یکی از موضوعاتی که این روزها با دو خبر بیشتر مورد توجه قرار گرفت، گزارش مرکز آمار ایران از ازدواج افرادی در سن کودکی و همچنین خبری است که آقای دکتر عباسی، دبیر مرجع ملی کنوانسیون حقوق کودک مبنی بر اینکه «خانوادهها به دلیل فقر اقتصادی در ازای یک میلیون تومان، کودکان خود را به ازدواج وامیدارند»، اعلام کرد که البته هیچکدام از این دو خبر تازگی نداشت.بارها و بارها این موضوع هشدار داده شده بود و موضوع جدیدی نیست اما طرح یک موضوع در بازه زمانی کوتاه از دو مرجع رسمی یعنی مرکز آمار ایران و دبیرخانه مرجع ملی حقوق کودک میتواند این نگرانی را ایجاد کند که موضوع جدیتر از آن چیزی است که ما فرض میکنیم و در ذهن خودمان داریم و مهمتر از آن است که بخواهیم آن را کتمان کنیم. موضوع ازدواجهای اینگونه که اسمش را ازدواج نمیگذارم چون اینها ظلمی است که در حق کودکان انجام میشود؛ بخشی مربوط به فقر اقتصادی است که من معتقدم بیشترش همان فقر اقتصادی است و بخشی هم به این حوزه برمیگردد که خانوادهها فکر میکنند بچهها زودتر باید بروند و در بعضی از مناطق معمول و مرسوم است که در سنین پائین ازدواج صورت بگیرد ولی این مرسوم نیست که یک
بچه با کسی که سن پدربزرگش را دارد، ازدواج کند. لذا این موضوع از چند زاویه قابل تامل است: نخست، خانوادهای که حاضر میشوند جگرگوشههایشان را اینگونه قربانی بکنند. دوم، کسانی که حاضر میشوند به واسطه فقر خانواده چنین ظلمی را در حق آن کودکان و حتی خانواده و جامعه روا دارند که شنیدن اخباری از این دست افکار عمومی را جریحهدار و ناراحت کند و این موضوعی نیست که براحتی بتوان از کنارش گذشت. به نظر میرسد هرچه شرایط زخم فقر عمیقتر میشود، ظهور و بروز و شیوع و گسترش پدیدههایی شبیه این بیشتر افزایش پیدا خواهد کرد و ما باید منتظر شرایط بدتر باشیم، اگر تدبیری در این حوزه اتخاذ نشود. البته این نگاه و این نوع تحلیل به منزله مخالفت با ازدواج و جمعیت تعالی خانواده نیست ولی ما اگر یک جمعیت بدون کیفیت داشته باشیم همان بهتر که نداشته باشیم. اگر فرض را بر این میگیریم که با این نوع ازدواجها، جمعیت کشور ما بیشتر میشود. ما دنبال یک تولید نسل کیفی هستیم. یک بچه که خودش بچگی نکرده، چگونه میتواند مادر بچه یا بچههای دیگری باشد؟ بخشی از آماری که مرکز آمار ارائه کرده، نشان دهنده آمار طلاق در سنین پائین است. بچههایی که در دوران
کودکی یک زندگی باصطلاح مشترک اما بدون فهم مشترک و بعضا طلاق را تجربه میکنند و گاهی مواقع ممکن است حتی مادری را هم در دوران کودکی تجربه کنند اما اصلا با این نوع ازدواج کودکی با همسن پدربزرگش، داریم به همه ظلم میکنیم. فکر میکنم این اخبار حتما موثق- که باید باشد، چون به عنوان مراجع رسمی اعلام میشود-، باید نگرانیمان را مضاعف کند. چراکه کودکانمان دارند قربانی چنین شرایطی میشوند که یکی از عوامل تعیینکنندهاش فقر است و با توجه به شرایط کشورمان و مشکلاتی که مردم در حوزه اقتصاد دارند، باید پدیدههایی از این دست یا پدیدههای نوظهور دیگری شبیه به این موضوع را منتظر باشیم که خیلی خوشایند نیست. مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم رئیسجمهور به بعضی از اولویتها از جمله معیشت اشاره کردند که خودِ رئیسجمهور هم این موضوع را مطرح کرد، مردم هم همین را میگویند، مسئولان دیگر هم همین را میگویند، کارشناسان و رسانهها هم همین دغدغهها را دارند که نشان میدهد اگر برای این بخش کاری انجام نشود، باید تاوان بیشتری در جامعه پس دهیم.