آرمان ملی: یادگار امام در سخنانی با تأکید بر اینکه مرحوم آقای حکیمی از سرآمدان پالایش دین از خرافات و رفع کننده اتهام ذوب شدن در نظام سرمایه داری بود، گفت: به نظر من این هسته مرکزی فکر آقای حکیمی فقط نیاز امروز جامعه ما نیست، بلکه نیاز بشریت است. ما جز از مسیر دین به برابری نمی رسیم؛ جز با باور اینکه همه بندگان یک خدا هستیم و خداوند ما را یکسان آفریده است. منکر این نیستم که برخی مکاتب فلسفی هم می توانند این باور را ثابت کنند، ولی آنها شمول اجتماعی ندارند و حرکت اجتماعی نمیآفرینند. آیتا... سید حسن خمینی طی سخنانی در حسینیه جماران یادآور شد: مرحوم آقای حکیمی از جمله کسانی است که با مکتب مشهد دلبستگیهایی دارند. مکتبی که با میرزا مهدی اصفهانی در مشهد شروع می شود و یکی از قله های آن مرحوم آیتا... شیخ مجتبی قزوینی است. من یک بار خدمت رهبر معظم انقلاب بودم و با توجه یه اینکه ایشان با نحله «مشهدیون» و «مکتب تفکیک» از نزدیک آشنا هستند، ذکر خیر آقای حکیمی شد؛ من گفتم آقای حکیمی نسبت به حاج آقا شیخ مجتبی «غالی»(غلو کننده) است و ایشان گفتند، آقا شیخ مجتبی ظرفیت این گونه ارادت ورزی را داشت. وی افزود: با اینکه
پیروان مکتب تفکیک بعضا تا حد تکفیر فلاسفه و عرفا و سرآمدان این عرصه پیش رفته بودند، اما رابطه آنها با امام یک رابطه امام و مأموم بود. حتی مرحوم شیخ جواد تهرانی که بعد از انقلاب جزو بزرگان این عرصه بودند، به جبهه رفتند و این کار عجیبی بود که یک پیرمرد با قریب 80 سال سن لباس رزم بپوشد و به جنگ رود. آیتا...سید حسن خمینی بیان کرد: سیر تعیین امام به عنوان مرجع، معانی بلندی دارد که جدای از همه آن ها، یک نکته را نمی توان نادیده گرفت و آن صداقت و سلامت بزرگان مکتب تفکیک است. این جریان برای دفاع از اصل این و دین داری و هویت دینی، پا بر روی بسیاری از باورهایش میگذارد. آنها تعیین یک فیلسوف و عارف بزرگ به عنوان مرجع را تبعیت از مراد خود میدانستند. یادگار امام با بیان اینکه نکته دیگر قابل ملاحظه در زندگی مرحوم حکیمی، تطابق عمل و ادعا است، یادآور شد: همه کسانی که با آقای حکیمی حشر و نشر داشتند این را شهادت میدهند که او آن گونه که میاندیشید، زندگی کرد. این را در کمتر کسی و کمتر جایی به این درجه از خلوص می شود سراغ گرفت. این هم نکتهای است که در زندگی آقای حکیمی باید مورد بحث قرار بگیرد. وی با تأکید بر اینکه مرحوم
آقای حکیمی از سرآمدان پالایش دین از خرافات و اتهام ذوب شدن در نظام سرمایه داری بود، افزود: آقای حکیمی، مثل تمام متفکران دیگر، اندیشهای دارد که دارای یک پوسته و یک هسته است. من فکر نمیکنم پوسته فکر و اندیشه مرحوم آقای حکیمی، امروز در جامعه ما خیلی طرفدار داشته باشد و حتما مورد نقدهایی هم هست. در این راستا نقدهایی هم در رابطه با کتاب «الحیات» وجود دارد؛ اما آنچه برای فردای ما از زندگی و آثار و نوشتههای مرحوم آقای حکیمی قابل استفاده است، هسته مرکزی فکر او است. یادگار امام تصریح کرد: دنیای امروز شاید از صد سال پیش میان دو ارزش بسیار بزرگ «آزادی» و «عدالت» و چگونگی ارزش گذاری میان آنها، در دَوران بوده. وقتی مفهوم عدالت آمد محور بحثهای بسیار پررنگی در دنیا شد و در پی آن، سوسیالیسم و سپس کمونیسم پدید آمد و حکومتهای بسیار مقتدری روی کار آمدند که باقیمانده آن را تا امروز هم ممکن است در بعضی از کشورهای جهان سراغ داشته باشیم.
بدون پذیرش برابری انسانها آزادی معنا ندارد
سید حسن خمینی بیان کرد: نقطه مقابل نگاههای سوسیالیستی، اندیشه لیبرالیسم بود. جهان غرب، به راستی یا دروغ، سردمدار آزادی، و نظام شرق سردمدار عدالت شد. ارزش دیگری که در کنار این دو، در دنیا وجود داشت و امروز هم به صورت پررنگ مطرح هست، «دموکراسی» است. این که ما با نظامی مبتنی بر آراء مردم به عدالت یا آزادی برسیم محل بحث ما نیست، اما یک سؤال مهم وجود دارد و آن اصل موضوعی این سه ارزش است. یادگار امام تأکید کرد: اگر شما نپذیرید که انسان ها برابر هستند، آزادی معنا ندارد و ابتدای برده داری است. تاریخ انسانیت-در ادیان و غیر ادیان- چیزی به اسم برده داری داشته و پذیرفته هم شده بود. زمانی در کشور کنار ما اصطلاحی آمد و خیلی هم به زبان و گوش مردم شیرین نشست؛ از جمله اینکه چرا انسانها یکسان رأی داشته باشند؟ وی ادامه داد: اگر به عنوان پیش فرض، برابری انسانها را نپذیریم، به عدالت، آزادی و دموکراسی نخواهیم رسید. چرا من و شما به یک اندازه حق رأی داشته باشیم؟ آیا جز این است که دلیل آن حق برابر ماست؟ نکته اینجاست که اینکه میگویید آزادی خوب است، به خاطر این است که برابری اصل است. اینکه میگویید ما باید به یک اندازه از
منابع برخوردار باشیم، فقط مبتنی بر این است که بپذیریم ما برابر هستیم؛ اینکه بپذیریم همه ما یک اندازه رأی داریم و کسی از دیگری رأی بیشتری، چربتری یا درشتتری ندارد و حق همگان برابر است. وی عنوان کرد: به نظر من این هسته مرکزی فکر آقای حکیمی فقط نیاز امروز جامعه ما نیست و نیاز بشریت است. ما جز از مسیر دین به برابری نمیرسیم؛ جز با باور اینکه همه بندگان یک خدا هستیم و خداوند ما را یکسان آفریده است. منکر این نیستم که برخی مکاتب فلسفی هم میتوانند این باور را ثابت کنند، ولی آنها شمول اجتماعی ندارند و حرکت اجتماعی نمیآفرینند. یادگار امام گفت: نگاه حکیمی و امثال حکیمی به این است که برابری از دین بر میآید و دین دالّ بر برابری است و شما را برابر میخواهد؛ دین شما را برادر آفریده است. از منظر دینی است که همه انسانها فرزند آدم و حوّا هستند. این نگاه برابری پایهای است که از دل آن دموکراسی، آزادی و پذیرش آزادی برای بشر در میآید؛ از دل آن عدالت بیرون میآید. اینها مفاهیمی است که ما میتوانیم به عنوان میراث مرحوم حکیمی و البته انسانهایی از این دست، برای فردای خودمان وام بگیریم.