افغانستان بهعنوان یک کشور همسایه، پیوندهای دینی، فرهنگی، اقتصادی و قومی با مردم ما دارد. از زمان تهاجم روسها به این کشور، در درد و رنج مردم زجر کشیده افغانستان، شریک و همدرد غمهایشان بودهایم و همواره آنها ایران را وطن دوم خویش میدانند. مهاجران افغان، سالهای طولانی مهمان ما بودهاند و ما از هیچ کمکی به آنها دریغ نشده است. هرچند که گاهی این موضوع از حالت عادی خارج شده و به یک بحران در شهرها تبدیل شده است، اما درمجموع حضور کارگران زحمتکش افغان در مزارع، کارخانجات و برخی از مشاغل سخت، کمک بزرگی به مردم و اقتصاد ایران بوده است. تعدادی از افغانها که از سازمانهای جاسوسی و بیگانه دستور میگرفتند، ماموریت داشتند که چهره این قوم شریف و زحمتکش را خدشهدار نمایند و در این راه، اقدام به سرقتهای خشن، تجاوز و قتل میکردند که موجب بدبینی اقشار مختلف شده اما در کل برروی مهماننوازی و محبت مردم ما اثری نگذاشت. بیشک مردم ما بهخوبی فرق میان مزدوران و ماموران سازمانهای تروریستی را میدانند. در این سالها پیوندهای خانوادگی یعنی ازدواج بین دختران ایرانی ومردان افغان و برعکس، تار و پود تنیده از عاطفه میان دو قوم را بهوجود آورد و حتی در سختترین شرایط تحریمهای اروپا و آمریکا، مردم افغان درکنار ایرانیان زندگی میکردند، درحالیکه حضور بیش از چهار میلیون مهاجر افغان در کشور ما دشواریهای متعددی خلق میکرد، ازجمله بسیاری از مهاجران فاقد هرگونه سند و مدرک هویتی و شغلی بودند که همین موضوع اشتغال و تحصیل قانونی آنهارا دشوار و بلکه غیر ممکن میساخت، اما دارندگان اوراق یاد شده مسیرهای ممکن را در تحصیل و اشتغال به راحتترین شکل ممکن طی کرده و میکنند. در این شرایط و در آخرین بروز جنگ داخلی در کشور همسایه، وقتی دولت و مسئولان افغانستان، مردم را تنها گذاشته و کشورشان را ترک کردند، میلیاردها دلار تسلیحات مدرن (از جنگندهها و هلیکوپترهای مدرن تا سلاحهای نیمه سنگین و سبک) در کشور بجا ماند و تحویل طالبان شد. سوابق ذهنی طالبان، در میان مردم جهان فضای وحشت و ترور خلق کرده و راههای برقراری ارتباطات دوستانه را مسدود نموده است. ارتش و تسلیحات مدرن بهعنوان ارث آمریکا به طالبان رسید و مردم افغانستان تنها و با دست خالی با طالبان، تنها ماندند. در این شرایط تعدادی از هموطنان ما عمدا یا سهوا درخواست کمکرسانی به پنجشیر را داشتند، درحالیکه آرزوی طالبان و حامیان آنها دخالت نظامی ایران در این جنگ بوده و هست. پنجشیر درهای عمیق بین کوههای سربهفلک کشیده است و تنها سه معبر عبور برای آن وجود دارد که هر سه نیز توسط طالبان مسدود و تحت کنترل شدید است. در این میان، از راههای هوایی نیز کمک رسانی دشوار و تقریبا غیر ممکن و فقط حمایت دیپلماتیک و کمکهای انسان دوستانه تا حدودی مقدور است. اما کسانیکه شعارهای حمایت از پنجشیر میدهند، باید خودشان در ابتدای صف حرکت کنند و ما دنبالشان حرکت خواهیم کرد. برکسی پوشیده نیست که اینگونه کنار ایستادن و فرمان حملــه صادر کــردن کار دشواری نیست و ابعاد انسانی و سیاسی آن باید مورد تحلیل قرار گیرند. در شرایط اقتصادی ایران و کولاک کرونا چگونه میتوانیم به پنجشیر کمک کنیم؟ و به غیر از کمکهای دیپلماتیک در مجامع جهانی، کمکهای نظامی به این مبارزین برای ما بسیار گران تمام خواهد شد، بنابراین سخنان احساسی و از سر ضعف اطلاعات فقط کشور را با امواج ویرانگر مواجه خواهد ساخت. کسانیکه برای خودشیرینی یا ایجاد فضای دشوار برای کشور شعار«یاری نظامی به افغانستان» میدهند، روشها و راههای کمک را نیز بیان نمایند و نسخه بیدارو ننویسند. در این میان، پاکستان حدود ۶۰ کیلومتر از مرزخود با کشور ما را حصارکشی کرده و کارش ادامه دارد. ترکیه دیوارهای بلندی در مرز خود با ایران ایجاد نموده است، واقعا علت این حصاربندیها جلوگیری از هجوم مهاجران است؟ یا برای آیندهای نهچندان دور آماده میشوند؟