ادامه از صفحه یک/ سال نودوسه یکی از سالهای تیرهوتار تاریخ ایران است که ریزگردها بسیاری از استانها را پر کردند و اتفاقات وحشتناکی در خوزستان و تهران رخ داد. سالها بود که با واژه ریزگرد عربی همه مسئولان سعی داشتند بگویند منشأ این ریزگردها خارجی است که بالاخره مجبور شدند بعد از سالها، فریادهای من که اشتباه نکنید اینها داخلی هستند را بپذیرند.انتظار این بود که این اتفاقات منجر به تصمیمهای جدی درخصوص حفاظت خاک شود که متاسفانه نشد. قانون حفاظت خاک در چهار خرداد نود و هشت در بیست و شش ماده و چهارده تبصره در مجلس شورای اسلامی تصویب و توسط رئیسجمهور ابلاغ شده است. جالب است که علاوه بر ابهامات جدی در متن قانون، بخش عمده این قانون به آلودگیهای خاک پرداخته و مسأله فرسایش و تخریب خاک به شکل بسیار مبهمی طرح و قانون با روح بهرهبرداری، هنرمندانه از عملیات مخرب کشاورزی، معدنکاوی، کاهش رطوبت و چرا، که هر سه از عوامل اصلی فرسایش و ناپایداری خاک هستند، عبور کرده است. به عبارتی ما فرصت تاریخی تدوین یک قانون محکم حفاظت خاک را از دست دادیم. در دو روز بیست و یک و بیست و دوم مهر هزار و چهارصد که من در اراک بودم، آسمانی
پر از گردوخاک دیدم و سینههایی که حداقل در خانواده خودم با خسخس و سرفه و تنگینفس همراه بود. برای نگارنده که سالها با شهر زادگاه خودم آشنایم، آلودگی اراک دو منشأ مشخص داخلی دارد: نخست آلودگیهای کارخانهها مانند آلومینیومسازی و استفاده از مازوت در فصول سرما در نیروگاه شازند و دوم آلودگی گردوخاک ناشی از کشاورزی و چرای ناپایدار در دشت فراهان و نابودی سطح آب زیرسطحی میقان و اطراف میقان است. این نوشته من نتیجهگیری ندارد، چراکه میدانم وقتی دولت روحانی که با رای بالا با گماردن پستهای کلیدی به انسانهای آگاه میتوانست کمکی به پایداری این سرزمین کند و فرصت را به باد داد، نمیتوانم از دولتی انتظار بهبود داشته باشم که از همین ابتدا همه تاکیدش بر بهرهوری گسترده از منابع و افزایش تولید است. با توجه به خشکسالی که سال گذشته تجربه کردیم، پیشبینی من در سالهای آتی، آسمانی تیره و پر از گردوخاک و آلودگی است که با خالی شدن سفرههای آبهای زیر زمینی ایران هر روز لاغر و لاغرتر میشود.