یک واقعیت غمانگیز؛ ایران جزو باسابقهترین کشورهای دنیا در زمینه برنامه توسعه است. شاید هیچ کشوری به اندازه ایران برنامه توسعه ننوشته است. ما از سال ۱۳۲۸ تاکنون ۱۱ برنامه توسعه (پیش و پس از انقلاب) نوشتهایم و داریم میرویم برای دوازدهمینش. در شرکتها هم وضعیت همین است. میلیاردها تومان و هزاران ساعت صرف برنامهریزی استراتژیک میشود اما وقتی با خودمان خلوت میکنیم، احساس میکنیم بیفایده بوده است. چرا؟ امروزه همه سازمانها بیانیههای زیبا دارند و اسناد راهبردی. فرآیندهای عریض و طویل و جلسات طولانی اما ته قضيه چیزی در نمیآید. میان این همه سند و نوشته و گزارش، یک چیز مفقود است: استراتژی. مفهوم استراتژی زاييده رقابت و محدوديت است. ما (انسانها و کسب و کارها و ملتها) در جهانی پر از رقابت و محـدوديت زنـدگی میکنیم. زمان محدودی داریم. توان محدودی داریم. پول محدودی هم داریم. اعتبارمان هم محدود است. نمیتوانیم در همه حوزهها ورود کنیم. نمیتوانیم در همه عرصهها عالی باشیم. نمیتوانیم به همه موضوعات توجه کنیم. صرف منابع محدود در انبوهی از موضوعات (مهم و غيرمهم) جریمهاش واگذاری بازی به کسانی است كه منابع محدود
خـود را بر موضوعات مهم و درست متمركز كردهاند. مثلا در کسب و کار: شرکت بهار روی مشتریان هدف (مناطق شهری، طبقه متوسط دارای تحصیلات دانشگاهی و کارمند) تمرکز میکند ولی شرکت پاییز مشتری هدف خود را مشخص نمیکند و توان محدود خود را به صورت پراکنده و تصادفی به هر مشتریای که در سازمان را بکوبد تخصیص میدهد. کدام موفق خواهند بود؟ یا مثلا احمد در شبانه روز زمانش را به یادگیری زبان فرانسه، بیگ دیتا و هوش مصنوعی تخصیص میدهد چون تشخیص داده است جهان آینده، دنیای دیتا، رباتیک، ماشینهای هوشمند و روابط بین الملل است. محمود همان زمان را دارد اما وقتش را به هر چه پیش آید تخصیص میدهد. چون نقطه تمرکزی ندارد. چون مسالهای ندارد! ماهیت استراتژی، تشخیص مسایل و موضوعات اصلی و تمركز منابع (زمان و توان و سرمایه و ارتباطات) در جهت تحقـق منـافع نهفتـه در آنهاسـت. فلسـفه استراتژی ساده است: مهمترین مسایلات را بشناس، روی آنها تمرکز کن. برای آنها جواب پیدا کن و دو دستی بچسب به عملیکردن آن پاسخها و منابع محدودت را به آنها تخصیص بده تا دستيابی به موفقیت تمرکزت را از دست نده. بـدون شناخت و شکار سوالات استراتژیک و تمرکز توان و
زمان و تخصیص منابع به آن سوالات، به موفقیت استراتژیك نمیرسیم. فرمول خلاصه استراتژی: تشخیص + تدبیر + تخصیص. افراد و کسب وکارها و ملتها نهتنها باید هوشمندانه برای مسائل چارهجویی کنند بلکه مهمتر از آن، باید هوشمندانه مسائل را انتخاب کنند. یکی از عوامل مهم موفقیت کشورها و سازمانهای موفق، دقت فراوان آنها در انتخاب صورتمسالهای است که باید برای آنوقت بگذارند. بسیارند سازمانهایی که وقت و توان زیادی را صرف موضوعات و مسائلی میکنند که به فرض حل شدن، کمک چندانی به تحقق هدف نهایی آنها نمیکند. حکمرانانی که نتوانند مسایل اصلی عصر و زمان خود را بشناسند و جوابهای درست برای آن مسایل طراحی و اجرا کنند. زندگی شهروندان هم نسل خود و احتمالا نسل بعدی را تباه میکنند. استراتژی انشانویسی نیست. مشتی جملات زیبا و باکلاس نیست. استراتژی آرزو نیست. استراتژی یعنی چند انتخاب دردناک سرنوشت ساز. تفاوت آدمها، کسب و کارها و کشورهای موفق در فکر کردن به همین سه سوال نهفته است. این فرمول ساده را بهخاطر بسپارید: تشخیص، تدبیر، تخصیص!