با توجه به اینکه در حال حاضر وضعیت برجام و افایتیاف نامشخص است به انتظارات تورمی دامن زده شده است و اگر دولت سیزدهم نتواند بحث برجام را به یک سرانجامی برساند این انتظارات تورمی همه بازارهای دارایی، کالا و خدمات ما را برهم خواهد زد. هنوز متوجه نیستم که فرماندهی این تیم اقتصادی با چه کسانی خواهد بود چراکه افراد حاضر در کابینه نه با یکدیگر سابقه همکاری دارند و نه از یک جریان فکری منسجم برخوردار هستند. به عبارت دیگر آقایان مخبر، خاندوزی، رضایی و میرکاظمی تاکنون با یکدیگر سابقه همکاری نداشتهاند و مسأله اول این است که نحوه همکاری این چند نفر در دولت چگونه خواهد بود و آیا اینها از یک جریان فکری خاصی برخوردار خواهند بود و یا نسبت به مسائل مختلف دیدگاههای متفاوتی دارند؛ پس مساله اصلی این است که این افراد در گذشته با یکدیگر همکاری نداشتند و این عدم همکاری در ادامه کار ممکن است مسیر را تحت الشعاع خود قرار دهد. این ترکیب از گذشته مشخص نشده بود و همه این افراد عمدتا در همین روزهای آخر نهایی شدند و لذا یک ترکیب از قبل برنامهریزی شده نبوده است و هنوز هم رئیس بانک مرکزی مشخص نیست؛ یا حداقل در اذهان عمومی و اخباری که منتشر میشد تیم اقتصادی افراد دیگری بودند همان طور که جایگاه فرهاد رهبر را الان خالی میبینید در حالی که در زمان تبلیغات انتخاباتی شاهد بودیم که شخصی که در آن زمان همواره به آقای رئیسی در حوزه اقتصادی مشورت میداده است آقای رهبر بوده، اما در حال حاضر وی جایگاهی ندارد، حداقل جایگاه رسمی ندارد و در حال حاضر از این گردانه خارج شده و آقای رضایی نیز تا همین اواخر جایگاه مشخصی نداشته است و به یک باره اعلام شد که ایشان معاون اقتصادی رئیس جمهور شدهاند؛ در گذشته آقای رئیسی اعلام کردند که هماهنگی امور اقتصادی با معاون اول است ولی طبیعتا معاون اول حداقل تخصص و تجربه سیاستهای اقتصادی را ندارند و یک مدیر اجرایی بوده است اما مدیر اجرایی ناآشنا با مبانی نظری و تجربی اقتصادی ممکن است خطاهای بزرگی مرتکب شود. هماهنگی بین این افراد نیز کار دشواری است؛ اولا فرماندهی باید زیر نظر یکی از این مسئولان باشد منظور از فرماندهی اقتصادی این است که بتواند سیاست گذاریهای اقتصادی را انجام دهد و هنوز برای بنده مشخص نیست که در دولت سیزدهم کدام فرد مسئول سیاستهای اقتصادی و هماهنگی این مسائل خواهد بود؛ آقای رئیسی چند روز پیش اعلام کردند که این مسئولیت بر دوش آقای مخبر است اما حالا با انتساب آقای رضایی این مسأله باز گنگ شده و تردید است در اینکه آیا این دو بزرگوار میتوانند در مسائل اقتصادی با یکدیگر هماهنگ بشوند یا خیر. دولت سیزدهم هیچگونه هدف اقتصادی اعلام نکرده است تا مشخص شود ما الان فرماندهی را بیشتر بر عهده کدام مسئول بگذاریم. به عنوان مثال اگر هدف این بود که صندوقهای بازنشستگی به عنوان محور اصلاحات اقتصادی در اولویت باشد آنگاه فرماندهی باید به وزیرتعاون، کار و رفاه اجتماعی داده میشد، چراکه بخشی از صندوقهای بازنشستگی به وزارتخانه تعاون، کار و رفاه اجتماعی مربوط می شود و یا اگر اصلاح نظام بانکی محوریت اصلاحات اقتصادی بود بانک مرکزی می بایست فرماندهی تیم اقتصادی را بر عهده میگرفت و هنوز هم مشخص نیست اولویت تیم اقتصادی آقای رئیسی چیست. در حال حاضر اقتصاد ایران با ۲۰ تا ۳۰ بیماری اقتصادی دست و پنجه نرم میکند و مانند این است که بدن بنده ۲۰ تا ۳۰ بیماری را همزمان دچار شده است و این دوستان در کابینه نیز نمیتوانند همه این بیماریها را همزمان درمان کنند لذا باید اولویت بندی صورت میگرفت به عنوان مثال ما بحث بحران آب، ابر چالش جمعیت، صندوقهای بازنشستگی، ناترازی نظام بانکی، فضای کسب و کار، نابرابری فزاینده، اتلاف منابع یارانهها، رشد نقدینگی و تورم را داریم و شاید اگر آنها را بشماریم به ۲۰ تا ۳۰ بیماری در اقتصاد ایران میرسیم و در این خصوص که شدت و ضرورت این بیماریها چقدر است نیز هیچ آزمایشی در اقتصاد ایران صورت نگرفته که مشخص کند اولین بیماری که باید در اقتصاد ایران درمان شود چیست و به عنوان مثال صندوقهای بازنشستگی است یا نظام بانکی و یا نابرابری فزاینده و ما نمیتوانیم همه این بیماریها با یکدیگر درمان کنیم.