ادامه صفحه 6 / احتمال می دهــم کــه آمریکا با تداوم و تشدید شرایط جنگ داخلی و هرج و مرج در افغانستان سعی میکند حکومتی قوی و فراگیر در این کشور شکل نگیرد تا از یک طرف توسعه اقتصادی با همسایگانی چون ایران و چین محقق نشود و هم بدین وسیله دامنه و اصطلاحا سرریز ناامنیهای افغانستان به مرزهای چین، ایران و حتی روسیه کشیده شود. اینجاست که تغییر نگاه آمریکا در قبال افغانستان از حالت نظامی به حالت نیابتی، امنیتی و کنترل از راه دور معنای روشنتری پیدا میکند. اگرچه طی این روزها فعلا چین، روسیه و ایران در کنار پاکستان روابطی را با طالبان داشته و دارند، اما این بدان معنا نیست که اروپاییها و آمریکا هم این فرصت را به تهران، پکن، مسکو و اسلامآباد خواهند داد. کما این که در همین روزها انگلستان هم از احتمال برقراری روابط با طالبان خبر داده است و در کنار آن اتحادیه اروپا هم اعلام داشته که به دنبال برقراری روابط با طالبان است. ضمن اینکه خود طالبان هم تقریبا به این آگاهی رسیده است که باید یک نگاه متوازن دیپلماتیک را با همه کشورهای جهان برقرار کند. افرادی که در شورای رهبری طالبان قرار دارند سالهای متمادی در زندان گوانتانامو به سر بردهاند و در آنجا با فرهنگ آمریکا آشنایی لازم را پیدا کردهاند. یعنی همین افراد فقط برنامههای تلویزیون آمریکا را در زندان مشاهده کرده باشند، بهاندازه کافی به آگاهی رسیدهاند. لذا باید این افراد را متفاوت از بدنه نظامی و امنیتی طالبان دانست که اکثریت آنها از روستاها و مناطق دور افتاده افغانستان وارد این گروه شدهاند. طالبان به همان اندازه که مشتاق است، مناسبات خود را با کشورهایی چون روسیه، چین و ایران تقویت کند از پتانسیل بالقوهای برای تقابل با این کشورها بهدلیل برخی مسائل ایدئولوژیک برخوردار است که میتواند مورد سوءاستفاده اروپا و آمریکا قرار گیرد. پس باید با دقت و هوشمندی سعی کنیم این فرصت تبدیل به تهدید نشود.