کرونا این روزها همچنان معضل نخست جهان و ایران است؛ با این حال این ویروس مهلک و اثرات آن بر زندگی انسانها، هنوز آنطور که باید و شاید از سوی رسانههای تصویری و سریالسازهای کشورمان جدی گرفته نشده و پخشنشدن مجموعههای نمایشی قابل ملاحظه در این حوزه تا همینجا هم میتواند پرسشبرانگیز باشد. نزدیک به دو سال است که کرونا در جهان و ایران جولان میدهد و به مهمترین دغدغه اغلب کشورها تبدیل شده است. این ویروس مرگبار بهواسطه تغییرات شگرفی که در ساختار زندگی مردم ایجاد کرده و تاثیراتی که در زمینههای مختلف زندگی بشر گذاشته، میتواند سوژهای قابلبحث، پربیننده و حیاتی برای فیلمنامهنویسها و کارگردانهای تلویزیونی تلقی شود و از ابعاد مختلف به موضوع نگاه کنند؛ با این همه هنوز هموزن این فراگیری و تاثیرگذاری بیماری، در سریال های داخلی رَدی از کرونا و تاثیرات آن را ندیدهایم. این در حالی است که تنها چند ماه پس از شیوع این ویروس، بسیاری از سازندگان فیلم و سریال در دنیا، در تدارک ساخت آثاری با موضوع کرونا بودهاند و برخی از این سریالها برای پخش از تلویزیون خودمان هم خریداری و دوبله شد. البته در این دو سال، تلاشهایی
تصویری برای نمایش زحمات کادر درمان و نشاندادن چهره واقعی کرونا صورت گرفت اما اغلب آنچه انجام شد، در قالب ساختارهایی چون مستند و گزارشهای خبری و مردمی بوده است که با صرف کمترین زمان ممکن برای ساخت، روایتی از واقعیت کرونا ارائه دادند و با توجه به تاثیرات شگرف این بیماری بر جامعه و همهگیری گسترده آن، میتوان چنین عنوان کرد که سهم تولید آثار ماندنی و قابلتوجه خصوصا در حوزه فیلم و سریال، انتقادبرانگیز بوده است. «فرشتگان بیبال» از جمله همین تلاشهای محدود برای به تصویرکشیدن واقعیت کرونا در یک مجموعه نمایشی بود. سریالی ۱۴ قسمتی که با محوریت ستایش و قدردانی از زحمات کادردرمان تولید و پخش شد. همچنین سریال دیگری با نام «اپیدمی»، با بازی مهدی فخیمزاده هم درباره کرونا این روزها در حال ساخت است. به گفته سعید کمانی، تهیهکننده این مجموعه روزهای ابتدایی بحران کرونا و تلاش شبانهروزی کادردرمان را روایت میکند. در این سریال با موضوع کرونا قرار بوده است که مرحوم علی سلیمانی هم ایفای نقش کند اما این بازیگر خود قربانی کرونا شد تا هنرمند دیگری جایگزین او شود.
کرونا موضوعی تزئینی
ضمن اینکه مردادماه سال قبل بود که در خبرها اعلام شد، رئیس صداوسیما دستور ساخت سریالی با موضوع کرونا را داده است و تولید آن هم به برادران محمودی سپرده شده است؛ خبری که در ادامه و با گذشت یکسال، هنوز به انجامی نرسیده یا حداقل رسانهای نشده است. در کنار این مجموعههای انگشتشمار، در مابقی سریالها، کرونا موضوعی صرفا تزئینی بوده است که به صرف نمایشِ استفاده از المانهای آن مانند ماسک و مواد ضدعفونیکننده توسط کاراکترها بسنده شده است؛ همانند آنچه در صحنههایی از سریالهای مناسبتی چون «نون.خ۳» و «احضار» شاهد بودیم و البته در مواردی مانند قسمتهای جامانده از «پایتخت۶»، کرونا به بخشی از قصه هم نفوذ کرد. با این وجود همچنان تاکید میشود که در مقایسه با رسانههای کشورهای دیگر، ضرورت پرداختن به موضوع کرونا از زوایای مختلف همچنان از سوی تلویزیون، پلتفرمها و سریالسازهای ایرانی احساس نشده است و این در حالی است که کشورهای عرب زبان در همین ماه رمضان گذشته بسیاری از سریالهای مناسبتی خود را با موضوع این بیماری و تاثیرات آن بر زندگی مردم روی آنتن فرستادند یا برای مثال کمپانی نتفلیکس از ماههای ابتدایی شیوع این ویروس، به
فکر ساختن سریال هایی درباره این ویروس افتاد و سال گذشته سریالی کوتاه را بهنام «فاصله اجتماعی» منتشر کرد. ویژگی خاص این سریال این بود که هر کدام از عوامل، از راه دور باهم همکاری داشته و در واقع بازیگران از خودشان در خانه تصویربرداری کردند. با این همه آنطور که از شرایط این بیماری در ایران و جهان برمیآید، گویا قرار است بشر فعلا با این ویروس زندگی کند؛ بر این اساس بهتر است باور کنیم سرمایهگذاری روی ساخت فیلم و سریالهایی با هدف طرح ابعاد مختلف تاثیرگذاری کرونا بر زندگیها و آسیبشناسی این شرایط، نه تنها بیهوده به نظر نمیرسد که بسیار هم لازم و ضروری است.