افغانستان با جمعیت ۳۸ میلیون نفری در همسایگی شرقی ایران در سه بخش فعالیت اقتصادی دارد. نخست بخش کشاورزی است که تولید داخلی، کفاف مصرف را نمیدهد و کشور نیاز به واردات برخی محصولات کشاورزی دارد. دلیل این مساله این است که بهترین زمینهای کشاورزی به کشت کوکنار یا همان خشخاش برای تولید تریاک اختصاص داده شده است. در دامداری، افغانستان به سبب داشتن مراتع کوهستانی خودکفاست و در برخی سالها محصولات دامی بهویژه پوست را صادر کرده است. با این حال، صنایع فرآوری قدیمی است و نیاز به بازسازی و نوسازی دارد. دوم بخش صنعت است که زیرساخت کافی ندارد و سوم بخش معدن است که بهدلیل مسائل فنی و سرمایهگذاری، دولت امتیاز استخراج معادن را به بخش خصوصی و خارجی واگذار کرده است. در بخش معدن، طالبان نیز در قلمرو تحت کنترل خود از این راه بهره میبرد. زیرساختهای شبکه راهها و حمل و نقل و نیز عوارض دریافتی از ترانزیت آن مقداری نیست که نقش مهمی داشته باشد. عمده فعالیتهای اقتصادی در کنار بخش کشاورزی تقریباً مناسب و صنعت کمبنیه، تجارت و خدمات است. بهویژه کسبوکارهای کوچک و استارتآپها در سالهای اخیر، بخش خدمات را تقویت و اشتغالهای مناسبی ایجاد کردهاند. ایران با ساخت و راهاندازی راهآهن به افغانستان قصد داشت به شمال غرب این کشور یعنی در نزدیکی مرزهای ایران و افغانستان به منابع معدنی آن منطقه نزدیک شود. برآورد میشود ارزش این معادن حدود ۳ هزار میلیاد دلار باشد، اما استخراج این منابع نیاز به سه پیششرط دارد. نخست بازار مصرف، که هندوستان در این زمینه برای خرید این منابع از افغانستان اعلام آمادگی کرده است. دوم حمل و نقل است که مسیر راهآهن آن هنوز تکمیل نشده و سوم ثبات است، یعنی دولتی که مستقر باشد و شرکا بتوانند با آن کار کنند. بنابراین از نظر اقتصادی با کشوری مواجهایم که منابع بیکران معدنی دارد، اما برای بهرهبرداری از منافع اقتصادی آن علاوه بر بازار مصرف، حملونقل و ثبات، نیاز به سرمایهگذاری برای استخراج دارد. چین پیش از این اعلام کرده بود اگر طالبان در کابل قدرت را در دست بگیرد ما با آنها «روابط دوستانه خواهیم داشت». این بدان معناست که برقراری روابط پس از برپایی حکومتی قانونی در افغانستان امکانپذیر خواهد بود، زیرا در صورت نبود دولت قانونی و شناسایی بینالمللی، امکان برقراری روابط دیپلماتیک و روابط بانکی وجود نخواهد داشت و بسترهای قانونی برای تضمین سرمایهگذاری و بازگشت پول فراهم نخواهد شد و سرمایهگذاری خارجی مستقیم صورت نخواهد گرفت و اشتغال جدید بهوجود نخواهد آمد. افغانستان از دو جهت دسترسی به بازارهای شرقی و نیز بازار مناسب صادارت، برای کشور ما اهمیت اقتصادی دارد. در برخی سالها صادرات ایران به افغانستان به ۵ تا ۶ میلیارد دلار یعنی حدود ۱۰ برابر صادرات ایران به روسیه رسیده است. اما آنچه که برای ادامه روابط تجاری ایران و افغانستان اهمیت دارد، این است که آنها نیز بتوانند منابع مالی برای واردت از ایران را تأمین کنند. اگر ایران میتوانست راهآهن خود را پیش از این به افغانستان متصل کند و از آنجا به آسیای مرکزی برسد، میتوانست گزینه زمینی دومی علاوه بر ترکمنستان در دسترسی به بازارهای مصرف آسیای مرکزی ایجاد کند و صادرات خود به منطقه را افزایش دهد. برای این منظور ساخت بیش از ۸۰۰ کیلومتر راهآهن از مرزهای ایران مورد نیاز است و اکنون ما ۱۰۰ کیلومتر آن را تا نزدیکی هرات احداث کردهایم. اگر حد فاصل هرات تا مزار شریف که فاقد راهآهن است تکمیل شود، به آسیای مرکزی دسترسی ریلی خواهیم داشت. دولت ازبکستان در این زمینه علاقهمندی برای سرمایهگذاری مشترک را اعلام کرده بود. «ابتکار کمربند و راه» ابتکار چینیها برای بهرهمندی از منافع اقتصاد حمل و نقل است. چینیها معتقدند اگر میخواهی ثروتمند شوی، راه بساز. در واقع تأمین نیاز جمعیت انبوه ۱.۳ میلیارد نفری از مسیر صادرات میگذرد. برای صادرات کالای ساخته شده نیز از آنجایی که همه مواد اولیه و نهادههای تولید در چین وجود ندارد، باید واردات انجام شود. وقتی چنین اقتصادی را تعریف میکنیم، اهمیت راه مشخص میشود. در اقتصادِ حمل و نقل، باید مسیرهای بهینه یعنی مسیری که کمترین هزینه-فرصت دارد انتخاب شود. جاده را دولتها میسازند، قوانین را مجلسها تنظیم میکنند و بانکها و بیمهها وارد عمل میشوند تا بخش خصوصی روی آن جاده فعالیت کنند. بنابراین اگر برای بخش خصوصی فضای مناسبی فراهم نشود، نمیتوان از جادهها استفاده کرد. جاده باید امنیت، سهولت و سرعت و منفعت داشته باشد. بنابراین فقط ساختن جاده و کریدور کافی نیست، باید فضایی برای بهرهبرداری از آن فراهم شود، فضایی سیاسی که بتواند این فرآیند را سهولت و امنیت بخشیده و تکصدایی داشته باشد و حکومت قانون بر بسترهای کسبوکار و ترانزیت را حکمفرما کند. افغاستان امکان تبدیل شدن به یک چهارراه ارتباطی را داشت. طرح کتای (KTAI) که از سرواژه کشورهای قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان و ایران ساخته شده، مسیری است که اکو با ۵۰۰ میلیون دلار برای مطالعات ظرفیتسنجی پیشنهاد میدهد. اما پرسش این است که چه کسی میخواهد در افغانستان آن را به اجرا برساند؟افغانستان به زمان زیادی برای ثبات و استقرار دولت قابل قبول و جمعیت نیاز دارد؛ اینکه افغانستان بتواند به یک چهارراه ارتباطی تبدیل شود، در شرایط کنونی بسیار دور از ذهن است. طرح کتای (KTAI) که از سرواژه کشورهای قرقیزستان، تاجیکستان، افغانستان و ایران ساخته شده مسیری است که اکو با ۵۰۰ میلیون دلار برای مطالعات ظرفیتسنجی پیشنهاد میدهد. بیثباتی سیاسی و ناامنی از موانع توسعه اقتصادی افغانستان هستند و با تحولات اخیر مشخص نیست راه از دست رفته مردم افغانستان چه میزان باشد. امیر احمدیان معتقد است برآوردی زیان اقتصادی تحمیل شده به افغانستان در شرایط پیچیده کنونی بهسادگی امکانپذیر نیست، اما پس از این، اقتصاد افغانستان نخواهد توانست از منافع حاصل از سرمایهگذاریهای زیرساختی بهرهمند شود. ایران در کنفرانس بن که در سال ۲۰۰۱ در آلمان برگزار شد، خط اعتباری ۵۰۰ میلیون دلاری را به افغانستان متعهد شد و در یکی از موارد تعهد شده، مسیر جادهای ۱۲۰ کیلومتری دوقارون به هرات را آسفالت کرد. مشارکت دیگر کشورها در زمینه سرمایهگذاریهای زیرساختی نیز دارای اهمیت است. همچنین فضاهای رسانهای، شبکههای تلویزیونی، ایستگاههای رادیویی، دانشگاهها و نیز مراکز علمی و تحقیقاتی دیگر مواردی هستند که مهیا شده بودند. با این حال، تخریبها از همین حالا آغاز شده و مایه تأسف است که افغانستان به یک دوره کما وارد و به یک محیط بسته تبدیل میشود و اینها زیان اقتصادی هستند که به این کشور تحمیل میشود. جمعیت دختران دانشآموز، دانشجو و شاغل در سالهای گذشته در افغانستان رو به افزایش و مشارکت آنها رو به بهبود بود. بنابراین اگر این جمعیت اجازه حضور در دانشگاهها و مراکز آموزشی و اقتصادی را نداشته باشند و خانهنشین شود، سطح رفاه و توسعه افغانستان تنزل خواهد یافت. بدون شک تولید ناخالص داخلی هم به سبب عدم دسترسی به کمکهای غربی و کاهش اشتغال، با بحران روبهرو خواهد شد.