اینکه آمریکاییها و اروپاییها در مورد مساله افغانستان دو گانه برخورد میکنند ناشی از این امر است که به نظر میرسد آمریکا با طالبان معامله کرده است. آنها در دوحه بر سر اینکه طلبان در افغانستان به قدرت برسند توافق کردهاند و مطالبی که جز این مطرح می شود همه صرفا حرف است. لذا اروپاییها و آمریکاییها در این مساله به مردم افغانستان پشت کردند اما نمیخواهند مردم این واقعیت را بفهمند و به نوعی برخود میکنند که اگر طالبان زیاده روی کنند، امارات اسلامی را آنطور که گفتهاند بنا کنند و مردم را در قدرت شریک نکنند ما آنها را به رسمیت نمیشناسیم. در حالی که واقعیت این نیست. واقعیت این است که بین طالبان و آمریکا توافق شده است. البته بخشهایی از آنچه که در افغانستان پیش آمد پیش بینی نشده بود. مثلا مقاومت اشرف غنی در مرحله اول و فرار او در روز یکشنبه که بحران افغانستان را به این شکل پیش آورد و کابل تسلیم شد پیش بینی نشده بود. یا اینکه قرار نبود طالبان به مراکز استانها یا پایتخت حمله کند و این هم در توافق یاد شده نبود و در عمل پیش آمد. یعنی شرایطی بوجود آمد که وقتی اشرف غنی از افغانستان فرار کرد طالبان نیز کابل را گرفتند. البته اکنون بحث این نیست که آمریکاییها یا اروپاییها میخواهند چه سیاستی را اعمال کنند بلکه دعوا بزرگتر از این حرفها است. دعوای اصلی بین چینیها و آمریکاییها بر سر قدرت هژمون قرن 21 است و روسها نیز در این زمینه سعی می کنند که منافع خود را پیگیری کنند. همه اکنون فکر میکنند که طلب به عنوان یک واقعیت در افغانستان به قدرت رسیده و باید با آنها کار کرد. ایران اکنون همین سیاست را در پیش گرفته و بقیه کشورها اعم از اروپا ، چین و روسیه نیز همین سیاست را در پیش خواهند گرفت و آمریکا نیز به همین رویه عمل خواهد کرد. منتها آنچه اکنون مشکل مینماید سرعت عملی است که پیش آمده و همه را غافلگیر کرده است. آن طرحی که آمریکاییها داشتند مبنی بر اینکه آقای جلالی را به عنوان ریاست دولت موقت روی کار بیاورند و طی شش ماه فکر شود وکم کم تغییر مسالمت آمیز قدرت به نفع طالبان عملیاتی شود عملا با حرکتی که اشرف غنی کرد و از کشور گریخت بهم ریخت. بنابر این اکنون بحث این است که چه نوع حکومتی در افغانستان سر کار باشد. از یک طرف طالبان بی میل نیستند که امارات اسلامی خود را یک تنه و با توجه به انحصار طلبی خود ایجاد کنند منتها واقعیتها چنین چیزی را نشان نمیدهد. جرا که مردم افغانستان الان سراسیمه و وحشت زده هستند و از اینکه طالبان قدرت بگیرند واقعا نگرانند. از آن طرف دره پنج شیر جایی که است که میتواند دوباره مقاومت ر ا سازماندهی کند. الان کسانی که نمیخواهند زیر سلطه طالبان بروند میتوانند به دره پنج شیر رفته و آنها یک مقاومتی را بر علیه طالبان ساماندهی کنند. پنج شیر را حتی روسها هم نتوانستند بگیرند برای اینکه تنگه ای است که قابل دفاع است. اما اینکه آنها بخواهند به کابل حمله کنند و تغییر وضعیت دهند چندان واقع بینانه نیست و آنها بیشتر به عنوان اهرمی برای فشار و چانه زنی در دوحه برای توزیع قدرت عمل می کنند. طالب باید بپذیرد که بقیه گروهها و مذاهب نیز در حکمت دست داشته باشند و به نوعی قدرت متوازنی به وجود آید. لذا به نظر میرسد که در این خصوص شورای امنیت میتواند نقش ایفا کند. جلسه شورای امنیت احتمالا به این سمت و سو میرود که احتمالا طالبان را تشویق کنند دولتی به وجود آید که ترکیبی از قومیتهای مختلف باشد.