سفر بنت به واشنگتن همزمان با حوادث تروریستی فرودگاه کابل بود که منجر به کشته شدن شماری از سربازان آمریکایی در افغانستان شد. همچنین نشست بغداد، تحولات افغانستان و خروج نیروهای نظامی آمریکا از منطقه اتفاقاتی بودند که این سفر را تحت شعاع قرار دادند. نخستوزیر رژیم صهیونیستی با چند هدف راهی آمریکا شد اما در هیچ کدام از موارد نتوانست واشنگتن را با تلآویو همراه سازد، مهمترین هدفی که بنت در این سفر دنبال میکرد، اجماعسازی علیه ایران، همراه کردن واشنگتن با تلآویو ضد تهران و تشکیل یک سازوکار منطقهای برای مقابله با تهران بود که در هیچ کدام موفق نشد. بنت در این سفر کوشید آمریکا را از ادامه مذاکرات وین منصرف کرده و واشنگتن را به تداوم سیاست فشار حداکثری علیه ایران که از دوران ترامپ آغاز شده بود، مجاب کند که در این مورد با پاسخ منفی کاخ سفید روبهرو شد. یکی دیگر از اهداف سفر نخستوزیر رژیم صهیونیستی ایجاد هماهنگی با آمریکا در مورد سرزمینهای اشغالی بود. بنت در این باره نیز موفق نشد چراکه نگاه بایدن و تیم سیاست خارجی او نسبت به مساله فلسطین و سرزمینهای اشغالی با نگاه دولت سابق آمریکا تفاوت دارد. ترامپ تمام تلاش خود را برای ارتقای جایگاه رژیم صهیونیستی به کار گرفت اما فقط توانست زمینه پیوند دو کشور بحرین و امارت با این رژیم را فراهم کند. در شرایط کنونی اجماعسازی منطقهای علیه ایران نیز نتیجهبخش نیست. دولت ایران به تازگی تغییر کرده و تهران هماینک در آستانه بازگشت به مذاکرات وین است. ایران در پی توسعه روابط با کشورهای منطقه است و عزم آمریکا برای مهار چین و تحولات افغانستان و آینده مبهم آن موجب شده تا اسراییل و در کل، خاورمیانه جزو اولویتهای اصلی آمریکا نباشد. بهرغم تلاش بنت برای ایجاد هماهنگی با دولت آمریکا در مساله فلسطین، دولت بایدن، او را برای بهبود روابط با تشکیلات خودگران فلسطین و پیگیری راه حل دو کشوری تحت فشار قرار داده که در این چارچوب، به تازگی «بنی گانتز» وزیر دفاع رژیم صهیونیستی با «محمود عباس» رییس تشکیلات خودگردان فلسطین دیدار کرده است. منطقه غرب آسیا در شرایطی نیست که یک سازوکار نظامی عبری و عربی مانند ناتو بخواهد علیه کشور مهمی در منطقه چون ایران تشکیل شده و فعالیت کند. روند تحولات منطقه در مسیر بومیسازی است، آمریکا تمایلی برای ادامه حضور در خاورمیانه ندارد. انگیزه آمریکا مهار چین و رسیدگی به مسائل داخلیاش است و از سویی، توان مالی لازم برای باقی ماندن در خاورمیانه را هم ندارد. بنابراین تمایل واشنگتن، حل مسائل منطقه از سوی کشورهای منطقه است و لازمه آن، همکاری کشورها با یکدیگر است و نه تقابل. برخی از کشورهای عربی بعد از شکست صدام در کویت و همچنین در یک دهه اخیر تلاشهایی را انجام دادند که یک مجموعه نظامی برای تقابل علیه با ایران تشکیل دهند. سپر منطقه نیز شکل گرفت اما این مجموعه هم بعد از مدتی متلاشی شد. کشورهای عرب منطقه در اندازه تشکیل یک ناتوی منطقهای علیه ایران نیستند و کشورهای منطقه در مورد ایران نظر واحدی ندارند. برخی مانند عمان و قطر از دوستان ایران هستند و برخی با ایران رقابت و شراکت دارند و برخی از آنها نیز روابط دوستانهای با ایران ندارند. قاعدتا کشورهایی که روابط خصمانهای با ایران ندارند، در پی تقابل با تهران هم نخواهند رفت. ناتو با آن سابقه نظامی و حضور ۲۸ کشور در آن، دچار فرسایش شده و درصدد خروج از منطقه است. تحولات افغانستان نیز نشان داد که شکلگیری یک مجموعه نظامی برای تقابل با یک کشور خاص با شکست روبهرو میشود. مساله دیگر، عدم تجانس کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی است که میان آنها هیچ تجانس فرهنگی، نظامی و... وجود ندارد و این عدم تجانس، موجب میشود زمینه همکاری میان آنها علیه ایران فراهم نباشد.