خواننده شناختهشده کشورمــان معتقد است که بــرای تقـویت محتوا و کیفیت موسیقی، دفتر موسیقـی وزارت ارشاد نمیتواند به بهبود ماجــرا کمک کند، بلکه باید بنیادهای دیگــری در جهــت ارتقای سطح کیفی و محتـــوایی آثار تاسیس شوند. محمد معتمدی با اشاره اولــویتهای اجرایی دفتر موسیقی وزارت ارشاد در دولت جدید پیرامون حوزه محتوا و پیشگیری از رشد قابل ملاحظه آثار بیکیفیت توضیح داد: من اعتقاد دارم آنچه در قانون و چارت اجرایی برای دفتر موسیقی وزارت ارشاد در نظر گرفته شده صرفا نهادی است که حوزه اختیاراتش در بخش اعطای مجوز و ماجراهایی از این دست محدود شده است. وی افزود: دفتر موسیقی وزارت ارشاد برای اینکه بتواند در ارتقای ذائقه عمومی تاثیرگذار باشد نه بودجه، نه بازوی توانایی دارد و نه سیستم اجرایی دولت و حاکمیت نقش پررنگی به این مجموعه داده است. به همین جهت بعید میدانم که این نهاد با توجه به بنیهای که الان برایش در نظر گرفته شده بتواند جز ممیزی کار دیگری را انجام دهند. کار ممیزی هم این است تا جلوی کارهایی که بهزعم کارشناسان دفتر موسیقی «شأن» پایینی دارد و مضر است بگیرد و به آنها مجوز ندهد. در برابر این کار یک سیستم و
عملکرد موثری وجود دارد که دولت و حاکمیتها در قالب «نهادها» یا «فوندانشنهای فرهنگی» بیایند مسئولیت تولید آثـار فرهنگی فــاخر و عرضه آن به جامعــه را برعهده بگیرنــد، فرآیندی که ما تقریبا در هیچ حــوزهای نــداریم. حتی نهادهایی چون بنیاد فرهنگی هنری رودکی و سازمان صداوسیما که ارکسترهایی برای خود دارند، در مقایسه با ارکسترهایی چون ارکستر گلها کاری درعرصه تولید انجام ندادند.
تشکیل نهادی برای موسیقی
این خواننده موسیقی ایرانی در بخش دیگری از صحبــتهای خود با اشاره به اولویتهای اجرایی دفتر موسیقی وزارت ارشاد در حوزه ساماندهی شعر و محتوا بیــان کــرد: ما باید دست از این انتظار که نهــادی مانند دفتر موسیقی وزارت ارشاد مــیتواند بر فرهنگ موسیقایی و شنیــداری جـامعه تاثیــرگذار باشــد برداریم و در پــی تشکــیل نهادهــایی در آینده باشیــم که در قالب یک بنیاد بتوانند در توسعــه و ساماندهی محتوای آثار موسیقایی شرایط بهــتری را تجربه کنند. وی ادامه داد: مانند آنچه در کشور جمهوریآذربایجــان مجموعهای مانند «بنیاد حیدرعلــیاف» انجام میدهد. طبیعتا اگر با چنیــن رویکردی حرکت کنیم آنوقت میتوانیم بر ذائقه عمومی مردم تاثیرگذاشته و جـهتدهیهای مفید مبتنی بر آمــوزههــای موسیقایی را انجام دهیم. اتفاقا در این صورت است که مردم با شناختی که بهواسطه حضور چنین بنیادهای برایشان سلیقهسازی شده بهطور اتوماتیک به سراغ شنیدن آثار فاخر میروند. ولی وقتی خارج از این چارچوبــی کــه به آن اشاره داشتم اتفاقی نمیافتد پــس نباید خیلی انتظار داشت که مخاطبــان ما قدرت تشخیص و ممیزی آثار خــوب از آثار بد را داشته باشند.
معتمــدی خاطرنشان کرد: به اعتقاد بنده این ممیزی که الان در دفتر موسیقی هست تا حدودی میتواند حفظ شود ولی ممیزی اصلی را باید در ذهن، عقل و قوه تشخیص جامعه تقویت کنیم. یعنی در ذهن مردم چنان رشد و بلوغی ایجاد کنیم که خود آنها تبدیل به ممیز محتوایی بشــوند؛ اصلا چرا یک گروه، شورا یا بخش نــامه باید کارها را ممیزی کند؟ مردم باید خودشان به قوه تشخیص برسند تا کار مخــل فرهنگ عمومی را از سبد شنیداری خودشان حذف کنند و بهسمت کارهای فاخر بروند.