براساس مطالعات انجام شده، طی سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵، ۳۰۵ هزار نفر از استان تهران خارج و در همین بازه زمانی ۷۷۰ هزار مهاجر به تهران وارد شدهاند. جمعیت کشور طی سالهای گذشته افزایش یافته، بالطبع تعداد مهاجرین به دلیل تورم، محدودیت افزایش زمینهای کشاورزی و اشباع این بخش و بالا رفتن نرخ بیکاری، افزایش یافته و عمدتا مهاجرت ناشی از فقر و فلاکت زیاد شده است. البته این نوع مهاجرتها به دلیل عوامل دافعه مبداء مانند بیسوادی، فقر، خشکسالی و... رخ میدهد که فرد به دلیل فقر روستایی، خشکسالی و بیسوادی، جامعه مبداء را ترک کرده و به مقصد میآید؛ در جمعیتشناسی از اصطلاح «از چاله به چاه افتادن» استفاده میکنند، به این معنی که فرد دارای مشکلاتی است که به دلیل آن مشکلات به شهرهای بزرگ مهاجرت میکند و اگر فرد مهارت و تخصصی نداشته باشد به تبع جذب مقصد هم نمیشود و به این گروه «حاشیهنشین» گفته میشود. عمدتا حاشیهنشینی در ساختار حاشیه شهرها خود را نشان میدهد، البته حاشیهنشینی اجتماعی و فرهنگی هم وجود دارد اما مهاجرتهایی که افراد به دلیل عوامل دافعه مبداء، بیسوادی، فقر و عدم دارا بودن شغل ، مبداء را ترک میکنند و نمیتوانند در مقصد هم شغلی بیابند، یا در صورت یافتن اشتغال، درآمد آنها کفاف زندگی آنها را نمیدهد و مسکن مناسبی ندارند به تبع به مسکنهای غیرمتعارف متوسل میشوند و به صورت حاشیهنشین زندگی میکنند. مطالعات نشان میدهد که پدیده حاشیهنشینی بیشتر در شهرهای بزرگ و کلانشهرها بروز پیدا میکند. طبق مطالعات انجام شده، در اکثر مراکز استانهای کشور از جمله کرمان، بندرعباس، کرمانشاه، تبریز و تهران حاشیهنشینی وجود دارد؛ حتی برخی از شهرهای تهران که نسبت به تهران در حاشیه قرار دارند نیز حاشیهنشین تلقی میشوند. طی سال های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵، ۵۳۸ هزار مهاجر از استانهای دیگر وارد استان تهران شدند و همچنین حدود ۲۰۰ هزار نفر در تهران مهاجرت درون استانی داشتهاند، به طوریکه از شهرهای دیگر و یا نقاط روستایی همین استان، وارد شهر تهران شدهاند و به طور کلی در سال های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ حدود ۷۷۰ هزار مهاجر وارد تهران شدهاند؛ البته همه این افراد حاشیهنشین نیستند و ممکن است بخشی از آنها حاشیهنشین باشند. همه به این مساله تاکید دارند که چه تعداد مهاجر وارد تهران شده است، این درحالی است که عدهای از افراد هم از شهرها خارج میشوند، به طور مثال میزان مهاجرت در استان همدان منفی است، به این معنی که تعداد افرادی که از استان خارج میشوند بیشتر از افرادی است که وارد این استان میشوند. در سال ۹۰ تا ۹۵، ۳۰۵ هزار نفر از استان تهران خارج شدهاند. تعداد خالص مهاجرین استان تهران طی سالهای فوق حدود ۲۵۰ هزار نفر است یعنی بطور متوسط سالی ۵۰ هزار نفر به جمعیت استان تهران از طریق مهاجرت اضافه شده است. تعداد مهاجرین از استانهای دیگر به شهرهایی مانند کرمانشاه، تبریز و بندرعباس کمتر است و بیشتر افراد حاشیه نشین در این شهر ها مهاجرین روستایی و شهرهای کوچک همان استان هستند؛ به این معنا که افراد از نقاط روستایی به دلیل خشکسالی، فقر، کمبود زمین و... امکان امرار معاش خود را از دست میدهند و به شهرهای بزرگ همان استان مهاجرت میکنند، اما به دلیل اینکه فاقد تخصص و شغل هستند در شهرها، حاشیهنشین میشوند. در استان لرستان میزان بیکاری زیاد است و به همین دلیل عدهای از جوانان به شهرهای بزرگ و کلان شهرها و عدهای دیگر به شهرهای همان استان مهاجرت میکنند و در آن استان نیز به طور صد درصد حاشیهنشینی وجود دارد. به طور کلی حاشیهنشینی از دید مسئولان و دولتمردان معضل و آسیب اجتماعی است که شخص ناخواسته به این موضوع مبتلا میشود که ناشی از سوء مدیریت است؛ زمانی که در جامعه مدیریت وجود نداشته باشد و فرد نتواند در شهر مبداء، زندگی خود را تامین کند ناگزیر است به شهر دیگری مهاجرت کند و در شهری دیگر، «از اینجا رانده و از آنجا مانده میشود»؛ حاشیهنشینی به این دلیل به عنوان آسیب اجتماعی تلقی میشود که شخص امکان امرار معاش، شغل و درآمد ندارد و از خود و زندگیاش میگذرد و در مسکن غیرمتعارفی زندگی میکند؛ زمانی که فرد نتواند معاش خود و خانوادهاش را تامین کند، به رفتارهای غیرمتعارف مانند دزدی، قاچاق، زورگیری و... متوسل میشود و این موارد به عنوان آسیب اجتماعی تلقی میشود.