بستن
کد خبر: ۱۰۲۳۶۱۴

اصلاحات یک واقعیت درکشور است

اصلاحات یک واقعیت درکشور است
آرمان ملی- مهدی فقیه: تب و تاب و التهابات سیاسی ماه‌های آغازین سال که تحت تاثیر ورود کشور به فضای رقابت‌های انتخاباتی دوره سیزدهم ریاست جمهوری بود، این روزها فروکش کرده و این روزها توجه‌ها بیشتر به انتصابات و تصمیم‌گیری‌های دولت سیزدهم معطوف است. این در حالی است که اصلاح‌طلبان هنوز به فکر آسیب شناسی درونی خود نپرداخته‌اند و معلوم نیست چه برنامه‌ای برای آینده عملکردی خود در سپهر سیاست ایران متصور هستند. با این حال برای تحلیل شرایط این روزهای اردوگاه اصلاح‌طلبان و آینده عملکردی این جریان سیاسی «آرمان ملی» با حجت‌الاسلام مصطفی درایتی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و عضو حزب اتحاد ملت ایران به گفت و گو پرداخته است که می‌خوانید.
اصلاح‌طلبان هر گاه در قدرت نیستند دچار کرختی و رکود می‌شوند، تصور می‌کنید برای جلوگیری از این وضعیت چه باید کرد؟
به رکود اعتقاد چندانی ندارم. وقتی یک رویداد سیاسی مثل انتخابات ریاست جمهوری یا مجلس را پشت سر می‌گذاریم به صورت معمول گروه‌ها و سازمان‌های سیاسی- چه برندگان، چه بازندگان- طبیعتا یک رخوت درونی پیدا می‌کنند و گاهی وقت‌ها بروز و ظهور محدودی داشته باشند. چه بسا این تحرک محدود را در بین گروه‌های اصول گرا مشاهده نمی‌کنید. احزاب سیاسی که موفق نبودند لازم است که بازنگری کنند که دلایلش چه بوده و ارزیابی از عملکرد خودشان داشته باشند. عمدتا مشاهده می‌کنم گروه‌هایی که در اصلاحات جدی بودند، فعال هستند و جلسات این گروه‌ها برای بررسی مسائل کشور مرتب تشکیل می‌شود. آنچنان رکود را به شکل مشخص آن خیلی اعتقادی ندارم؛ مگر بعضی از گروه‌هایی که فقط در ایام انتخابات فعال هستند و بعد هم رها می‌کنند تا انتخابات بعدی ممکن است که خیلی فعال نباشند (قبلا هم به آن شکل فعال نبودند) ولی گروه‌های دیگر اصلاح‌طلب فعال هستند و مشغول ارزیابی نقاط ضعف، مشکلات و روند مسائل سیاسی را، کار سیاسی هم همین است گاهی وقت‌ها آدم موفق است و گاهی وقت‌ها هم نیست.
چرا اصلاح‌طلبان به راحتــی دچــار انشقاق و جدایی می‌شوند؟
شکل‌‌گیری سیاسی کارگزاران معمولا با سایر گروه‌های سیاسی اصلاح‌طلب متفاوت است. طبیعتا خودشان را فقط در قدرت می‌توانند معنا بکنند و معمولا بعد از قدرت افت آنها بیشتر دیده می‌شود ولی این شامل همه گروه‌های اصلاح‌طلب نمی‌شود و هویت خودشان را کلا در قدرت نمی‌بینند. گروه‌ها و احزابی که چنین وضعیتی نداشتند طبیعتا به خاطر نگرانی‌ها؛ حالا در رصد کردن روند امور کشور، حوادث و اتفاقاتی که در کشور و منطقه می‌افتد جدی‌تر هستند. کارگزاران نسبت به سایر گروه‌ها ممکن است محدودتر ورود پیدا کند بنا به دلایلی که برای خودشان تعریف کرده‌اند. سایر گروه‌ها شامل این نوع نگرش به آن معنی نمی‌شود و آنهایی که فقط خودشان را با بودن در قدرت معنی می کنند، طبیعتا ممکن است دچار یک رکود آن هم احتمالا به دلیل تحلیل جدی شرایط کشور، بشوند.
تصور می‌کنید تا چه اندازه نیاز به بازخوانی روند اصلاحات و تغییر در ارکان تصمیم گیری این جریان وجود دارد؟
این مسأله عمومیت ندارد، اگر برخی جریانات این حرف را می‌زنند نظرشان است اما در کلیت جریان اصلاحات این گونه نیست. آقای خاتمی قرارش بر این نیست که حرف آخر را بزند یا نزند و همیشه تاکید کرده که این گروه‌ها و احزاب هستند که باید میدان داری کنند و آقای‌خاتمی هم کمک می‌کند. با این وجود خیلی از احزاب اصلاح‌طلب بر فصل‌الخطاب بودن ایشان اعتقاد دارند و معتقد هستند این کمک می کند در گردنه‌های سنگینی که وجود دارد یک محملی وجود داشته باشد که بشود جریان سیاسی جهت خودش را پیدا کند و اختلافات محدود بشود. به هر صورت آقای خاتمی یک جایگاه ویژه‌ای دارد و به خاطر نفوذ کلامی که چه در بین اصلاحات و چه در بین گروه‌ها و مردم گهگاه می‌تواند کمک کند تا اختلافات کمتر بشود و همگرایی افزایش پیدا بکند. اگر بعضی از گروه‌ها هم چنین حرفی بزنند، معمولا گروه‌های قابل اعتنایی نیستند. خود آقای خاتمی اصراری بر چنین امری ندارند و اعتقاد دارند خود احزاب باید تلاش کنند و بدنه خودشان را پیدا و راهنمایی کنند. ممکن است برخی از گروه‌های کوچک در جمع اصلاح‌طلبان حرف‌های این چنینی داشته باشند ولی به نظر می‌رسد جایگاه آقای خاتمی؛ جایگاهی نیست که حالت تصنعی داشته باشد، جایگاه واقعی برای خودش است و طبیعتا می‌توانند به اصلاحات کمک کند و در برهه‌های تصمیم گیری سخت و مشکل راه‌هایی باز شود که این مشکلات محدودتر شود.
تشکیل حـزب فراگیر اصلاحات تا چه اندازه به موفقیت اصلاح‌طلبان کمک می‌کند؟
این ایده همیشه مطرح بوده ولی نیازمند یکسری زمینه‌هایی است که برخی از آنها در اختیار خود جریان اصلاحات است و برخی بیرون از جریان اصلاحات است. تا وقتی این زمینه‌ها فراهم نشود در حد ایده باقی خواهد بود. اگر این اتفاق رخ دهد خیلی خوب است و مشکل عمده آن بر می‌گردد به این نکته که حاکمیت به احزاب خیلی میدان نمی‌دهد و اگر احزاب مقداری قدرت پیدا کنند ممکن است حاکمیت چالش هایی برای آنها به وجود آورد که عملا کار را سخت می‌کند. مقداری تعلل در این امر به همین نکته بر می‌گردد که بیرون از اصلاحات است. آستانه تحمل مسئولان حتی نسبت به احزاب اصولگرا با وجود اینکه همیشه در قدرت بودند، تفرق و چند دستگی در بین آنها زیاد است. شاید به این خاطر که حاکمیت فکر می‌کند راحت‌تر می‌تواند اینها را مدیریت کند. اصولگرایان هم اجازه پیدا نکردند که یک حزب قوی و محوری ایجاد کنند تا بتواند نقش بیشتر و موثرتری را ایفا کنند. تا یک حزب بخواهد جایگاه بهتر و مناسبت تری پیدا کند و توان خودش را چه از نظر فکری و چه از نظر لجستیک و امکانات فراهم بکند با معضلاتی از سوی حاکمیت مواجه می‌شود که باید دوباره از نو شروع کند. این تعددها برای صیانت و داشتن جایگاه سیاسی است که اگر یکی دچار مشکل شد، دیگری کار سیاسی را در قالب حزب و با شناسنامه فراهم بکنند. لذا این ایده‌ها همیشه مطرح بوده و تا آن زمینه‌ها فراهم نشود به نظر مشکل است که بخواهد به نتیجه عملی برسد.
چه شرایطی بر اردوگاه اصلاح‌طلبی حاکم است که بزرگان اصول‌گرا پس از ناامیدی از حضور در اردوگاه اصولگرایی به آرمان‌های جریان اصلاحات نزدیک می‌شوند؟
اصلاحات یک واقعیت کشور است. هیچ کس نمی‌تواند این نگاه را که پس از چهل و اندی سال مشکلاتی در کشور وجود دارد که باید اصلاح شود را منکر شود. حاکمیت هرچه زودتر تن به اصلاحات بدهد این مشکلات محدودتر می‌شود. شما مشاهده نکرده‌اید کسی از اصلاحات به اردوگاه اصولگرایان برود ولی برعکس آن زیاد اتفاق می‌افتد. چون آنها هم به این نتیجه رسیده‌اند که مشکلاتی وجود دارد که باید اصلاح بشود و تلاش بشود روند مدیریت کشور با یک عقلانیت و روزآمدی مشخصی بتواند حرکت کند تا بتواند جوابگوی نیازهای مردم باشد. طبیعی است که بسیاری از اصولگراها که عقلانیت را در مسیر سیاسی خودشان به کار می‌گیرند به مرور می‌فهمند که برای اصلاح یکسری از نواقص ایستادگی بیشتری بکنند و به این طیف نزدیک‌تر می‌شوند. بسیاری از اصولگراها اعتقاد دارند که اگر نتوانیم اصلاحات جدی را در روند مدیریت کشور اعمال بکنیم در آینده با مشکلات سنگین‌تری مواجه می‌شویم و این طبیعی است که برخی از چهره‌های شاخصی که تجربه سیاسی بیشتری پیدا می‌کنند به مرور به جریان اصلاحات نزدیک شوند.
تصــور می‌کنید چه اراده و هدفی درصدد حذف لاریجانی‌ها از عرصه قدرت بود؟ و چرا اصولگرایان از آنها حمایتی نکردند؟
گمانه‌های متعددی مطرح است و خیلی نمی‌شود به طور دقیق مشخــص کرد. به هر صورت یک اراده‌ای قرارش بر این گذاشته بود که در این مرحله آقای رئیسی از صندوق بیرون بیاید و هر کس را که احتمال می‌داد که یک فضاسازی جدی راجع به حذفش گذاشته بود و این بار دامن آقای لاریجانی را گرفت ولی جای تعجب داشت و روندی است که یکسری مشکلات برای جریان اصولگرا به وجود خواهد آورد ولی اینکه این اراده چرا نمی‌توانست رقابت آقای لاریجانی و آقای رئیسی را تحمل کند خیلی از آن اطلاعی ندارم. روشن بود که تصمیم گرفته شده از صندوق نام رئیسی بیرون بیاید حالا ممکن بود در آن رقابت آقای رئیسی موفق می‌شد ولی به هر صورت نخواستند که ریسک کند حتی اگر هزینه این کار افزایش پیدا بکند و این کار را با حذف کردن افرادی که احتمال می‌دادند اینها می توانند خطر مختصری ایجاد بکنند، انجام دادند که خیلی مفید نبود. اگر رقابت مقداری واقعی‌تر می‌شد حتی بین جریان اصول گرا شاید قدرت و توان عملیاتی آقای رئیسی برای بعضی از وعده‌هایش ییشتر می‌شد ولی به هر صورت آنچه رخ داد این بود. اینکه چرا اصولگرایان از آقای لاریجــانی حمایت نکردند باید از خودشان پرسید. اصولگرایان چون با قدرت خودشان را معنا می‌کنند نگاه می‌کنند ببینند حاکمیت بیشتر دنبال چه کسی است، حتی اگر نزدیک‌ترین همفکرشان هم باشد چون احتمال می‌دهند یک مقدار از قدرت فاصله بگیرند ممکن است رها کنند و در گذشته هم سابقه داشته است و لذا ایستادن پشت لاریجانی با اینکه می دانستند همه ارکان دنبال پیروزی آقای رئیسی هستند با رویکردشان خیلی همسازی نداشت.
نظر شما درباره تشکیل اتاق فکر بزرگان با حضور ناطق و لاریجانی و خاتمی و ... چیست؟
این افراد بزرگانی هستند که جامعه یا بخشی از جامعه از اینها حرف شنوی دارند. با توجه به شرایطی که در کشور است هر کدام یک کنشی را خواهد داشت. اگر میدان باز باشد بیشتر وگرنه کمتر یا اگر ببینند اگر تحمل نمی‌شود سکوت می‌کنند. بستگی به شرایط پیش آمده برای کشور در آینده و اتفاقاتی که رخ می‌دهد چگونه شکل بگیرد. اینها ذخیره‌هایی برای کشور هستند که اگر از تجربیات آنها استفاده بشود مفید است ولی بعضی‌ها ممکن است این تصور را نداشته باشند. اینها افرادی هستندکه در جایگاه‌های اصلی تصمیم گیری کشور بودند و تجربیات آنها می‌تواند به کار آید به شرطی که نظام احساس کند این امر مفید است وگرنه محدودیت‌هایی ایجاد می‌شود که خیلی از وجود اینها استفاده نشود.
طی روزهای اخیر خبر رسید که زنان می‌توانند در ورزشگاه حاضر شوند، تحلیل شما چیست؟
از قبل هم باید می‌توانستند بروند ولی عــده‌ای نمی‌گذاشتند. کسانی که اصلا نمی‌خواستند اجازه بدهند اکنون دست برداشته‌اند. به هر حال کار خوبی است.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی