مشابه اقدامات اخیر صدا وسیما را در موارد بسیاری میتوان دید. برای مثال به تفاوت زیاد نوع برخورد آنها با کمبودها و مشکلات، قبل از دولت سیزدهم و بعد از آن توجه کنید. درست است که گاهی ظاهر خبررسانی را به خود میگیرند اما طی میزگردهای تحلیلی که از شبکههای مختلف چون شبکه دو پخش میشد شدیدترین برخوردها را نسبت به مدیران دولت قبل داشتند اما حالا بسیار محتاطانه برخورد میکنند و چنین نشان داده میشود که دولت جدید کشور را بهشت برین خواهد کرد. اما چیزی در آنها تغییر نکرده است. همچنین در مجالس گذشته عمدتا نمایندگان متهم به دریافت امتیازات و بیتوجهی به مشکلات مردم و توجه به مسائل حاشیهای بودند اما حالا میبینیم در مجلسی که در بسیاری از موارد به حاشیه کشیده میشود، حاشیهها با عناوینی چون ارزشی و انقلابی بودن مطرح میشوند و بنابراین کسی مطالبهای از آنها در صدا و سیما ندارد. رویکرد آنها با افراد و سرمایههای انقلاب نیز همینطور است، سید حسن آقا خمینی به عنوان نمایندهای از خانواده شریف خمینی دارای احترام هستند که میزان حداقلی آن احترام نیز رعایت نشده است. در بسیاری دیگر از موارد نیز چنین است اما مقاماتی که در این دولت و حکومت خدمت کردهاند و جز سرمایه اجتماعی محسوب میشوند، شایسته اتهام به خیانت، فساد و رانتخواری و ناکارآمدی نیستند. این نوع نگاه یک سویه دور از انصاف است که گاه صدا و سیما به آن دامن میزند. دسته دیگری از مسائل که صدا و سیما در هفتههای اخیر بسیار در آن میتازد مسائل فرهنگی است. مسابقه تفریحی به راه افتاده است با موضوعات مربوط به دفاع مقدس و دستاوردهای سرداران. آنها در فضایی سیر میکنند که با فضای عمومی اجتماعی متفاوت است. این امور را به این حساب نمیگذارم که یک عده افراد ارزشی در تلویزیون فعالیت میکنند. بیشتر این دست کارها از سوی گروهی از تولیدکنندگان برنامههاست که تنها به سمت برنامههای تولیدی، فرهنگی و یا خبری میروند که به خوبی توجه مدیران را جلب میکند و عمدتا خود اعتقادی به این دست مسائل ندارد. در توجه به بعضی میزگردهای خبری و تحلیلی در تلویزیون دیده میشود نوع رویکرد مصاحبه کنندگان توجه به یک جناح نیست بلکه اصولا کارشان تخریب توام با تمسخر است. آنها هم در جایی که مجوز داشته باشند، میتازند و به موضوعی که اجازه نداشته باشند، وارد نمیشوند. در برنامهای دیده نمیشود نقدی نسبت به قوه قضائیه یا نهادهای دیگر صورت گیرد. عمدتا انتقاد نسبت به دولت، البته دولت گذشته و نهادهای انتخابی، نه مجلس حال حاضر که مجلس گذشته بهخصوص مجلس دهم، است، یعنی جایی که گویی مجوز تخریب صادر شده باشد. در این شرایط تولیدکنندگانی هستند که تخریب را به خوبی بلد هستند و توجه به نوعی از تخریب دارند که منفعت بهتری از آن عاید میشود، اما اعتقادی هم به هیچیک از جناحها ندارند. آنچه جای تاسف دارد حضور مدیرانی است که به این صورت رودست میخورند و اصولا درک دقیقی نسبت به کار محتوایی، ارزشمند و کاری که به طور واقعی رواج دهند اخلاق و معنویات در جامعه باشد ندارند. نگاه آنها بیشتر به مسائل ظاهری، شعاری و بهطور کلی جانماز آب کشیدنهای صوری است و تولیدکنندگان نیز آگاه شدهاند و مطابق میل آنها برنامه میسازند. هنرمندان صنف بسیار بزرگی دارند و در بین آنها افرادی هستند که به هیچ قیمتی حاضر نیستند هنر خود را بفروشند و صرفا طبق خوشایند فردی که بر مسند قدرت نشسته سخن بگویند. تعداد آنها بسیار زیاد است و باعث افتخار هستند. اما در سطوح پایینتر افرادی هستند که مطابق وجه روز بازار و سکهای که در بازار روز خریدار دارد، عمل میکنند. آنها اگر احساس کنند نیاز است، در گوشهای از فیلم کنایهای به دفاع مقدس یا مسائل و صحنههایی را در آن میگنجانند که ممکن است مرتبط و یا حتی بیربط به موضوع اصلی باشد. چنین کاری جانماز آب کشیدن است. این نوع فرهنگ دیده میشود و مصادیق آن کم نیست. این اشارات برای بسیاری از افرادی که به ناچار بخشی از وقت خود را با تلویزیون میگذرانند مثل خانمهای خانهدار و افرادی که مجبور هستند به دلیل مشکل کرونا جلوی تلویزیون بنشینند، ملموس است. تلویزیون به یک عرصه کسلکننده و نامربوط تبدیل شده است در حالی که اگر واقعا عرصه باز شود و دست تولیدکننده برنامههایی که واقعا اهل اندیشه هستند باز گذاشته شود، شرایط تغییر خواهد کرد. ممکن است گفته شود بالاخره تلویزیون ضوابطی دارد اما اگر جایی مشکلی وجود داشت، میتوان با سازندگان صحبت کرد و مواردی را تغییر داد. باید مجال داد تا تلویزیون در انحصار و محدود به یک عده مشخص از افراد نشود که صرفا بنا به دستور فیلم میسازند و در هر برنامهای نیز شرکت کننده هستند. اگر راه باز شود و تلویزیون یک عرصه آزاد ارائه محتوا باشد، بسیار دیدنیتر خواهد بود و هیچ لزومی نخواهد داشت که مردم به دیگر رسانهها توجه کنند.