فایده و هزینه تعلل ایران در احیای برجام
ادامه از صفحه اول / بهویژه سعی میکنند تردیدهای ضددیپلماسی را علیه ایران مطرح کنند. بعد از آنها میبینیم که روسیه هم در حال چنین کاری است و مواضع روسها هم مواضع دوگانهای شبیه سال 2006 میلادی است که سلسله قطعنامهها با همراهی چین و روسیه علیه ایران شکل گرفت. به هر حال این لایه هم در حال شکلگیری علیه ایران هست و حتی چین هم برای کاهش خرید نفت از ایران وارد مذاکرات تازهای با آمریکا شده است. این درحالی است که بعید به نظر میرسد تاخیر ایران در بازگشت به میز مذاکره دستاوردی در این حد بزرگ داشته باشد که این همه ضربات به منافع ملی را جبران کند. هیچگونه توضیحی داده نمیشود و فقط یکسری توضیحات دیپلماتیک را داریم، بهویژه اینکه کشور ما کشوری است که به دنبال بمب نیست. این موضع در محافل بینالمللی ثبت شده طبیعتا وقتی که کشور به این سمت نمیرود، هیچ دلیلی ندارد در این حد هزینه پرداخت کند. یک دغدغه اساسی هم وجود دارد که دولت بارها اعلام کرده به سمت مذاکره میرود ولی اقتصاد کشور و معیشت مردم را به مذاکره پیوند نمیزند که راهبرد خوبی است ولی دغدغهای که وجود دارد این است که الان نهتنها خیلی از شاخصههای اقتصادی
کشور براساس آماری که خود سازمان برنامه و بودجه منتشر کرده به تحریم ربط دارد و حداقل 50 درصد عامل ضعف رشد اقتصادی را به تحریم مرتبط دانستهاند، بلکه دغدغه دیگر این است که مسائل دیگری نیز به برجام ارتباط پیدا میکند، از جمله دغدغههای منطقهای کشورها و بازیگران مختلف. اکنون شاهدیم بازیگران مختلف دغدغههای منطقهای و حتی منافع و جاهطلبیهای منطقهای خودشان را به موضوع هستهای ایران ربط میدهند که به نظر میرسد ناشی از تعلل و فقدان استراتژی هستهای در شرایط کنونی است.
تامل در حادثهها که جرقه بحرانند
ادامه از صفحه اول / تا از فقر مطلق و گسترده سخن به میان میآید امدادگران جلوی دوربینها به صف میشوند که به خانههای محرومان مراجعه و بستهای از مایحتاج روزانه را تحویل آنها دهند! چون از عدم سرمایهگذاریها مینالیم فلان مسئول راهی میشود تا کارخانه خاکخوردهای را دوباره باز کند، وقتی روستاهای خوزستان بیآب میشوند دریچه سدها را باز میکنند و از ذخایر استراتژیک آب، سهمی به آنها میدهند تا موقتا غائله را بخوابانند و کسی پاسخگو نیست که اگر باران نیامد با سدهای خالی چه جوابی به مردم میدهند؟ آیا واقعا پاسخ به این مشکلات عظیم به همین سادگیها میسر است؟ آیا کشورهای دیگر این راههای ساده و دمدستی را بلد نیستندکه برای جذب سرمایه و ایجاد اشتغال و رونق تولید به آبوآتش میزنند و درحالی که در محاصره تحریمهای اقتصادی نیستند همه سیاستهای خود را با محوریت توسعه اقتصادی تنظیم میکنند؟ البته میشود با تبلیغات گسترده روندها را مثبت و مردم را راضی نشان داد ولی اقتصاددانان بهتر از هرکس دیگری میدانند که پایههای اقتصادی کشور تا چه حد در معرض تهدید هستند و لذا فریاد آنها از همه بیشتر بلند است که تا دیر نشده چارهاندیشی
کنید و گامهای بلند و شجاعانه و حتی تلخ را برای رسیدگی به امور مردم بردارید. حادثهها جرقهاند و گویی هر روز بر تعدادشان افزوده میشود و تامل طلب میکنند. حادثهها چون جرقههای خطرساز چشمهایمان را خیره و واقعگرایان را نگران و ترسان کردهاند. اگر رفاه، کرامت و حقوق مردم اصل باشد، روندها به سرعت قابل اصلاح و تهدیدهای واقعی قابل رفعند.