ادامه از صفحه اول/ مثل ضدزن بودن و تلاش برای به اجرا در آوردن تمامی احکام شرعی و ... و از طرفی به وجود آوردن زمینه تمرکز روی نیروهای تروریستی در افغانستان. با توجه به اینکه طالبان یک گروه شورشی محلی است و برخلاف داعش و القاعده شعباتی در جهان ندارد که گروههای تروریستی خطرناکی هستند، در درجه اول، میتواند به آن سمت و سوی اولیه خود حرکت کند ولی به نظر میرسد سمتوسوی دوم به واقعیت بیشتر نزدیک باشد و در پیامهایی که رهبرانش ظرف روزهای گذشته مطرح کردند، علاقهمند هستند که افغانستان را به کشوری مستقل درآورند و راه ترقی و پیشرفت را برای افغانستان فراهم و جذب سرمایهگذاری خارجی کنند و دست از اقدامات تروریستی خود بردارند و به سمت ایجاد ارتباط با نظام بینالمللی بروند و یک نوع تغییر در نگرشهای مذهبیشان هم ایجاد کنند. در غیر اینصورت آمریکا از اینکه طالبان بخواهد احکام شرعی را اجرا کند، میپذیرد همانطور که از ما پذیرفته که احکام شرعی اجرا میشود و برای خانمها و آزادیها محدودیتهایی ایجاد شده است؛ بنابراین برای آمریکا مهم است که بتواند موضوع را آرام کند. اما طالبان در مورد رابطه با ایران اگر بخواهد راه دوم را انتخاب کند، ناچار است که یک رابطه معمولی داشته باشد، اما نمیتواند یک دوست استراتژیک در همسایگیمان باشد همانطور که عراق هم نبوده. اما مقامات ما دلخوش از اینکه آمریکاییها از افغانستان رفتهاند، هستند که کافی نیست و یک طرف قضیه است. طرف دیگر این است که طالبان بتواند مرزهای شرقی ایران را تحت فشار و آزار قرار دهد. به همین دلیل الان صبر پیشه کردهایم که ببینیم شرایط چگونه میشود و به چه سمت و سویی حرکت میکند و طالبان چه جلوهای از خود به نمایش میگذارد و از اینروست که مقامات ما اظهارنظرهای مستقیم در مورد طالبان نکردهاند. طالبان تلاش میکند که بتواند یک مشروعیت داخلی و بینالمللی بهدست آورد و احتمال دارد که بتوانیم با طالبان در آینده نزدیک بهعنوان دولتی مستقل که اگرچه ممکن است نام امارت اسلامی داشته باشد که ما هم خیلی کمتر از امارت اسلامی نیستیم، روابطی داشته باشیم. آنچه بهعنوان نتیجه میتوان گرفت اینکه طالبان باید اجبارا از رفتارهای خشن، آزار عمومی و تنگنظریها فاصله بگیرد و بهعنوان یک نهاد سیاسی با قوانین بینالمللی آشنایی بیشتر و روابط نزدیکتری برقرار کند.