نکتهای را که درباره اختلافات مسئولان و نهادهای مختلف در سالهای گذشته مطرح کردید، از دو حیث میتوان مورد توجه قرار داد و سپس نسبت این مسئله را با تضعیف یا تقویت سرمایه اجتماعی سنجید. سطح اول تضادهای ساختاری و موازیکاری نهادها است که مرتبط با چالشهای ساختاری حکومت در کشور ما است. چالشهای ساختاری در واقع به این معنا که هر کسی در این جایگاهها قرار بگیرد دچار چالش میشود چرا که وظایف و تکالیف دستگاهها و پاسخگویی آنها در برخی موارد دچار همپوشانی شده و همین امر منجر به چنین موازی کاریها شده است. سطح دوم اختلافات سیاسی در کشور است که بسیار آسیب زننده است. اختلاف فکری امری طبیعی در همه کشورهاست و در نظامهای دموکراتیک بسیار ضروری است اما اختلافات سیاسی به این معنا که اجازه ندهیم رقیب ما کاری که به نفع کشور است را انجام دهد تنها با این توجیه که رقیب ما است. برای کشور در سالهای گذشته آسیبهای زیادی را در پی داشته است. دولت سیزدهم توان پایان دادن به این تضادهای ساختاری و اختلافات فکری را دارد و باید به این مهم رسیدگی کند. شخص رئیس جمهور در سطح بالایی از مقبولیت بین مردم و نخبگان برخوردار است و هم دولت در بین مردم محبوبیت دارند و از طرف دیگر هم مورد اعتماد نظام است. بنابراین دولت سیزدهم قدرت و توان کاهش این نزاع های سیاسی را دارند و من تاکید رئیس جمهور در زمینه ضرورت ایجاد همگرایی ملی را تلاشی برای این هدف میدانم. مردم گرفتار در مشکلات شدید معیشتی تاب و تحمل اختلافات و نزاع مسئولان را ندارند. وقتی با این وضع مواجه میشوند بهکلی از مسئولان و امکان حل مشکلات خود ناامید میشوند. دقیقا در همین نقطه است که سرمایه اجتماعی تضعیف میشود و یاس مردم به معنای از بین رفتن این سرمایه است. بنابراین اگر دولت سیزدهم بتواند به این چالشها پایان دهد یا دست کم مردم شاهد روند نزولی این اختلافات باشند با گذشت زمان اعتماد مردم در صورت البته کارآمد بودن دولت ترمیم خواهد شد. تخریب مسئولان دولت سابق و متاسفانه در برخی موارد خائن نامیدن آنها هیچ کمکی به دولت سیزدهم نخواهد کرد. البته رئیس جمهور در این زمینه روش درست را برگزیده و نسبت به خدمات دولت قبل قدردانی کردند. اما برخی افراد تریبون دار متاسفانه منش دیگری دارند. نکته بعدی اینکه دولت سیزدهم دولت همه مردم ایران با هر گرایشی است. بنابراین باید بهگونهای عمل کندکه همه مردم احساس آرامش کنند.