حمله سایبری خارجی (یحتمل اسرائیل) روز سه شنبه، سامانه سوخت کشور را با اختلال جدی مواجه کرد و به قول علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، این حمله خط دومی هم داشته که با شکست مواجه شد. سوال اینجاست، دشمن با استفاده چه خلأ امنیتی و راهبردی، فرصت یافت تا چنین حملهای را تدارک دیده و اجرا کند؟ اگر شرایط دیگری در ایران حاکم بود و قدرت جمهوری اسلامی در حوزههای مختلف، با قدرت نظامی و امنیتی، همراه و تلفیق میشد، آیا چنین جسارتی برای حمله سایبری وجود داشت و اگر انجام هم میشد آیا خسارت مادی و معنوی در این سطح داشت؟ اگر تحریم نبودیم، اگر روابط کشور با دنیا، عادی و بر اساس منافع مشترک و دوجانبه بود و تنشی در میان نبود، اگر اقتصادی قوی وتوسعهای پایدار داشتیم، اگر از موقعیت و ظرفیت پیمان های نظامی - امنیتی در منطقه و جهان بهره بیشتر، با لحاظ منافع و امنیت ملی میبردیم، اگر به موقع از بستر تشنج و تنش در روابط با کشورها در منطقه و جهان، فاصله و به سیاست تنش زدایی و روابط منافع محور، روی میآوردیم، اگر با هوشمندی و تدبیر بیشتر، سیاست ایران هراسی و شیعه هراسی اسراییل را با راهبردی هوشمندانهتر به شکست کشانده و تروریسم دولتی صهیونیستی را مقهور قدرت دیپلماسی و استفاده به موقع از این ابزار در جهان، قرار میکردیم و اگر راهبرد مدارای سیاسی و همگرایی بیشتر و گردش آزادتر قدرت در داخل را تقویت و جایگزین برخی واگراییها میکردیم و دهها اگر دیگر...، آیا امروز با چنین تحرکی از ناحیه دشمن، مواجه می شدیم یا جرات و جسارت چنین حملهای را به خود میداد؟ یا اینکه به عکس، قادر بودیم، با استفاده از تمامی ابزارهای قدرت در حوزههای مختلف، پاسخ دندان شکنی به دشمن بدهیم؟این حادثه و تهدید را بهرغم خسارتی که به کشور زد، با کمی واقع گرایی بیشتر و تغییر و تجدیدنظر در راهبردها، می توان به یک فرصت ارزشمند، تبدیل و آثار زیانبار آن را به دشمنان ملک و ملت بازگرداند. و اگر تحریمها و فشارهای اقتصادی و بینالمللی، با استفاده از ابزار دیپلماسی و مذاکره رفع، و ثبات نسبی و آرامشی به جامعه و اقتصاد و معیشت باز گشته، و مردم نیز از زیر بار تحمل این فشارها خارج، و اطمینان و اعتماد عمومی میان دولت و ملت، تقویت و از نقمت تحریم عبور میکردیم، چنین اقداماتی برای دشمن جز هزینه چیزی به دنبال نداشت و مقرون به صرفه نبود.