بستن
کد خبر: ۱۰۲۱۰۷۰

ارجحیت تعهد و توهم آدم خوب!

ارجحیت تعهد و توهم آدم خوب!
ابراهیم اصلانی روان‌شناس تربیتی

در آستانۀ تشکیل دولت جدید پدیده‌ای که من آن را «توهم آدم خوب» می‌نامم دوباره سربرآورده است؛ البته این بار به شکلی گسترده، منظم و حساب‌شده. رئیس دولت گروهی را به‌عنوان وزیر معرفی کرده است که تصور می‌رود آدم خوب هستند و ظاهراً همین ویژگی بهترین نشانۀ شایستگی و لیاقت و کارآمدی است. طبعاً خوب بودن در این تفکر مفهوم خاص خود را دارد و الزاماً با تصوری که من و شما از آدم خوب داریم، یکی نیست. تفکری که منجر به سر کار آمدن دولت فعلی شد و البته مدافعان، خوب بودن را بیشتر معادل انقلابی بودن، جهادی بودن می‌داند. آدم‌هایی سر کار آمدند و بر پست‌های مدیریتی تکیه زدند که حتی اگر چیزی بلد نبودند، متعهد بودند. نکتۀ معیوب قضیه آنجا بود که مفهوم تعهد به جای وجدان کاری، اخلاق اجتماعی، سلسله مراتب مدیریتی و کاردانی، به‌ظواهر تقلیل یافت. کافی بود با ظواهر رفتاری و پوشش نشان بدهی که مثل آنها هستید. خیلی‌ها هم که وضع را چنین دیدند، برای عقب نماندن از قافله، خود را به تعهد آراستند! عده‌ای حتی مسیر افراط را پیموده و دو شخصیتی شدند؛ شخصیتی برای کار و مدیریت و شخصیتی برای زندگی خصوصی! شاید هنوز زمان آن فرا نرسیده است که مدیران به بلاهایی که از تفکر غلبۀ تعهد بر سر کشور آمد اعتراف کنند، اما همان موقع هم کم‌وبیش فهمیدند که تند رفته‌اند. اصل تفکر «ارجحیت تعهد بر تخصص» پابرجا ماند و هر جا لازم شد به‌عنوان حربه‌ای در معادلات سیاسی و جناحی مورد استفاده قرار گرفت. با این همه، کم‌وبیش از مفاهیمی مانند شایسته‌سالاری، کارآمدی و تخصص هم در فرهنگ مدیریتی کشور سخن به میان می‌آمد. الان دوباره برگشته‌ایم سر خط و این‌که آدم خوب‌ها یا همان متعهدها بهترین گزینه برای مدیریت کشور هستند حتی اگر مرور تجارب و سوابق‌شان نشان دهد که کاربلد نیستند یا در کارشان چندان موفق نبوده‌اند. بیشتر این گزینه‌های وزارتی حتی اگر به فرض آدم خوب باشند، مدیران توانمند، کاردان، مسلط و متخصصی نیستند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی