آرمان ملی: «اعتماد عمومی» واژهای است که این روزها بسیار مورد تاکید روسای قوا، وزرا، نمایندگان مجلس و حتی چهرههای سیاسی قرار گرفته و همه از لزوم بازیابی اعتماد عمومی مردم نسبت به مسئولان، وعدهها و عملکردها سخن میگویند. اما نکته اینجاست که مهمتر از بازگرداندن اعتماد عمومی چگونگی پرداختن به این امر مهم است. برخی معتقدند رئیس جمهور با حضور در بین مردم، شنیدن حرفهایشان و دستور برای حل مشکلات در بلند مدت موجبات این بازگشت اعتماد را فراهم میکند. قدر مسلم رئیس جمهور و دولتش اگر میخواهند در ذهن مردم از خود نقش خوب و ماندگاری بر جای بگذارند باید ابتدا مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم را چاره کنند و شرایط را طوری پیش ببرند که میزانی از رضایتمندی و رفاه نسبی در جامعه ظاهر شود. مسلما هر چه عملکردها مطلوب و عمل به وعدهها بیشتر باشد در بازگشت اعتماد مردم به دولت و مسئولان موثر خواهد بود. رئیس جمهور هم خود بهتر میداند که رمز موفقیتش تغییر به نفع مردم است؛ پس باید بیش از همه چیز در این تغییر در جهت رضایتمندی مردم کوشا باشد.
چالش اعتماد
رئیس جمهور در شرایطی دولت سیزدهم را تشکیل داد که طی این سالها عملکرد مسئولان و سیل مهیب مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم، اعتماد آنها به مسئولان را کاهش داده است. از سویی همین مسئولان در ادوار قبل نه تنها بابت وعدههای خود به مردم پاسخگو نبودند، بلکه سعی کردند برخی مسائل را هم از چشم مردم مخفی نگه دارند. حال در این شرایط رئیسی با وعدههای زیادی بر سر کار آمده است. مهار تورم و تک رقمی کردن آن، ایجاد اشتغال، توجه به اقشار ضعیف، تقویت ارزش پول ملی، مبارزه با فساد و ساخت۴ میلیون مسکن تنها بخشی از وعدههای او به مردم است. با این حال به دلیل کاهش سرمایه اجتماعی، مردم نسبت به تحقق این وعدهها تردید دارند. به همین دلیل افزایش اعتماد مردم به دولت یکی از چالشهای اصلی دولت رئیسی است، زیرا دولتی با حمایت حداقلی، برای پیشبرد برنامههای خود با مشکل مواجه خواهد شد. البته حضور در بین مردم و گفت و گو با آنها ایرادی ندارد. مشکل آنجا شروع میشود که این دیدارها بیشتر به نمایش تبدیل شود و گرهای از مشکلات مردم باز نکند. رئیسی تصمیم گرفته است بین مردم باشد اما به فکر حل ریشهای مشکلات هم باشد. با این وجود دولت رئیسی برای حل این
چالش، دست بسته نیست و با تکرار نکردن اشتباهات گذشته میتواند در مدت کوتاهی، اعتماد جامعه را تا حدودی بازسازی کند. رئیسی و یارانش به خوبی میدانند که در زمانه فعلی با گسترش انواع رسانهها و شبکههای اجتماعی، دیگر امکان مخفی کردن مسائل از چشم جامعه تقریبا غیر ممکن است. مخفی کاری و پاسخگو نبودن، ضربه مهلکی به اعتماد عمومی میزند.
سفرهای استانی
رئیس جمهور پس از روی کار آمدن از همان ابتدا همه مسائل را به طور میدانی بررسی میکند، کمتر به پشت میز نشینی و جلسات کاری تن میدهد و با سفر به استانهای محروم و مواجهه از نزدیک با مسائل و مشکلات مردم نشان داده که درصدد است از همین ابتدای کار فرصتی را از دست ندهد و از هر زمانی برای حل مشکلات مردم و کشور بهره لازم را ببرد. نمونه این مساله را نیز میتوان در سفرهای استانی رئیسی به خوزستان، سیستان و بلوچستان و اخیرا طبس مشاهده کرد که با حضور در بین مردم و شنیدن مشکلات آنها در همان جا دستوراتی هم بابت حل مشکلات مردم صادر کرده است. هر چند که برخی معتقدند این نوع سفرهای استانی رئیس جمهور در بحبوحه کرونا میتواند تاثیر روانی هم داشته باشد. اما نکته مهمی که بسیاری بر آن تاکید میکنند دستاوردهایی است که باید از این سفرها بهدست آید و مشخص گردد که در سفر چند روزه رئیس جمهور و برخی از وزرا به یک استان پس از یک ماه چه اتفاقاتی در راستای اقدام و عمل به مصوبات و تصمیمات گرفته شده در خصوص آن استان رخ داده است. قدر مسلم هر چقدر عملکردها و عمل به وعدهها بیشتر باشد موجب خواهد شد اعتماد و امید جامعه نسبت به تغییر در راستای
افق پیش روی روشن بیشتر شود. لذا حال که رئیس جمهور و وزرا به طور جهادی و میدانی وارد عمل شدهاند باید طبق برنامههای مدون و زمان بندی شده پیش رفته و به مردم گزارش کار دهند، چراکه اگر دولت در حوزههای مختلف وعدههایی بدهد که عزمی برای عمل به آنها وجود نداشته باشد این مساله نه تنها به پاشنه آشیل بزرگ دولت تبدیل خواهد شد بلکه نگاه، نظر و اعتماد مردم از دولت رئیسی و تغییر به نفع مردم در این دولت برخواهد گشت که خود به تنهایی خسارتی بزرگی خواهد بود. قدر مسلم دولت باید به دغدغه اصلی جامعه توجه کند تا مردم، دولت را در کنار خود احساس کنند، چراکه اکنون به اندازه کافی شکاف میان جامعه و مسئولان شکل گرفته است و دیگر نیازی به تعمیق این شکاف نیست. البته سفرهای استانی رئیس جمهور که از استانهای محروم و کمتر برخوردار شروع شده را میتوان از دو دیدگاه بررسی کرد و نقاط ضعف آن را تحلیل کرد. در این راستا بسیاری بر این باورند که یکی از نقاط ضعف تصمیمات اخیر رئیسی در همین سفرهای استانی او اوست و میشود در مرکز مرکز نشست و تصمیمات کد نظر را اتخاذ کرد و برای انجام به مسئولان مربوطه در آستانه ابلاغ و پیگیری کرد. لذا برای اخذ چند
تصمیم نباید فرصت را هدر داد و سفرهایی چند روزه به استانهای مختلف داشت، چراکه اگر با تصمیمات درست و حساب شده مشکلات مردم حل شود همین موجب رضایت خاطر مردم و اعتماد به دولت خواهد شد. از طرفی برخی همین مساله را نقطه قوت رئیسی بر میشمرند و معتقدند کار جهادی و حضور در بین اقشار مختلف مردم باعث خواهد شد تا مردم رئیس جمهور و دولت مستقر را بیش از گذشته از آنه خود بدانند و حتی به آنها در جهت مشکلات جامعه کمک کنند. باید دید این رویه در پیش گرفته شده از سوی دولت چه میزان دستاوردهای مشخص و مطلوبی برای مردم خواهد داشت و جامعه چه قضاوتی از سفرهای استانی رئیس جمهور خواهد داشت.