همانطور که در اظهار نظر برخی از نمایندگان از جمله آقای دکتر بحرینیزاده نماینده مشهد دیدیم، برنامهای که شخص آقای رئیس جمهور و تک تک وزرا دادند و چینش وزرا در حقیقت حاکی از این امر است که یک تفکر منسجم با تقسیم کار درست بین وزرا در برنامهها وجود ندارد. به ویژه درحوزه اقتصادی اینکه رئیس جمهور و دولت برنامهای داشته باشند و اجزای آن برنامه را متناسب با جایگاه هر وزارتخانهای بین وزرا تقسیم کرده باشند. لذا این عدم جامعیت بین خود برنامه و برنامههای وزرای پیشنهادی مشهود است. نکته دیگر تیم اقتصادی است که آقای رئیس جمهور اعلام کرد که معاون اول به عنوان هماهنگ کننده تیم اقتصادی دولت تعیین شده و دیروز نیز آقای عباس زاده مشکینی از نمایندگان مجلس از این موضوع انتقاد کرد که مطابق قانون وزارت اقتصاد فرماندهی این تیم باید وزیر اقتصاد باشد، در حالی که آقای رئیسی معاون اول خود را برای امر مهم تعیین کردند. لذا خود همین نکته نشان میدهد که نگاه رئیس جمهور به برخی وزرا و وزنی که وزرا در مجموعه کابینه دارند بیشتر نگاه سرباز است تا فرمانده. قبلا در کابینه آقای روحانی معروف بود که وزرا ژنرال هستند اما به نظر میآید برخی وزرای این کابینه درحد سرباز صفر هستند. البته خود این مساله نشان دهنده تفکری است که گویا بناست که به نحوی تابع فرامین معاون اول یا خود رئیسجمهور باشند و حد و اندازه وزرا طوری نیست که بتوانند در حد یک وزیر عمل کنند و بیشتر انگار مطیع بودن و تبعیت از فرماندهی مد نظر بوده است. البته ضرورت هماهنگی، هارمونی و هم افزایی بین اعضای یک تیم و تعهد به کار گروهی و تیمی بدیهی و نقطه قوت کابینه است. اما اینکه تفکری وجود داشته باشد که عناصر ضعیفی را انتخاب کند که ابتکار عمل نداشته باشند و بیشتر مطیع باشند خلاقیت و اثر بخشی و ابتکار عمل را در وزرا تضعیف میکند. به نظر میرسد که برای کابینه به دنبال افراد استخواندار که در حوزه خود شاخص بوده و حرفی برای گفتن داشته باشند نرفتند. نوعا اگر در نظر بگیریم اکثر قریب به اتفاق این وزرای پیشنهادی در خوشبینانهترین حالت از افراد درجه 3 آن حوزه هستند و هیچکدام درجه یک و دو نیستند. لذا در حوزههای مختلف افراد با تجربهای که به خصوص این وضع فعلی را بتوانند پاسخگو باشند و مدیریت کنند مجموعا در بین آنها دیده نمیشود. اگر بخواهیم تک به تک نیز اظهار نظر کنیم وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش ضعیف ظاهر شد و البته کمیسیون آموزش و تحقیقات نیز در گزارشی که در مورد وزیر داد حق مطلب را ادا کرد و نسبت به وی رای مخالف داد. در مورد سایر وزرا نیز همینطور است؛ مثلا وزیر پیشنهادی اقتصاد تنها کاری که کرده کارهای پژوهشی در مرکز پژوهشهای مجلس بوده و تجربه اجرایی کار در حوزه پر مساله و گسترده وزارت اقتصاد و دارایی را ندارد. وزیرخارجه نیز گرچه از این جهت امتیاز دارد که در وزارت خارجه پله پله رشد کرده اما از دیپلماتهای شاخص در وزارت خارجه محسوب نمیشود اگرچه نسبت به سایر وزرا تقریبا وضع مطلوبتری دارد. وزیرکشاورزی نیز تجربه کار اجرایی کافی در این حوزه را ندارد. بنابراین در مجموع دیده نمیشود که این وزرا از توانایی لازم برای مدیریت کردن هیأت دولت در این شرایط ویژه برخوردار باشند.