بستن
کد خبر: ۱۰۲۳۷۷۶

سردار نقدي تاريخ شناس شد!

سردار نقدي 
تاريخ شناس شد!
سخنــان سردار نقــدی در شهرستان خدابنده بازتاب زیادی داشت؛ او برای آنکه اثبات کند بهترین دوره ایران در جمهوری اسلامی رخ داده که در آن در مقابل زور و دشمن خارجی ایستادگی شده، به تاریخ ایران استناد کرده بود و همین مسأله محل بحث‌های فراوانی شد که نشان می‌داد او سررشته‌ای از تاریخ ندارد. نقدی گفته بود: «تا وقتی زور دارید زور بگویید و هر زمان که زور ندارید مقابل قدرتمندان تسلیم بشوید. سلسله پلید هخامنشی که بزرگترین کشتارها و خیانت‌ها را در کشور کرد بعد از افول قدرت، کشور را دو‌دستی تقدیم یونان کرد.» او همچنین سلسله‌های دیگر همچون ساسانیان و... را مثال زده که یکی کشور را به مغول و دیگری به دشمن خارجی دیگر تحویل داده است. پس از افزایش فشارها به سردار نقدی، خبرگزاری تسنیم توضیح داد که این اتفاق به‌خاطر اشتباه خبرنگار آن رسانه بوده و سردار‌نقدی مشکلی در درک تاریخ ندارد. اما مشکل سخنان نقدی کجاست؟ البته نقدی درباره این بخش که گفته «سلسله‌های دیگر و ساسانیان هم بعد از افول قدرت، کشور را به دشمن‌های خارجی و مغول‌ها تقدیم کردند»، توضیح داده و گفته سخنانش تحریف شده است: «برای غیر‌منطقی جلوه دادن بحث این حقیر در یادواره شهدای خدابنده با حذف بعضی جملات که نسبت شاهان با اشغال مغول را نشان می‌داد این مساله را به جمله‌های قبلی چسباندند که وانمود کنند بنده گفته‌ام ساسانیان کشور را به مغول تسلیم کرد حال آنکه بچه‌مدرسه‌ای هم می‌داند ساسانیا‌ن از حکومت خلفا شکست خوردند نه از مغول.» اگر این بخش سخنان سردار‌نقدی را تحریف شده بدانیم که ظاهرا در فیلم منتشر شده هم مشخص است که این جمله که «ساسانیان کشور را به مغول‌ها تقدیم کردند» از زبان او گفته نشده، باز‌هم مشکل عدم درک تاریخی این فرمانده سپاه حل نمی‌شود و در ادامه گزارش نشان داده شده که عدم برخورد علمی با حوزه‌های تخصصی و بیان نالازم جمله‌های نادرست، باعث شده چه گاف‌هایی از زبان سردار بیان شود.
عدم درک تاریخی
با نگاهی به اظهارات سردارنقدی به نظر می‌رسد که وی احتمالا هیچ‌گاه یک کتاب تاریخ را حتی تورق نکرده است؛ احتمالا اگر چنین کرده بود می‌دانست که هیچ مورخی از تاریخ نگاران ایران تاریخ ایران را دو هزار و پانصد ساله ندانسته است. کسانی چون احمد کسروی، حسن پیرنیا، سعید نفیسی، عباس اقبال‌آشتیانی و فریدون آدمیت تاریخ یکجانشینی در فلات ایران را مربوط به حدود ۱۲ هزار سال پیش می‌دانند و معتقدند نخستین شهر‌های باستانی ایران مانند شوش شش هزار سال سابقه دارند. آنچه سردار‌نقدی نمی‌داند تفاوت تاریخ یکجانشینی و ساختن امپراطوری و رواج خط و تاریخ است. هخامنشیان نخستین امپراطوری ایران بودند و در دوره آنها بود که خط و کتیبه و آثار معماری رواج پیدا کرد و مورخان نیز در نگارش تاریخ ناگزیرند به چنین آثاری توجه کنند و تاریخ پیش از ظهور خط را نمی‌توان تاریخ به معنی علمی آن دانست و کاوش درباره آن در وظیفه علم باستان‌شناسی است. از قضا بسیاری از آنهایی که نمی‌توانستند با چنین واقعیتی مواجه شوند، به اسطوره‌سازی در لوای تاریخ دست زدند و تاریخ پیش از هخامنشیان را به سبک شاهنامه به پیشدادیان و کیانیان رساندند. در‌واقع آنها بین اسطوره و تاریخ خلط کردند و چنین کاری عملا اسطوره‌سازی تاریخی بود.
نظر شهیدآیت‌ا... مطهری
از جمله کسانی که با چنین تاریخ‌سازی‌هایی مخالفت می‌کرد، آیت‌ا... مطهری بود که در کتاب «خدمات متقابل ایران و اسلام» علیه این اسطوره‌سازی‌ها قلم زد و تاریخ مدون ایران را دو هزار و پانصد ساله دانست که هزار و چهارصد سال آن در تعامل عمیق با اسلام می‌گذرد. شاید سردار‌نقدی کتاب مطهری را نخوانده‌اند یا اعتقادی به سخنان قدیمی‌ترهای جمهوری اسلامی ندارند؛ اگر چنین است که باید تذکر داد که سردارنقدی در سخنانش کسانی که تاریخ ایران را ۲۵۰۰ ساله می‌دانند، مزدور خوانده است! مواضع و سخنان سردار محمدرضا نقدی به روشنی در مقابل گفتمان کسانی چون آیت‌ا... مطهری و آیت‌ا... بهشتی قرار می‌گیرد. در حالی که امثال مطهری و بهشتی درباره تاریخ و دین اطلاعات نسبتا قابل قبولی داشتند و قبول اسلام توسط ایرانیان را به همپوشانی محتوایی دین اسلام با ادیان ایران باستان نسبت می‌دادند. سردارنقدی بدون هیچ اطلاعی درباره همه چیز من‌ جمله تاریخ باستان اظهار‌نظر می‌کنند و سخنانی می‌گویند که استناد تاریخی ندارد. از جمله آنکه نقدی در سخنانی به مناسبت ساخته شدن یک بنای مذهبی، چنین می‌گویند: «تاریخ‌نویسان مزدور که به سرویس‌های جاسوسی وابسته هستند تلاش می‌کنند تاریخ کشور ما را تحریف کنند. تاریخ ۸ هزار ساله ما را به ۲۵۰۰ سال کاهش داده‌اند.» نقدی در ادامه همان سخنان ادعا کرده که «تاریخ‌نویسان مزدور فقط می‌خواهند نسب ملت ایران را به شاهان ظالم کلید بزنند، ولی منطق شهدا ثابت کرد که نسب ملت ایران ربطی به شاهان ندارد.» این جمله هم از عدم توجه در تاریخ ناشی می‌شود؛ چه آنکه هیچ مورخی تاکنون نسب مردم ایران را به پادشاهان نرسانده است، چراکه اساسا نسب مردم یک جغرافیا به یک شخص برنمی‌گردد و منشأهای گوناگون از مناطق گوناگونی دارد. البته اساسا این‌گونه سخنان نخستین‌بار نیست که از زبان سردارنقدی مطرح می‌شود و او بارها حرف‌های نالازم و غیرتخصصی مطرح کرده است؛ مثل زمانی که گفته بود: «اصلا شخصیتی به نام کوروش وجود ندارد و ساخته و پرداخته دیگران است و این چهره تنها برای رابطه ایرانیان و یهودیان علم شده است!» کاش برخی چهره‌ها در اظهارات‌شان بیشتر دقت کنند و قبل از هر صحبتی مطالعاتی در حوزه مورد نظر داشته باشند.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی