بستن
کد خبر: ۱۰۲۴۷۷۰

در تحولات منطقه‌ای، ایران کجا ایستاده؟

در تحولات منطقه‌ای، ایران کجا ایستاده؟
محمد‌حسین بنی‌اسدی کارشناس مسائل شبه‌قاره

درحالی که ایران با مشکلات متعدد اقتصادی داخلی از جمله بحران کرونا دست‌و‌پنجه نرم می‌کند و در حوزه دیپلماسی نیز مراودات خود را بر معدودی کشور از جمله روسیه، چین، عراق، سوریه، لبنان و ونزوئلا متمرکز ساخته و در حوزه هسته‌ای و برجام نیز تصمیم قاطع و نهایی خود را اتخاذ نکرده است، در پیرامون ایران تحرکات و ترتیباتی رخ می‌دهد که قدرت و نفوذ ایران را کمرنگ و بعضا با چالش مواجه می‌کند. آنچه در افغانستان و شرق ایران می‌گذرد تا شمال‌غرب و غرب و جنوب در منطقه خلیج‌فارس بوی خیر و خوش برای ایران به مشام نمی‌رسد و کشور را در سخت‌ترین دوره انزوا فرو برده است. این انزوا نشان می‌دهد که روابط ایران و همسایگان آن دچار تنش و فاقد عمق است و حتی ارمنستان، تنها کشوری که روابط عاری از تنش با ایران داشت، بعد از جنگ اخیر ارمنستان و آذربایجان دچار نوعی تنگنا شده است که مشکلات و محدودیت‌هایی را برای ایران در پی خواهد داشت. هفته گذشته همزمان با اولین سالگرد پیمان ابراهیم، وزیر امور خارجه آمریکا در واشنگتن ‌با همتایان اماراتی و اسرائیلی ملاقات و مذاکره داشت؛ طبیعی است که ایران و تحولات خاورمیانه یکی از عمده‌ترین محورهای این مذاکرات محسوب می‌شد. متعاقب این اجلاس سه‌جانبه در تاریخ ۲۶ مهر‌ماه وزیر امور خارجه هند به دعوت طرف اسرائیلی به آنجا سفر کرد و نقطه‌عطف این است که در همین سفر سمینار مجازی با حضور وزرای امور خارجه آمریکا، اسرائیل، امارات و هند برگزار شد. وزرای امور خارجه درباره همکاری‌های اقتصادی و سیاسی خاورمیانه از جمله تجارت، انرژی، تغییرات آب‌وهوایی، امنیت دریایی، تماس مردم با مردم، تکنولوژی و علمی به تبادل‌نظر پرداختند. محتوای این سمینار مجازی تا حدودی ضد چینی بود، ‌آمریکا در ادامه سیاست محاصره چین به‌ویژه بعد از نزدیکی چین با متحدین آمریکا از جمله امارات و اسرائیل این حلقه محاصره را تنگ‌تر کرده است. شرکت گروه بین‌المللی بندر شانگهای متعلق به چین در اسرائیل اقدام به ایجاد ترمینال کانتینری در بندر حیفا با سرمایه ۱/۷میلیارد دلار کرده، چین همچنین بندر Ashdod اسرائیل در مدیترانه را روزآمد و مدرن کرده است. امارات نیز با کمک شرکت کشتیرانی اقیانوس چین (cosco) به منظور توسعه ترمینال کانتینری بندر خلیفه یک قرارداد ۳۵ ساله امضا کرده است. همچنین انتخاب شرکت Huawei توسط امارات برای 5G آمریکا را نگران‌ ساخته است. هند با امارات و اسرائیل رابطه نزدیکی دارد و چین را رقیب خود می‌شناسد. هند با سه کشور مبتکر پیمان ‌ابراهیم (آمریکا، اسرائیل، امارات) رابطه بسیار نزدیکی دارد. هند در آسیا شریک جدی و بالقوه‌ در استراتژی ایجاد بلوک‌های متعدد برای کاهش نفوذ چین به شمار می‌رود. مجموع تجارت آمریکا و هند در سال ۲۰۱۹ به ۱۲۶میلیارد دلار بالغ شد که ۷۶/۷میلیارد دلار صادرات هند و بقیه واردات از آمریکاست. در منطقه خلیج‌فارس یک جمعیت ۸/۵ میلیون نفری هندی مشغول به کارند که در سال ۲۰۱۸ مجموعا ۷۹ میلیارد دلار پول به هند فرستاده اند. از این تعداد ۳/۵ میلیون هندی تنها در امارات مشغولند و در سال ۲۰۱۸ مبلغ ۱۳/۸ میلیارد دلار به هند ارسال کرده‌اند. تجارت بین هند و اسرائیل نیز که در سال۱۹۹۲ تنها ۲۰۰میلیون دلار بود به بیش از ۴/۵ میلیارد رسیده و هند به دهمین شریک تجاری اسرائیل و اسرائیل به دومین تامین‌کننده تجهیزات دفاعی هند بدل شده است. روابط هند با آمریکا و اسرائیل وارد فاز استراتژیک شده است و روزبه‌روز بر دامنه همکاری‌های دوجانبه افزوده می‌شود. این درحالی است که‌ میزان مبادلات تجاری ایران و هند همیشه متاثر از صادرات نفت ایران بوده است به طوری که در سال ۲۰۱۸ از مرز ۱۷ میلیارد دلار گذشت ولی با توقف خرید نفت از ایران تحت فشار تحریم‌های ترامپ سیر نزولی مبادلات تجاری دو کشور نیز شروع شد. هند وابستگی ۶۰ درصدی به نفت خلیج فارس دارد و از افزاش هر دلار در هر بشکه حدود ۱/ ۶میلیارد دلار در سال لطمه می‌بیند. اکنون در پرتو سیاست‌های دولت هند این کشور به اتفاق آمریکا، ژاپن و استرالیا گروه چهارگانه مشهور به کواد را تشکیل داده‌اند. این گروه با گروه سه‌گانه آمریکا، استرالیا و انگلیس (Aukus) مرتبط است. برخی تحلیلگران سمینار مجازی چهار وزیر امور خارجه هند، امارات، آمریکا و اسرائیل را نیز به نوعی کواد جدید تعبیر کرده‌اند که با این اوصاف کمربندی از استرالیا و با عبور از اقیانوس هند و خاورمیانه و اروپا به آمریکا می‌رسد. این کمربند که خاطره ناتو - انزوس را در اذهان متبادر می‌کند و فعلا ماهیت اقتصادی دارد به منظور پایش و محاصره چین ایجاد شده است. هند که بعد از جنگ جهانی دوم به خاطر مشکلات ناشی از استعمار قادر به ایفای نقش درخور در سیاست‌های جهانی نبوده است اکنون به‌عنوان یک قدرت مدعی تلاش دارد که در سیاست‌های جهانی و منطقه‌ای نقش قابل‌توجهی ایفا کند و حضور خود را به اثبات برساند. ایران که در گذشته از منظر قدرت‌های جهانی غیر قابل انکار بوده اکنون از مدار و رادار بانیان و مبتکران ترتیبات و تحرکات منطقه‌ای و جهانی به دور مانده است، ایجاب می‌کند که تحرکات و ترتیبات پیرامون خود را با تدبیر، درایت و به دور از احساسات پایش و خود را مدیریت کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی