آرمانملی- پنجشنبه بود که میزگرد «استراتژی نظامی ایران برای پیروزی در جنگ و فتح بغداد» با حضور سردار حسین علایی و حسینا...کرم توسط انجمن اندیشه و قلم در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. در این جلسه استراتژی پایان جنگ و نقش فرماندهان آن بهخصوص مرحوم آیتا... هاشمی رفسنجانی مورد بحث و بررسی قرار گرفت و سردار علایی، حسین ا... کرم و محسن هاشمیرفسنجانی در آن به صحبت و اظهارنظر پرداختند.
کار بزرگ هاشمی
یک فرمانده دفاع مقدس درخصوص استراتژی ایران برای خاتمه جنگ اظهار داشت: اینکه ایران جنگ را خاتمه بدهد یک سری شرایط داشته است. شرطش این بوده که غرامت جنگ را بگیرد که هنوز هم نگرفتهایم. شرط بعدی این بوده که آنها معاهده 1975 را بپذیرند. یکی از کارهای بزرگی که آقای هاشمیرفسنجانی کرد این بود که در مذاکره دیپلماتیک مکاتبهای عراق را به اینجا رساند و بعد از آقای هاشمی رفسنجانی تا الان هیچ کسی در ایران نتوانسته معاهده 1975 را اجرایی کند. حسین علایی گفت: هنوز هیچ کدام از دولتهای عراق نگفتهاند ما معاهده 1975 را قبول داریم و بر این مبنا عمل کنیم. وی افزود: ما از همه شخصیتهای انقلاب دفاع میکنیم و به خاطر مسائل سیاسی به کسی بدوبیراه نمیگوییم و از کسی هم تعریف نمیکنیم. الان که سالها است آقای هاشمیرفسنجانی نیست و جنگ هم گذشته، آقایانی که دنبال این بودهاند، 1975 را اجرایی کنند. این چهره سیاسی، نظامی عنوان کرد: با همین عراقی که میگویید در کنترل ماست و نفوذ داریم. اگر نفوذ بود اقلا معاهده 1975 را اجرایی میکردید. آبادان و خرمشهر را که سال گذشته دیدید مردم چه مصیبتهایی کشیدند و به خیابانها آمدند را آباد
میکردید. علایی ادامه داد: هنوز خرمشهر و آبادان به قبل از جنگ نرسیدهاند. نه بندر خرمشهر فعال شده و نه پالایشگاه آبادان به تولید قبل از جنگ رسیده است. علایی اظهار کرد: الان که مشکلات نیست اینها را حل کنید. مگر کسی جلوی شما را گرفته است؟! یکی از بزرگترین ایرادهایی که میتوانیم بگیریم این است که از روز اول تا آخر جنگ ما استراتژی دیپلماسی نداشتیم. همین الان هم با عراق استراتژی نداریم و نمیدانیم با عراق میخواهیم چه کنیم. بالاخره 1975 باید اجرایی شود یا نه؟ هیچ کاری نکردهایم؛ نه غرامت گرفتهایم، نه اروند را لایروبی کردهایم و نه در آنجا کشتیرانی میکنیم. فقط میگوییم ما نفوذ داریم.
هاشمی باید محاکمه میشد
یک فعال سیاسی اصولگرا درخصوص پایان جنگ گفت: مطالب آقای علایی به نوعی دارای تضاد بود. یک جایی آقای هاشمی قهرمان 1975 میشود و نداشتن دیپلماسی روشن به جای دیگر مربوط میشود. مثلا نوشتن نامه مربوط به 1975 شاهکار آقای هاشمی است و هنوز هم ادامه ندارد. به نظر من ایکاش ایشان به عنوان یک مطلع فقط به یک جهتگیری و ارائه نمیپرداخت. حسین ا... کرم افزود: وقتی 598 را پذیرفت عراق حمله کرد و 25 هزار نفر اسیر داریم. چرا اینجا نمیگویید؟ آقای هاشمی باید محاکمه میشد. وی درخصوص صحبت علایی مبنی بر اینکه اگر به حرفهای هاشمی گوش میکردیم جنگ به اینجا نمیرسید بیان کرد: به حرف ایشان گوش کردیم. قطعنامه 598 جام زهر را به حلقوم امام ریخت. بعد چه اتفاقی افتاد؟ کسی در این کشور، منهای یک تعداد بچههای قدیمی جنگ، خبر ندارند، 598 مساوی با 25 هزار اسیر و از دست دادن نیمی از تسلیحات ارتش است. همه اینها مسئول دارد. ا... کرم در مورد اظهارات علایی که گفت؛ اینها بیعرضگی کسانی است که جنگ را اداره میکردند اظهار کرد: آقای هاشمی اداره میکرد. مثل اینکه شما فرمانده جنگ نیستید. علایی گفت: آقای هاشمی خرداد ماه فرمانده شده است. ا... کرم پاسخ
داد: 598 را بعد از خرداد و در تیر ماه پذیرفت که علایی در پاسخ گفت: آقای هاشمی نپذیرفت. در این لحظه ا... کرم اذعان کرد: ما متوجه شدیم حرف شما چیست. هرچه خوبی است به آقای هاشمی و هرچه بدی است را به امام بدهید. علایی بیان کرد: من طرفدار امام هستم و معتقدم تمام طرفداران امام را باید حمایت کرد. ما میتوانیم نقد منصفانه کنیم ولی نباید مسائل سیاسی را وسط بیاوریم.
تصمیمات امام را زیر سوال نبریم
پرسش دیگر در مورد تغییر استراتژی ایران برای پایان دادن به جنگ بود که یک امر سیاسی به شمار میرفت یا یک امر نظامی که علایی در این خصوص گفت: استراتژی امام این بود که کاری کنیم مردم عراق حکومت عراق را ساقط کنند و از بین ببرند. اولا زمانی که امام آقای هاشمی را انتخاب کردند محبوبترین آدم بین سپاه و ارتش بود. بین سپاه و ارتش اختلاف ایجاد شده و هر چند وقت پیش امام میرفتند و حل نمیشد. گفتند یک کسی بیاید که توان سپاه را باور داشته باشد تا مسائل با ارتش را حل و فصل کنیم. امام اول ایشان را هماهنگ کننده گذاشت. اصلا مهمترین مسأله ما این بود که از اول تا آخر جنگ ستاد فرماندهی کل قوا به معنی عملیاتی نداشتیم. همیشه سپاه و ارتش تصمیم میگرفتند و تصویب و تأیید میگرفتند؛ ستادی از بالا نبود که بگوید این کار را انجام بدهید و هماهنگ کند. اگر امام کس دیگری را مناسب میدانست او را به فرماندهی میگذاشت. نیاییم به خاطر اینکه به هر دلیلی در چند سال اخیر بر سر مسائل سیاسی با آقای هاشمی اختلاف پیدا کردهایم همه تصمیمات امام را زیر سؤال ببریم. امام آن موقع ایشان را بهترین فرد تشخیص داد و ایشان هم که آمد شروع به حل و فصل مسائل بین
سپاه و ارتش کرد. به این دلیل والفجر 8 موفق شد که آقای هاشمی توانست مسائل ارتش را حل کند و پدافند و توپخانه و هوانیروز را پای کار بیاورد.
ادعای خیانت
در این نشســت محسن هاشــــمی بـا اشاره به نقش شرایط در نظرات مسئولان جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف گفت: مسئولان همواره به فکر کشور و مردم و جانهایی بودند که از دست میرود و هیچ یک از کسانی که در مدیریت جنگ ایران و عراق فعال بودند، به خیانت نمیاندیشیدند. وی تاکید کرد: امام تنها از یک نقطه گزارش نمیگرفتند و از فرماندهان و مسئولان مختلف اطلاعات میگرفتند و تنها با صحبت آقای هاشمی تصمیم نمیگرفتند. مقام معظم رهبری هم که دقیق از موارد مطلع بودند، سال 69 نشان فتح را به آقای هاشمی دادند. البته ایشان می خواستند نشان را زودتر بدهند که آقای هاشمی گفت صبر کنید آزادگان آزاد شوند. لذا ادعای خیانت مسئولان جنگ، با رویکرد رهبر انقلاب کاملا در تضاد است.