در طول روزهای گذشته اظهارنظرهای مختلفی بر این مسئله که چین ایران را فدای تجارت با آمریکا نمیکند منتشر شده که این اظهار نظرها کاملا صحیح است، اما کامل نیست. باید به این مسئله اشاره کرد که هیچ کشوری در دنیا منافع ملی خود را نه تنها به پای ایران بلکه به پای هیچ کشور دیگر قربانی نمیکند و اساس سیاست بین الملل بر اساس ضرر و سود شکل گرفته است. کشورهای اروپایی برای متنوع سازی سبد انرژی خود حتی با وجود تحریمها به واردات نفت و گاز از ایران بسیار علاقهمند بودند و وابستگی کامل اروپا به گاز روسیه یک چالش میتواند برای اروپا باشد زیرا در صورت هرگونه اختلاف بین روسیه و اروپا در سرمای زمستان روسیه قادر است شیر گاز اروپا را قطع کند. البته از نگاه یک روس نمیتوان به این مسئله ایرادی وارد کرد زیرا در عرصه بین الملل از رقابت های کشوری در نهایت موفق خواهد شد که بتواند در این رقابتها پیروز شود اما ماجرای نورد استریم دو این مسئله را میرساند که هیچ کشوری اقتصاد خود را فدای روابط خود با ایران نخواهد کرد و این مسئله باید به عنوان یک درس عبرت برای اشخاصی که در داخل ایران سنگ روسیه و چین و ایالات متحده آمریکا را بر سینه میزنند باشد. هم اکنون نیز با تسلط روسیه بر سوریه و پروژه نورد استریم دو که عملاً انرژی بخش زیادی از اروپا را تامین میکند ایران باید برای فروش گاز به اروپا تاییدیه روسها را داشته باشد و یا گاز را به قیمت کمتری به روسها بفروشد تا آنها گاز را به اروپاییها بفروشند و یا از مسیر ترکیه اقدام به صادرات گاز خود به سمت اروپا کنند. این مسیر نیز دارای چالشهای امنیتی مختلف است و دست دولت ترکیه را در تبدیل شدن به هاب انرژی و منطقه گرفتن امتیاز از ایران باز میکند. عملا حضور گروههای تروریستی کرد در این مسیر احتمال حملات مختلف به این تبدیلها وجود خواهد داشت. این مسئله درباره روابط روسیه با سایر کشورهای جهان نیز صدق میکند. به طور مثال میتوان گفت که حضور روسیه در سوریه نقشه های عربستان سعودی برای تسلط بر این کشور به وسایلی تروریستها و کوتاه کردن دست ایران و صادرات نفت و گاز خود از طریق سوریه به اروپا را نیز ناکام گذاشته است و عربستان سعودی و روسیه و ایران ضمن در نظر گرفتن این مسئله که ایران و روسیه متحد هم هستند در بازارهای جهانی انرژی رقیب هم هستند. ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی نیز در بازارهای جهانی انرژی رقیب به هم هستند اما آمریکاییها با اعمال یک سیاست خاص مبنی بر اینکه همه نفت را تولید و صادر و هم بخشی از نفت را وارد میکنند در حالی که به نفت وارداتی نیاز ندارند و نفت تولیدی خودشان میتواند کفاف کشور خودشان را بدهد روابط خود را با متحدانش آن تعدیل میکنند و اجازه این مسئله را که رقابت بر سر بازارهای انرژی تبدیل به یک چالش بین آمریکا و متحدان شود نمیدهند. اما در اقتصادهای وابسته به انرژی و به نوعی اقتصادهای رانتیر همانند ایران و روسیه که تنها منبع تامین درآمد بودجه کشورها از منابع انرژی است این مسئله میتواند دو کشور را در برابر هم قرار بدهد. ما در جهان تنها هستیم و سیاست بین الملل در عرصه رقابت بین کشورهاست و منافع منجر به ایجاد اتحادها به این کشورها میشوند حال باید گفت که ایران باید روابط خود را بر اساس سود متقابل تنظیم کند. بدیهی است که ایران باید با روسیه، چین و همه کشورهای دنیا به جز رژیم صهیونیستی روابطی را دارا باشد اما با ایجاد موازنه بین روابط غرب و شرق میتواند بیشترین سود را در عرصه بین المللی کسب کند. اما در صورتی که روابط خود را صرفاً به سمت چین یا روسیه گره بزند بدیهی است که چینیها تجارت ۸۰۰ میلیارد دلاری سالانه خود را با آمریکا فدای ایران نخواهند کرد و تنها در زمان تشدید رقابت با آمریکا از ایران به عنوان گوشت دم توپ استفاده خواهند کرد.