ایران در مذاکرات دور هفتم احیای برجام تغییراتی ایجاد خواهد کرد؟
دولت سیزدهم زمانی که بر سرکار آمد، در راستای استقرار کامل به زمان نیاز داشت و مشخصا ایده مشخص و مدونی نیز وجود نداشت تا اعلام کنند که چه زمانی در مذاکرات احیای برجام شرکت خواهند کرد. این یک مقوله زمان بر است زیرا نیاز به هماهنگی با سایر دستگاهها دارد. باید در وهله نخست وزیر امورخارجه تعیین میشد. در مرحله بعد باید مشورتها با شورای عالی امنیت ملی آغاز میشد. کمیسیون سیاست خارجی مجلس و نهادهای بالادستی نیز در این عرصه موثر بودند و باید با این دستگاهها نیز مشورت میشد. طبیعتا امروز به یک جمع بندی رسیدهاند که چه باید انجام دهند و دولت در حال آماده شدن برای آغاز مذاکرات برجام است. قطعا روند قبلی به صورت 100 درصد ادامه پیدا نمیکند و طرف ایرانی شروطی که آمریکا تعیین کرده است را به صورت کامل نمیپذیرد. آمریکا به دنبال این است که تبصرهای در خصوص مسائل دفاعی ایران و مسائل منطقهای را به برجام اضافه کند که ایران با آن مخالفت خواهد کرد اما در سایر مسائل احتمالا به توافق خواهند رسید. در گفت و گوهایی که با جوزف بورل و مقامات فرانسه نیز انجام شده است، اروپاییها تاکید کردهاند که مذاکراتی را انجام میدهند که شرط
و شروطی نداشته باشد و به نحوی خود برجام را خواستهاند که احیا کنند. این صحبت اروپاییها نسبت به آنچه که آمریکا مطرح میکند منطقیتر است. به صورت راحتتر و با سرعت بیشتری میتوان آن چیزی که اروپا خواسته است را پیگیری کرد و به نتیجه رساند.
تمایل به توافق با ایران در میان طرفهای غربی بیشتر شده است؟
آمریکا باید بداند که ایران به شرایط موجود عادت کرده و با این وضع نمیتواند ایران را شکست دهد. به درستی که شرایط اقتصادی خوب نیست و زندگی مردم سخت شده است اما به نظر میرسد که ایران عادت کرده و آنها به واسطه فشار تحریم نمیتوانند از ایران امتیاز بگیرند. ایران نیز مسیرهایی پیدا کرده است تا بتواند در روز چند صد هزار بشکه نفت به فروش برساند و روند به گونهای پیش میرود که نمیتواند سخت تر از این برای ایران باشد. از سوی دیگر خود آمریکا نیز درگیر مسائل پیچیدهای شده است. اتفاقاتی که در این روزها در افغانستان رقم میخورد، یک فشار مضاعف بر دولت بایدن بوجود آورده است و انتقادها را نسبت به آنها بیشتر کرده است و به همین علت نمیخواهند در حوزهای دیگر نیز دچار ناکامیشوند. بایدن میداند که اگر با ایران به توافق نرسد، کارش سخت تر میشود. امروز دیگر آنها نمیتوانند بگویند که همه گزینهها روی میز است و شرایط برایشان سخت شده است. آنها امروز به هیچ وجه نمیتوانند با ایران درگیر شوند. حتی در گفت و گوهای اخیر مقامات آمریکایی و اسرائیلی توافقی حاصل نشده است و در خصوص ایران اختلاف نظر داشتهاند. البته آنها قرار گذاشتهاند که
اختلافات در خصوص ایران را آشکار نکنند اما مشخصا بنت نتوانسته با آمریکا بر سر ایران به توافق برسد.امروز هر دو طرف به احیای برجام نیاز دارند و به همین علت باید مسیری را در پیش گیرند که برجام احیا شود. در این میان ایران حق دارد که تعهد گیرد زیرا 3 سال دیگر در آمریکا انتخابات برگزار میشود و شانس جمهوری خواهان نسبت به دموکراتها در انتخابات ریاست جمهوری بیشتر است. ایران نیاز به یک تعهد دارد تا بار دیگر آمریکا زیر تعهدات خود نزند.
میتوان مشکلات منطقهای که آمریکا بر آن تاکید دارد را به صورت دوجانبه در منطقه حل و فصل کرد؟
در ابتدا باید توجه داشت که اولین قدم اساسی که دولت سیزدهم باید مورد توجه جدی قرار دهد، نتیجه بخش کردن مذاکرات برجامی در وین است. در صورتی که این مذاکرات به درازا بکشد یا احتمالا امید به نتیجه بخش بودن آن از بین برود تاثیرات منفی همهجانبه ای بر فعالیت و تلاشهای دولت جدید از یکسو و نیز زندگی و معیشت مردم از سوی دیگر خواهد داشت. هر برنامهریزی اقتصادی کوتاه، میان و درازمدت دولت بدون ایجاد امید در مردم جهت نتیجه بخش شدن مذاکرات با مشکلات جدی مواجه خواهد شد. خروج ترامپ از برجام و تشدید تحریم های کمرشکن، موجب شد دستاوردهای خارجی نسبی دوره اول دولت روحانی که با امضای توافقنامه موسوم به برجام حاصل شده بود در دوره دوم دولت مذکور از دست رفته و اقتصاد، تجارت و معیشت مردم را به سختی تحت تاثیر قرار دهد، به طوری که این دوره نسبتا کوتاه به علت کاهش شدید ارزش پول ملی، افزایش تورم سرسامآور و فساد ناشی از آن، دهها میلیون نفر از مردم کشور زیر خط فقر قرار گیرند. در منطقه نیز به همین شکل است. امروز مساله اصلی عربستان، بحران در یمن است. مذاکراتی که در سه مرحله با ایران انجام دادهاند، به علت فشار آمریکاییها بوده
است. تا پیش از انتخابات در ایران روند مذاکرات وین به خوبی پیش میرفت و متناسب با آن نیز عربستان با ایران وارد گفت و گو شد. این آمریکا بود که به عربستان چراغ سبز نشان داد تا با ایران رایزنی کند و با ایران به توافق رسد. باید توجه داشت که به علت شکست هایی که عربستان در یمن خورده بود، تمایل زیادی به گفت و گو با ایران نداشت و فشار آمریکا بود که آنها را به سمت گفت و گو با ایران کشاند. امروز ایران اگر در رابطه با یمن امتیاز دهد، ایران و عربستان فارغ از آنچه که آمریکا پیش میبرد، میتوانند به صورت مجزا به توافق برسند. اگر ایران در رابطه با یمن امتیازی ندهد، طبیعتا عربستان خود را با مذاکرات وین هماهنگ میکنند، اگر آن مذاکرات به خوبی پیش رود، عربستان نیز در بغداد به گفت و گوها ادامه خواهد داد. مذاکرات وین به ارتباط گیری با کشورهای همسایه ارتباط مستقیم دارد و نمی توان به صورت مجزا به آنها رسیدگی کرد. عربستان، در خصوص یمن به صورت کاملا ویژه به مسائل نگاه میکند. عربستان، یمن را مساله امنیت ملی خود میداند و به همین علت نمیخواهد در این خصوص ضربه بخورد. بنابراین با توجه به گره ایجاد شده در یمن، عربستان زمانی با ایران
روابط خود را از سر میگیرد که مذاکرات در وین به نتیجه برسد. یکی از انتقادات به دولت یازدهم این بود که بیشتر تمرکز خود را روی مسائل فرامنطقهای گذاشت و کمتر به خاورمیانه، مسائل دوجانبه و همسایگان توجه کرد. زمانی که تحریمها در دولت دوازدهم علیه ایران مجددا وضع شد، ایران تا حدودی در این رویه تجدید نظر کرد و توجهش به همسایگان بیشتر شد. از سال 1392 تا 1397 ما این فرصت ارزشمند را از دست دادیم و حتی در اوایل که تحریمها از سوی ترامپ مجددا وضع شد، آغاز خوبی در این مسیر نداشتیم و اقدامات لازم صورت نگرفت. چهرههای نزدیک به دولت سیزدهم یک دسته از منتقدین جدی این اتفاق بودند و امروز بارها تاکید کردهاند که باید با همسایگان همکاری بیشتری داشت و در این راستا باید در ابتدا اعتمادسازی کنند. این میتواند اتفاق خوبی باشد. آقایعبداللهیان منطقه خاورمیانه را به خوبی میشناسد و میتواند در این عرصه خوب فعال شود. ایشان حتی از چهرههایی بود که در عراق با آمریکا مذاکره کرده و تمامی جوانب منطقه و بازیگران آن را به خوبی میشناسد. ایران مسلما با آمریکا در خصوص مسائل منطقه صحبت نمیکند و به همین علت در مذاکرات وین قبول نکرد که
بندی تحت عنوان مسائل منطقهای در برجام گنجانده شود و عنوان شد که به این علت مذاکره گره خورده است. دولت سیزدهم به دنبال این است تا مذاکرات با عربستان را سرعت بخشد و این را با سایر کشورهایی که با ایران مشکل دارند به صورت دوجانبه گسترش دهد. ایران مذاکرات را در درون منطقه و بدون حضور کشورهای فرامنطقهای دنبال میکند و دولت سیزدهم نیز بر این رویه تاکید دارد. ایران به سمت همکاریهای دوجانبه در منطقه بزودی پیش میرود و این میتواند کمک بسزایی به تمامی کشورهای منطقه کند. ما به این دیدارهای دوجانبه نیاز داریم اما نباید فراموش کرد که مذاکرات وین میتواند گره گشای همین مسائل منطقهای باشد.
راهحل سومی برای حل مسائل منطقهای وجود دارد؟
مشخصا راه حل سومی وجود دارد. امروز قرار نیست آن چیزی که آمریکا و یا ایران میخواهند به صورت 100 درصدی محقق شود. مذاکرات ایران و عربستان زمانی که مذاکرات وین به نتیجه برسد، باید با رویهای بازتر در پیش گرفته شود تا سایر کشورهای منطقه نیز بتوانند در آن دخیل باشند. ایران همواره بر این اصل گفتوگوهای منطقهای تاکید داشته است و میتوان در راستای آن که خواسته آمریکا نیز محقق شود، آنها را در جریان مذاکرات دو جانبه منطقهای قرار داد. آمریکا امروز اعلام کرده است که استراتژی آنها دیپلماسی است و این شعار را در ایام انتخابات دادند و ذلت در افغانستان را پذیرفتند تا به شعار انتخاباتی خود عمل کنند. آمریکا میتوانست، 20 هزار نیرو وارد افغانستان کند و کنترل امور را در اختیار گیرد اما به علت اینکه گفته بودند میخواهند از طریق دیپلماسی پیش روند، به صورت کامل از افغانستان خارج شدند و رویه نظامی را تغییر دادند. این یک نشانه است که دیگر آنها نمیخواهند هزینه جنگ سخت کنند. تا زمانی که بایدن رئیس جمهور است نیز همین رویه را ادامه میدهد. آنها می دادند که چه میکنند. آمریکا نمیتواند هم زمان با چین بزرگ، عراق، ایران و افغانستان
درگیر باشد. این یک واقعیت است که پذیرفتهاند و اروپا نیز دیگر اشتباهات گذشته را تکرار نمیکند که پشت آمریکا بایستد. بنابراین ایران راه حل سومی باید ترسیم کند که مجزا از گفت و گوهای وین باشد تا از این طریق مسائل منطقهای را حل و فصل کند. آمریکا اگر احساس کند که کلاه بر سرش رفته در این زمینه مانع تراشی میکند.
همکاریهای مشترک میتواند زمینه ساز راه حل سوم برای حل مسائل منطقهای باشد؟
در وهله اول اگر آمریکا عاقل باشد و در مسیر احیای برجام گام بردارد، این مسیر نیز بوجود میآید. آمریکا پس از اتفاقاتی که در افغانستان رخ داد، به نظر میرسد که سخت گیری کمتری نسبت به احیای برجام داشته باشد و بیشتر متمایل به رسیدن به توافق شدهاند. ایران مسالهای متفاوت برای آنهاست و مشخصا اگر توافق حاصل نشود، اقدام دیگری نمیتوانند علیه ایران انجام دهند. اگر ایران را بزنند، مشخصا ایران نیز ضربه میزند. اسرائیل نیز مشخصا در موضع ضعف است. باید توجه داشت که در درگیری ایران و اسرائیل، سلاح نقش اساسی ندارد. این جغرافیا است که امروز در درگیری نظامی، برنده جنگ را مشخص میکند. مشخصا برخورد دو موشک به ایران شاید خرابی زیادی به بار نیاورد اما اگر همان دو موشک به اسرائیل برخورد کند که وسعت آن اندازه کرج است، میتواند به شدت آنها را تحت تاثیر قرار دهد. فارغ از این مسائل باید همکاری مشترک را در دستور کار قرار دهیم. ما میتوانیم رابطه سیاسی خوبی با آمریکا نداشته باشیم اما با این کشور تجارت داشته باشیم و بخشهای خصوصی دو کشور باهم تجارت داشته باشند. این اتفاق سبب میشود تا بار دیگر برجام مورد نقد قرار نگیرد. باید توجه کرد
که دموکراتها برای انتخابات بعدی خود نیز امتیاز میخواهند و همه مسائل صرفا اختلافات با ایران نیست. در منطقه نیز گره کار عربستان است و باید در همه زمینهها با این کشور گفت و گو کرد. امروز در منطقه نباید رابطه با امارات یا عمان منحصر به نوع رابطه ما با عربستان شود و مشخصا میتوانیم از طریق گفت و گوهای دوجانبه به دستاوردهای مهمی در منطقه دست پیدا کنیم.