در شرایطی که کشور با رفع مشکل واکسن کرونا مواجه شده، لازم است که دولت هرچه سریعتر اقدام به رفع مشکلات اعصاب و روان جامعه کند. در این میان، آماری که ارائه میشود ترسناک است و به جرات میتوان گفت که شاید بین ۸۰ تا ۹۰ درصد مسمومیتهایی که به بیمارستان لقمان ارجاع میشود، تعمدی است و با هدفی خودشان را مسموم میکنند. بیشتر افرادی که دست به این کار میزنند، مشکلشان انطباقی است؛ یعنی استرسی به آنها وارد میشود و زمانی که نمیتوانند خودشان را با این استرس منطبق کنند، اقدام خودکشی میکنند. اگر بخواهیم به ترتیب بگوییم، این نوع مراجعان به ترتیب درگیر استرسهای اخیر زندگیشان، افسردگی و پس از آن سوءمصرف مواد هستند. ابتلا به هشت بیماری روانپزشکی در ایام کرونا افزایش داشته است، افسردگی، هراس، اضطراب، حملات پنیک اتک، وسواسها، مشکلات خواب، سوءمصرف دارو و موادمخدر و خودکشی همگی افزایش داشتهاند. طیف وسیعی از جامعه ما متاسفانه دچار مشکلات خلقی و اضطرابی و مشکلات خواب هستند که سوءمصرف مواد هم جزو این موارد است و خیلی از این افراد به سمت اقدام به خودکشی میروند. درشرایط مساوی اقداماتی که مردان انجام میدهند خشن تر است و بیشتر منجر به مرگ میشود. اقداماتی که خانمها انجام میدهند خشونت کمتری دارد. از طرفی سوءمصرف مواد به طور کلی در مردان بیشتر از زنان است، اقدام به خودکشی با موادهای اپیوم، تریاک، متادون، ترامادول، شیشه، هروئین و الکل از سوی مردان شیوع بیشتری از زنان دارد. متاسفانه جامعه ما مبتلا به مساله اعتیاد است. البته در زنان هم این مواد مصرف میشوند، اما در خانمها استفاده از قرصهای خواب آور، داروهای آرام بخش و مسکنهایی که در منزل است، مانند آنتی بیوتیک، داروهای خواب آور، مسکنهای مختلف و داروهای روانپزشکی، به این دلیل که بیماریهای روانی در جامعه ما بیشتر شده است، شیوع بیشتری دارد که هم زنان و هم مردان از این داروها برای خودکشی شان استفاده میکنند. متاسفانه در سنین نوجوانی یعنی ۱۴ سال تا ابتدای جوانی یعنی ۲۴ سال به این علت که ما تا سنین ۴۰ سال را هم جوانی محسوب میکنیم بیشتر با خودکشی مواجه هستیم. کرونا خانوادهها را درگیر میکند. پدر و مادرها خانه نشین هستند و مساله بیکاری و تعطیلی مدارس وجود دارد و همه این مسائل اقتصادی و اجتماعی بر کودکان تاثیر میگذارد. خودشان وقتی مدرسه نمیروند، از این مساله تاثیر میگیرند. اختلافات خانوادگی زیاد شده و همه اینها باعث میشود تاثیر مشکلات فقط محدود به یک نفر نباشد و بر کل خانواده تاثیر بگذارد و این افراد اقدام به خودکشی کنند. یعنی ما باید کل خانواده را به عنوان یک گروه درنظر بگیریم که در معرض این مساله هستند. به طور کلی خودکشی در استانهای غربی کشور ما مانند ایلام، کرمانشاه و به علاوه آذربایجان زیاد بوده است اما درحال حاضر آمار خودکشی از استان های غرب به سمت مرکز و حتی به سمت استانهای شرقی کشور نیز کشیده میشود. ما باید اقدام به خودکشی و خودکشی که منجر به مرگ میشود را تفکیک کنیم. مواردی که گفته شد بیشتر اقدام به خودکشی است که تقریبا میشود گفت ده تا بیست برابر بیش از موارد خودکشی منجر به مرگ است. مشکلات معیشتی جامعه به هرحال در تمام صنوف تاثیر گذاشته است و اقدام به خودکشی در تمام مشاغل متاسفانه بالا است. یکی از این اقشار پزشکان هستند که اقدام به خودکشی در آنان به دلیل استرس های شغلی، چشم انداز ناامید کننده، دریافت حقوق ناکافی و فشارهای کاری بسیار بالا، زیاد شده است. البته هیچ صنفی از چنین مسائلی مستثنی نیست. در سطح کلان سیاست گذاران باید تصمیماتی بگیرند که آینده شغلی، تحصیلی و کاری بهتری را برای افراد ایجاد کند و سطح درآمدی بالاتری داشته باشند. در سطح دیگر، وزارت بهداشت و انجمن روانپزشکان باید سیاستگذاری هایی را داشته باشند. افرادی که افسرده یا دیگر به مشکلات دیگر روانی مبتلا میشوند، نیازمند درمان هستند، همانطور که مشکلات جسمانی نیازمند درمان است و باید از بیمه های همگانی، تامین اجتماعی و تکمیلی برای درمان آن استفاده کنند. تمام بیمارانی که از مسائل اجتماعی و اقتصادی متاثر و دچار مشکلات روحی میشوند، باید از مواهب بیمه استفاده کنند و بیمه باید برای بیماران اعصاب و روان که متاسفانه شیوع بالایی در جامعه دارد مورد استفاده قرار بگیرد.