آرمان ملی- امید کاجیان: حسین امیرعبداللهیان بهعنوان وزیر خارجه ایران در گفتوگویی تلویزیونی به بیان اظهاراتی در مورد سیاست خارجه کشور و البته آینده برجام پرداخت. این گفتوگو درحالی بود که در این وزارتخانه اخیرا یک تغییر قابل تامل رخ داد؛ کنار گذاشتن سیدعباس عراقچی و جایگزینی علی باقریکنی بهعنوان معاون سیاسی وزارت خارجه. علی باقری که مذاکرهکننده ارشد ایران در زمان دولتهای نهم و دهم و یار همیشگی سعید جلیلی بوده است وقتی معاون سیاسی شد نوعی اتمامحجت دولت درباره مذاکرات احیای برجام تلقی میشد، اما کنار ماندن عراقچی از عرصه دیری نپایید و رئیس شورای راهبردی روابط خارجی، سیدعباس عراقچی را به سمت دبیری شورا منصوب کرد. انتصابی که میتوانست بار دیگر در راستای ایجاد توازن میان مذاکره و عدم مذاکره تلقی شود و به عبارتی موضع قبلی وزارت خارجه را بعد از انتصاب باقری نرمتر نشان دهد. این مواضع سینوسی را میتوان در گفتوگوی امیرعبداللهیان در تلویزیون نیز دید جایی که میگوید: اینکه مذاکرات در وین بوده و فرمت وین را میخواهیم ادامه دهیم روی این اتفاقنظر وجود دارد. ترکیب تیم را داریم نهایی میکنیم. وزارت خارجه
مذاکره را دنبال خواهد کرد. اما اظهارات وزارت خارجه بخشهای دیگری هم داشت که میتوانست به خوبی نشان دهد در نهایت امیرعبداللهیان به کدام سمتوسو بیشتر غش کرده است. جایی که با صراحت از این میگوید که ما به پنج سال و نیم قبل یا هشت سال قبل هرگز برنمیگردیم. مطلبی که به صراحت یک معنا دارد تفاوت او با ظریف و سیاست دولت روحانی و البته برخلاف آن در آغوش گرفتنهای ظریف در روز تحویل وزارتخانه زاویه وی با وزیر خارجه سابق به خوبی نشان داده میشود. وزیر خارجه به کنایه از عبارت قهوه خوردنهای بیحاصل هم با مقامات خارجی در مذاکرات یاد میکند و اینکه ما دنبال قهوه خوردن نیستیم که میتواند تداعیکننده نگاه خاص به مذاکرهکنندههای قبلی باشد، گویی که مذاکرات آنها ثمرهای جز قهوه خوردن نداشته و یا یادآور آن جمله قالیباف باشد که خطاب به مذاکرهکنندگان دهه شصت گفت: «وقتی ما موشک میخوردیم شما با میتران قهوه میخوردید.» نکته مهمتر ماجرا جایی است که نشان میدهد در آینده احتمالا زور طیف فکری باقریکنی و احتمالا جلیلیها به عراقچی که به تازگی دبیر شورای راهبردی روابط خارجی شده میچربد. او به نوعی علی باقری را مسئول مذاکرات آتی
میداند: «مذاکرات در چارچوب معاونت سیاسی وزارت خارجه دنبال خواهد شد و طرفهای مذاکراتی و توافقی که انجام میشود در سطح وزرای خارجه کشورهای مذاکرهکننده تایید و جمعبندی نهایی خواهد شد. اما وزارت خارجه در چارچوب نهادهای بالادستی نظام وظیفه ذاتی مذاکراتی را انجام خواهد داد.» عبداللهیان البته به این نکته اشاره میکند که سیاست ایران نه شرقی و نه غربی است و باز هم برای ادامه مذاکرات مبهم سخن میگوید و از واژه بهزودی در اینباره استفاده کرده و بیان میدارد هنوز زمان مشخصی برای مذاکرات تعیین نکردهایم چون هنوز به جمعبندی نهایی نرسیدهایم. حالا 1 هفته دیگر باشد یا 1 ماه دیگر یا بیشتر هنوز مشخص نیست.وزیر خارجه میگوید: اینکه یک جزء را بگیریم و یک جزء را نگیریم در تضاد با نیت آنهاست که میگویند جدی هستیم.
عدم هماهنگی در بیان پیششرطها
نکته دیگر در کلام عبداللهیان اما بازهم تعیین پیششرط برای مذاکره احیای برجام است که تا پیش از این تا مرحله پایانی پیش رفته بود ولی حالا برای آغاز دوبارهاش، پیششرط مطرح شده است. وی میگوید: آمریکاییها مدام به دنبال ارتباط و پیغامرسانی بودند. اگر آمریکاییها نیت واقعی دارند ١٠ میلیارد دلار پول بلوکه شده ما را آزاد کنند تا بهعنوان پالس مثبت تلقی کنیم و زودتر به میز مذاکره برگردیم. این در حالی است که ایران پیش از این نیز از مسائلی به عنوان پیششرط برای احیای مذاکره سخن گفته است البته پیششرطی که به مراتب خواست بالاتری از این 10 میلیارد بوده است و این خود نشان میدهد که یا از قرار، مواضع ایران در همین چند روز تعدیل شده است و یا اینکه مقامات خود دولت و مقامات در اظهارنظر آنهم در مورد مسائلی به این مهمی با هم هماهنگ نیستند و حرفهای متفاوت میزنند. چراکه محمد اسلامی رئیس سازمان انرژی اتمی گفته بود: «ایالات متحده باید تمام تحریمهای خود علیه ایران را لغو کند تا مذاکرات متوقف شده برای احیای توافق هستهای سال ۲۰۱۵ از سر گرفته شود.» یعنی قبل از گفتوگو برای به تفاهم رسیدن بر سر لغو تحریمها اظهار داشت که
باید همه تحریمها رفع شود. به نظر میرسد این اظهارات بعضا متفاوت در کنار نامعلوم بودن سرنوشت آغاز مذاکره احیای برجام، دلیلی برهمان عدم برنامه مشخص تا به امروز از سوی دولت سیزدهم است تا جایی که حتی کلام و گفتمانهای متفاوتی نیز از سوی مسئولان آن به گوش میرسد. هنوز مشخص نیست عنوان و مطرح کردن پیششرطهای متفاوت بهعنوان جزیی از نقشه حرکت در مسیر مذاکره مطرح میشود و یا اینکه صرفا بیان گفتههایی برای آزمون و خطا کردن اینکه تا چه میزان میتوان از طرف مقابل امتیازگیری کرد؟ اما قطعا که مطرح شدن نظرات متفاوت مسئولان در شرایط فعلی اگر عدم هماهنگی در گفتهها معنا دهد به زیان ایران لااقل از بعد دیپلماتیک تعبیر میشود و بیانگر نبودن عزم راسخ برای گفتوگوها در زمینه احیای برجام و یا خالی بودن دست مقامات در تصمیمگیری در این زمینه است. مسئله بودن یا نبودن پیششرط برای آغاز مذاکرات احیای برجام در حالی مطرح میشود که از سویی دیگر مشخص نیست حتی در صورت آغاز مذاکرات، این مذاکرات از ادامه آنچه در دولت قبل بود دنبال میشود و یا از نقطه صفر باید شروع کرد. برخی در کشور میگویند اگر مذاکرات احیای برجامی هم در کار باشد،
باید از نقطه صفر کلید زد. با این حال چندی پیش فرانسه که زمانی میانجی ایران و آمریکا برای از سرگیری مذاکرات احیای برجام بود نیز مدعی شده بود: «ایران، با اعمالش، همچنان به وخامت اوضاع هستهای ادامه میدهد. اگر ایران همین راه را ادامه دهد، نه تنها زمان رسیدن به توافق برای لغو تحریمها به تأخیر میافتد بلکه این احتمال وجود دارد که مذاکرات وین پایان یابد و فرصت احیای برجام به خطر بیفتد.» این نشان میدهد زمان در شرایط فعلی یکی از موارد مهم ندیده گرفته شده است. آنچه از اظهارات عبداللهیان در مجموع میتوان دریافت، عدم توافق در نوع موضعگیری لااقل تا به امروز درباره نوع برخورد با احیای برجام، مشخص نبودن زمان آن و حتی نبودن سیاست واحد در داخل برای نحوه برخورد با از سرگیری مذاکرات یا میزان امتیازخواهیهای قبل و بعد از آن و اساسا امید داشتن یا نداشتن به احیای برجام است. در کنار اینکه در نهایت عبداللهیان با موضعگیریاش راهش را از ظریف و آن انعطاف پیشین نیز کاملا جدا کرده است .