با توجه به اینکه در چهل و سه سال گذشته و اکنون که در دهه پنجم انقلاب قرار داریم سفرهای استانی یکی از روشهایی بود که همه روسای جمهور قبلی این سفرها را انجام میدادند ( در دوره گذشته به خاطر همهگیری بیماری کرونا یک مقدار کمتر شد) و در زمان آقای احمدی نژاد شاید بیشترین تعداد سفرها و بیشترین مصوبات سفرهای استانی در شورای اداری در این دوره بوده است (به اذعان خودشان با یک صلوات در عرض دو دقیقه دهها مصوبه را تصویب میکردند). اگر این سفرهای استانی موثر بود، کشور باید الان به مرحله توسعه یافتگی میرسید. در عصر اینترنت، دنیای مجازی و انفجار دانش و اطلاعات الان دنیا را هم از یک اتاق میتوان مشاهده کرد. جدای از هزینههای سفرهای استانی، شرایط کرونا ایجاب میکند که هزینههای تصمیم گیری در کف جامعه و در سفر مردم تاثیرش دیده شود. متاسفانه سفرهای استانی مخصوصا چندین سال است که از حیزانتفاع ساقط شده و تاثیرگذاری بسیار کمتری دارد. فقط آقای رئیس جمهور و هیات همراه را می بینند و متاسفانه آنچنان که انتظار میرود تاثیرگذاری موثر در زمان کوتاه دیده نمیشود. الان تیم اجرایی در دولت تعدادشان بالاست ، علاوه بر آن سیستم حاکمیتی هم مستقر است. اگر هر شخص و نهادی وظیفه خودش را درست انجام بدهد، نیازی به حضور فیزیکی و سفرهای مستقیم نیست.کما اینکه وقتی آقای رئیسی، ریاست قوه قضائیه را بر عهده داشت در سفرهای استانی به عنوان رئیس قوه قضائیه با حضور در شورای اداری استانها در حوزه اجرا هم عمل میکرد. در آن زمان در بحث واحدهای تولیدی تعطیل شده و زیانده را دستور میداد که مشکلشان حل شود (از سال 1396 این رویه شروع شده بود) در طول چهار سال گذشته دیدیم که با دستور هیچ گرهای گشوده نمیشود و هیچ مشکلی از مشکلات مردم حل نمیشود. میتوانیم بگوییم با تجربهای که آقای رئیس جمهور دارند (چون از سیستم قضایی به قوه مجریه آمدهاند) مطالعات کافی و اطلاعات کافی از واحدهای تعطیل شده توسط استاندارهای وقت استان در اختیار ایشان قرار داده شده است (در برنامه انتخاباتی خودشان هم این مسائل و مشکلات را مطرح نکردند) الان اتفاقا باید ببینند چه راهکاری برای سفره محدود مردم در آستانه پیک ششم کرونا پیدا کند.