آرمان ملی- نرگس کارخانهای: مردمی که در افغانستان تصور میکردند با تسلیم شدن در برابر طالبان، کشتار و ناامنی به پایان خواهد رسید، شاهد دو انفجار خارج از فرودگاه کابل و در میان جمعیت منتظر برای خروج از کشور در روز پنجشبه چهارم شهریور بودند. اینبار مسئولیت با حکومت اسلامی خراسان، افراطیترین گروه در میان مجاهدین در افغانستان، است که در ننگرهار مستقر است. گفته میشود این گروه رابطهای با طالبان از طریق شبکه حقانی دارد. مسئول امنیت کابل حالا خلیل حقانی است. بایدن نیز در این خصوص زبان به تهدید گشوده اما به نظر نمیرسید حرفهای او امنیتی برای مردم در کابل و افغانستان به ثمر آورد. پیشبینی اقدامات این گروههای تروریستی در افغانستان که بسیار سریع کار خود را آغاز کردهاند و اهدافی که دنبال میکنند موضوعی مورد توجه است و در این رابطه محسن روحی صفت، کارشناس مسائل شبه قاره، به گفتوگو با «آرمانملی» پرداخته است که در ادامه میخوانید.
همواره هشدار داده میشد که با حضور طالبان در افغانستان، این منطقه به محلی مناسب برای گروههای تروریستی تبدیل خواهد شد. آیا این اقدام سریع از سوی این گروهها در این کشور قابل پیشبینی بود؟ در حال حاضر با چه پدیدهای در افغانستان از نظر تروریسم مواجه هستیم؟
این وضعیت و فعال بودن چنین گروههایی در افغانستان قابل پیشبینی بود و اساسا آنها از نظرها پنهان نبودند، چراکه دارای پایگاههایی در کنر، لوگر و ننگرهار هستند. به خاطر داریم که پیشتر زمانی که طالبان مسئولیت برخی از انفجارها را نمیپذیرفت، مدعی میشد که داعش مسئولیت آنها را بر عهده دارد. عملیاتهای داعش پنج سال است که در افغانستان جریان دارد که در ابتدا در مرزهای ایران بودند و بعدتر بخشی از آنها با طالبان نیز درگیر شدند و به مرور پایگاههای خود را از نزدیکی مرزهای ایران به مرزهای شرقی که محل استقراری برای طالبان هستند منتقل کردند. بخش مهمی از آنها به سمت بدخشان رفتهاند و در دلتای رودخانه آمودریا در نزدیکی شیرخان بندر به طور سازماندهی شده حضور دارند. این افراد از عراق و سوریه، بنابر برخی تحلیلها، به صورت هدایت شده به این منطقه آمدهاند تا سبب ناآرامی آسیای مرکزی در همسایگی چین و روسیه شوند.
شبکه حقانی در ارتباط با حکومت اسلامی خراسان است در نتیجه آیا ردپایی از حضور طالبان در نتیجه توجه به هدف و عاملین این اقدام تروریستی میتوان یافت؟
در حال حاضر مسئولیت اتفاقات در کشور بر دوش طالبان است و اگر نتواند امنیت را برقرار کند متضرر خواهد شد، چراکه در صورت ادامه پیدا کردن این دست مشکلات و ناتوانی در برقراری امنیت، مخصوصا اگر منشایی از سوی خود اعضای اصلی داشته باشد، ناشی از نوعی شکاف و انشقاق خواهد بود که نشان میدهد طیفهایی در طالبان مخالف وضع موجود و به دنبال سیاستهای متفاوت هستند. به نظر میرسد این اقدامات برای خروج سریع و کامل آمریکاییها از افغانستان صورت گرفته است. آقای بایدن هم تنها اظهار کرده که نیروهای خود را هر چه سریعتر خارج خواهد کرد تا مورد هدف، حمله و آسیب قرار نگیرند. مهمتر از همه آنچه باید مورد توجه قرار گیرد این است که این خروج و وارد کردن فشار در این راستا، در جهت اهداف و منافع کدام گروه، طرف و یا جریان است.
چه آیندهای در نتیجه حضور این گروهها برای افغانستان متصور هستید؟ آیا شاهد حضور و فعالیت دیگر گروههای تروریستی در افغانستان خواهیم بود؟
20 گروه شناخته شده تروریستی در افغانستان وجود دارد که القاعده و داعش تنها دو گروه از آنها هستند. در این لیست حدود 5 گروه نیز از آسیای مرکزی و همچنین گروههای ازبک و ترکستانی رسما فعالیت دارند. در اصل برخی جریانات خارج از افغانستان هستند که به دنبال آرامش در افغانستان نیستند، جریاناتی که ممکن است حتی داعش را هدایت کنند و در ارتباط با آنها باشند. آنها در آینده افغانستان اثرگذارند چراکه با وجود اینکه این جریانات خواستار قدرت گرفتن طالبان هستند، علاقهای ندارند آنها حاکمیتی به صورت گسترده داشته باشند و بنابر رویکرد آنها باید در کنار طالبان گروههای دیگری چون داعش حضور داشته باشند تا منطقه ناامن باشد و در ناامنی منافع آنها تامین شود. باید دید در خارج از افغانستان چه جریاناتی از ادامه ناامنی، بیثباتی و انفجارات در افغانستان سود میبرند. قطعا یکی از آنها برخی جریانات در پاکستان، جدا از دولت هستند که به دنبال ادامه این ناامنیها به این اقدامات دست میزنند.
در میان این ترکیب از نیروها و جریانات اثرگذار مختلف در افغانستان، آیا پنجشیر و احمد مسعود به عنوان مقاومتی در برابر آنها قابلیت عمل و اثر خواهند داشت؟
به دلیل شرایط جغرافیایی پنجشیر و روحیه مردم و آنچه در تاریخ گذشته است، شکست روسها و طالبان در پنجشیر، این دره همیشه نماد مقاومت بوده است. بنابراین وقتی از پنجشیر صحبت میشود تنها منظور خود این دره نیست بلکه اشاره به افرادی است که دارای دید متفاوتی هستند. مقاومت آنها منحصر به اقدامات نظامی نیست تا نیروی آنها را وابسته به کافی بودن تسلیحات آها بدانیم بلکه آنچه در پنجشیر بوده و هست یک جریان فکری و فرهنگی را نمایندگی میکنند و قطعا این جریان دارای برنامه نظامی است و در صورت مواجه با حمله، مقاومت میکند اما بیشتر دارای رویکردی فرهنگی- سیاسی است که به آزادیها، دولت فراگیر، حقوق زنان، حقوق بشر و این دست مسائل اعتقاد دارد. به طور کلی این جریان به دنبال صلح و مذاکره است و جنگ داخلی را مطلوب نمیداند و بر این اساس با وجود اینکه دید متفاوتی نسبت به طالبان دارد به دنبال نشستن بر سر میز مذاکره مسالمتآمیز است تا راهحلی برای مشکل افغانستان بیابد. اما در حال حاضر اعتماد کم است و افراد در این دره بیان کردهاند که منتظرند تا عمل افراد در جبهه مقابل به وعدههایشان را شاهد باشند. بنابراین ممکن است این کار زمان زیادی
ببرد و این مسیر یک آتشبس طولانی مدت یا میان مدت را بطلبد تا مشارکتی در حکومت ایجاد شود.