم طالقانی به کار تشکیلاتی باور داشت ودراین راه می کوشید. تاسیس 《جامعه زنان انقلاب اسلامی 》، بنیاد نهادن مرکز آموزشی، همکاری با نهادهای مدنی و شرکت در کارزارهای اجتماعی در جهت برابری حقوق زنان، انتشار نزدیک به ۴۰ سال نشریه، از جمله فعالیتهای او بود. اعظم طالقانی پس از نمایندگی مجلس، به مانند بسیاری از سیاسیون فعلی که از کارو تلاش و به نتیجه نرسیدن در مقاصد سیاسی مایوس و ناامید میشوند و شعارهای بیهوده و یاس آلود میدهند، از صحنه سیاسی کشور دست نکشید و در عرصه عمومی به تلاش فکری، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی اقتصادی برای تقویت کارآمد کردن توان معیشتی و اقتصادی شهروندان بویژه زنان پرداخت. او میاندیشید که جامعه ایران به ویژه نسل جوان، بیش از هر چیز به کنشهای مدنی در عرصه عمومی نیاز دارد تا هم اندیشی، همکاری و مشارکت را بعنوان یک اجتماعی بیاموزد ودر پیشبرد هدف های ملی و دموکراتیک بکار بندد.
از اعظم طالقانی میتوان درسها آموخت. درس اراده معطوف به حقیقت، درس امید، درس خود باوری، درس عشق ورزیدن به کشور و میهن، درس استقامت و آزادگی، درس تلاش برای دموکراسی، درس گام برداشتن روشنگرانه، درس همزیستی با مخالف عقیدتی ، فکری و سیاسی، درس ماندن دریک مسیر و زیگزاگ نرفتن، درس همسو نشدن با مخالفان نظام با وجود منتقد دلسوز نظام بودن. درس وفاداری به آرمانهای انقلاب، درس هر روزی به رنگی نشدن، درس امید، تلاش و پویایی و آخرین درس و مهمترین آن《 درس میتوان کاری برای ایران کرد، اگر بخواهیم واراده کنیم.》ملت ایران بهویژه زنان و جوانان، بیش از پیش سزاوار آموختن از منش و روش او هستند. تاثیرگذاری شخصیتهای بزرگ بر جوانان، تجربهای بی بدیل است که خواندن کتاب و استفاده از شبکههای اجتماعی نمیتواند جای آنرا بگیرد. روانش شاد باد و بر روح پر فتوحش درود میفرستیم. او در پهنه این مرز و بوم زنده خواهد ماند.